463
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین
ما بعضی از بحث های فقهی داریم که خیلی مثال میشه بحث میشه فکر میشه تدریس میشه کتابهایی نوشته میشه و این بحثها در این بعد شانس دارند ولو در بعد دوم که برمحور کتاب الله نیستند بی شانسند اما در این بعد شانس دارند مثل باب طهارات نجاسات فلات مخصوصا خمس و زکات احیانا حج بعد. بعضی از بحثها هستند که شانس ندارند یعنی چهل سال پنجاه سال بیشتر کمتر فقیه بزرگوار تدریس می کند فکر می کند می نویسد بحث میکند اما سراغ اونها یا نمی رود یا خیلی کم رنگ مانند باب امر معروف نهی از منکر جهاد حدود و از این قبیل و همچنین ابواب اقتصادیات اسلامی گروهی گمان می برند که اسلام قوانین اقتصادی کامله ای ندارد علت این است که در طول تاریخ اسلامی ما علمای اسلام بر محور اقتصادیات اسلام در بعد کتاب و سنت به طور مرتب و منظم کار نکرده ایم و از جمله ابواب فقهیه ای که بسیار بسیار مظلوم است و در اثر مظلومیت اون ابواب ظلم به اسلام و مسلیمن شده است باب ربا است اولا در حقیقت ربا و موارد و خصوصیات ربا بحث آنچنانی نشده است بر محور کتاب و حتی سنت و اگر هم مقداری بحث شده کلاه های شرعی به تعبیر ثابتا حقه بازی هایی که به نام شرع اینو وانمود می کنن مقادیر بسیاری از رباها حلال شده ما در باب ربا باید درست بحث کنیم همونطوری که در آیه مبارکه ربا در سوره بقره شاید حدود شصت هفتاد صفحه و زیادم نرفتیم و همچنین در تبصره الفقها مقدار مختصری بحث کرده ایم اما در عین اختصار اون تفسیر را از نظر عمق دلیل در بردارد ما باید روی ربا بیشتر صحبت کنیم و بحث کنیم روز چهارشنبه عرض کردم که ربا از مصادیق اکل بالباطل است اما این اکل بالباطل که مصادیق و نمونه های گوناگون دارد چه ابتدایی باشد مانند دزدی و کلاه برداری و جیب بری و خیانت در امانت یا ضمنی باشد مانند ربای در بیع در مضاربه در اجازه در مساقاه در شرکت در چه استقلالی باشد مانند ربای در قرض در تمام اینها ربا است همه اینها اکل بالباطل است اما انچه معروف به ربا شده است ربای در قرض است حالا این ربای در قرض که معروف است به عنوان ربا با اینکه مهمترین مصادیق اکل مال بالباطل است اهمیت یه مقداری بحث کنیم ببینید اگر کسی مال کسی را میدزد دزدید رفت دزدید و رفت بر مبنای دزدی دزدی نیست دقت کنید اگر مال کسی را کسی رفت در منزلش یا مهجرش یا چه دزدید دزدید و رفت دیگه این دزدی مبنای دزدی دیگر نیست ولو دزدی دیگر باشد یه مرتبه دزدیند وقتی دزدید رفت اون طرف می تواند یا نمی تواند مقادیری مال تهیه کند که جایگزین مال اول بشه بعدا میشه این به شایستگی اموالی رو احیانا تهیه کنه یا اگر کسی در معامله بیع کم فروخت این کم فروشی در این معامله محور و مبنای بعد برای این شخص نیست این شخص فهمید یا نفهمید حالا اونی که میفهمه فهمید که این طرف بهش کم فروخت دیگه از او نمی خره یا در باب اجازه در باب بیع در باب مضارع و مساقات اگر دید کلاه در این مرحله سرش رفت دیگه سراغش نمیره اگرم نفهمید کلاه سرش رفته اون کلاه اولن مبنای بعضی ها نیست که بعدی ها رو بطلبه اما در ربا اینطوره در ربا اینطوره در باب ربا اگر کسی پولو به شما قرض داد و گفت ماهی انقد بدهید این ماه اول فقط ماه دوم سومه نه اینکه باع این طرف که قرض ربوی کرده است سبک میشه بلکه سنگین تر میشه از چند جهت از چند جهت سنگین تر میشه یک این کسی که اگر این مال مال خودش بود درصد منفعتی که بر او لازم بود فرض کنید ده درصده اما الان که همخود را باید اداره کند با این مال ربوی و هم باید ربا بدهد این درصد بیشتر خواهد شد بیست درصد میشه سی درصد میشه یا بالا و پایینش این یک مبتلای به ظلم می شود اولا خودش که جنسی را که در بازار صد تومن می ارزد این جنس را در بازار صد و چندتام بفروشه و اون چن تومن رو اضافه میگیره چرا برای اینکه این هم خود را باید اداره کند و هم منفعیت پول اون طرف دو سوم اگر بخواد خلاص بشود از این مال ربوی که دیگر منفعت پول ندهد چه باید بکنه باید اضافه بر اون اضافه معمولی که به حساب پرداخت منفعت پول در معاملات انجام میده اضافه دیگری که این راس المال ربوی راس المال ملکی گردد و راس المال ربوی را به صاحب حساب پس بدهد که خودش مالک میشه پس چی میشه تضخم ایجاد میشه یعنی در بعد اول و در بعد دوم و در بعد سوم در سه بعد این مبتلای به ظلم میشه و اون نقطه اولی نقطه استمراری است بر خلاف مفت خواری باب دزدی یه مرتبه دزدید محور بعد خیانت در امانت جیب بری کلاه برداری کم فروشی زیاد گرفتن این ها دفعه ای است یعنی یک دفعه که این کار انجام شد دیگه این دنبال ندارد به طور اتوماتیکی ولی ربا دنبال دارد این کسی که صد هزار تومن و قرض کرده و دارد یک تجارتی میکند یا کاری رو انجام میدهد این دنبال دارد ربا دادن یعنی بیشتر از مقدار معمول یاد فعالیت کند بیشتر از مقدار معمول باید منفعت بگیرد در بعد اول اون بیش را به ربا بدهد در بعد دوم ولی خلاص بشود از این مال گرفته و خلاصی هم بسیار کمه ایا درصد کسانی که مال را به عنوان قرض ربوی گرفته اند و از درآمد خودشون پرداخته اند چقدره خلی کمرنگ است خیلی کمه بنابراین ربا چیکار می کند ربا شخص گیرنده ربا را به زحمت فراوانتر اولا می اندازد به جای هشت ساعت ده ساعت دو منفعت بیشتر گرفتن که زیاد تر از نرخ معمول عادلانه بازار است دو اگر بخواد استمرار بدهد در ربا دادن در منفعت بودن سه اگر درصد خیلی کمرنگ بخواهد خلاص بشود از ربا پول ربا دادن منفعت دادن این باید که جوری بفروشد چند برابر بفروشد تا بتواند این مقدار سرمایه مال خودش باشد تا به ان شخصی که پولو .. نده بنابراین این چند اطلاع از برای گیرنده ربا حاضر میشه ضرر کند نفع کند مال از بین برود اصلا نه ضرر کند نه نفع کند در هر صورت گیرنده مطالبه میکنه و ایا این شخصی که گیرنده ربا است اگر مال پهلو خودش بود و تجارت میکرد در هر صورت نفع می برد و در هر صورت درصد نفع یک سان بود یک نفع بود اما حالا که این پولو داده دست دیگری در هر صورت از اون مال فرق می خواد اگر بمیرد منفعت بده کم باشد منفعت نباشد ضرر باشد کل از بین برود بسوزد بسازد شما از هر طرف نگاه کنی ربا کشنده کل جهات زندگی ساز انسانی است عقل را ایمان را محبت را مال را استعداد را ناموس را عرض را هر چه باید و شاید انسان به طور صحیح و درست داشته باشد به اینها لطمه میزنه شخص ربا گیرنده رحم اصلا ندارد چون مجانی مجانی اومده اومده هی میخواد تلمبار بشه ربا روی ربا ربا روی ربا و شخص ربا دهنده این همش شب و روز باید بدویه اضافه ای بر این دویدن اضافه باید زیاد تر منفعت بگیره برای خاطر ربا دادن اضافه بر این منفعت زیاد تر باید زیادتر روی زیادترم بگیرم برای اینکه خلاص بشود از این سقل و بدبختی این راس المالی که به عنوان ربا است بنابراین خطر ربا خطر لفظی نیست صحبت لفظ نیست که اقایون می فرماید که بله ما صدهزار تومن رو با یک قوطی کبریت به صد و بیست هزار تومن شش ماهه حلال و طیب و طاهر شیر مادر نه خیر مانند غایط مادره. مانند بول مادره مانند گوشت میته مادره شیرمادر یعنی چه این ربا رو که خداوند حرام کرده است لفظ رو حرام نکرده خود شما کتب زلف زلف پیدا میکنی لفظ حرام نیست اینکه ربا را خداوند در قران حرام کرده بر اون بدبختی اقتصادی است نه فقط اقتصادی بدبختی اقتصادی بدبختی عقیدتی بدبختی اخلاقی بدبختی فکری بدبختی معاشرتی تمام بدبختی هایی که در اجتماع ایجاد میشود بر محور ربا است و ربایعنی بیکاری. و بخورید دیگری کار کند بخورد یا نخورد به شما بخوراند و از بلاهای بزرگی که ادم را به دو بخش تقسیم کرد که یک بخش فلان رفته ولی باز دوباره بیاد و نیاد ظاهرا بازم بیاد اینکه بخش کمونیستی بخش سرمایه داری به چه حسابه ما سه ضلع داریم در مثلث اقتصاد دو ضلعش که افراط و تفریطه بخش سرمایه داری است هر چه من درآوردم با کارکردنم با زورم با زر و تزویرم با قدرتم باید مال منه به کسی نمیدونم ولی بمیره من بودم در اروپا طرف داره جون میکنه گرسنگی .. برای چی بدم ایمان که نیست غیرتم که نیست شرفم که نیست این از این طرف این راس مالی و سرمایه داری میزاید منهای مذهب و منهای وحی منهای دین میزاید .. میگه نه خیر هر کس به اندازه کارکرد خودش و نیاز خودش اگر کارکرد زیادتر از نیاز است زیادی مال دولت اگر کارکرد کمتر از نیاز است حالا اینجا البته دو بخش میشه یا نه خیر ما چیزی از دولت بهش میدیم یا نه همون مقداری که این کارکرد دارد بخورد و نمیر اینطرف کمونیستی و طرف سرمایه داری سرمایه داری و کمونیستی که افراط در جریان اقتصادی است سرمایه داری و تفریط در جریان اقتصادی است که کمونیستی است این دو فرزند زاده حرام اند برای رباخواری رباخواری است که این فرزند را از جهت افراطی و از جهت تفریط درست میکنه کسانی که میخوان جلوی تورم و تضرخم ثروت را بگیرند و جلوی پولداری با زر و زور و تزویر و چه و چنان بگیرند خیال می کنند این تورم ثروت را از بین بردنش این است که هر کس به اندازه کار حاجت نه هر کس به اندازه کار خودش اگر زیاد تربود مال دولت که این طور بدبخت شدند و شوروی منفجرشد بعدا هم تشکیل خواهد شد قطعا چون این دو فرزند زنازاده تواما با هم همیشه در مقابل هم هستند اما اقتصاد بینابین است نه غالب اختصاص است و نه غالب اشتراک سرمایه داری قایل به اختصاص محض است صددرصد و بلشیویکی و اشتراکی قایل به اشتراک است صددرصد در همه چیز مشترکه در اموال عامه مشترکه در کار شخص من مشترکه فکر شخص من نوشته شخص من و لذا تبلور نمیاد وقتی که من مهندس با فلان عمله با فلان بنا با فلان کناس یک جور به ما کوپن بدن نون بدن چه بدن چه بدن چه مرض دارم من مهندس بشم چه کسانی من برم درس بخوانم کار کنم به من که اضافه نمی دن این این بعد رو نخوندن کور خوندن ولی بعد دیگر را برای اینکه تضرخم ثروت از بین برهخوب شما تضرخم و تورم ثروت از مالک شخصی بردید کنار که کردید مالک دولت مگر مالک دولت تضرخم ثروت نیست در ثروت افراد قابل این طرف اون طرف شدنه فردی بیاد بده چی فردی کم بده فردی زیادتر بده چه ولیکن دولت که یک سیطره استبدادی است این دولت دیگه خم به ابروش نتونست بیاد انچه را که صلاح میداند بدهم انچه را صلاح نمیدانم ندهم نمی خوام وارد در بحث کمونیستی بشیم چون زمانش گذشته گر چه در آینده خواهد بود مطمئنا خواهد بود حالا در شوروی نشد در موروی در جای دیگر در جای دیگر حالا در باب ربا ما چند بحث داریم یک بحث این است که که ربا که حرام است یعنی مفت خواری پول را گرفتن و در مقابل کاری و فکری و نوشته ای و جریانی انجام ندادن بلکه از صرف پول که کار نیست و کاره ای نیست انسان منفعت میگیره و اگر به این حساب است که من عرض کردم به چه حسابی شما منفعت پول میگیری به حساب اینکه اگر این پول نزد من بود بهره می بردم خوب شاید شما کسی هستی که اصلا پول پهلوتون میمونه پس بهره ای نداره دو اگر واقعا نزد من بود کار می کردم و بهره می بردم خوب این اگر سه بعد داره یا بهره می برد ولیکن کم یا زیاد و یا ضرر میکنی کم یا زیاد یا هر چی میده نه بهره نه ضرر پس این اگرم نقشی نداره سه اگر نزد من بود صددرصد بهره می بردم بسم الله چند؟ زیاد یا کم یا زیاد پس معلوم نیست چقدر درصد بهره بردن شما که تاجر هستید و کاسب هستید و چه هستید اگرم کاسب کردید و اهل کار بودید اهل کار نیستند اگرم اهل کار بودید و کار می کردید درصد بهره شما معلوم نیست پس چرا از دیگری که کار می کنید درصد بهره معین می گیرید در کل ابعاد این رباخواری ظلمه بعد اول بعد دوم بعد سوم ولاسیما نسبت به کسانی که برای زندگی روزمره مبتلا هستند قرض میکند زیلو بخره زیرپاش بندازه کاسبی نمیکنه ایا از زیلو نشستنش چیزی درمیاد که من به شما بدم اگر من چیزی داشتم به شما بدم که خوب میدادم زیلو میخریدم اون جنسی که من ضرورت باشه میخریدم بنابراین در باب ربا یک طرف قوی میشه کلفت میشه پولدار میشه درصد ضرر ندارد درصد منفعتم معین است معین تومنی ثنار تومنی عباسی تومن بلکه تومن یه تومن بعضی تومنی یه تومن تومنی دو تومن کسانی رو ما سراغ داریم از مسلمون های احمق واقعا عمق که دویست میلیون قرض کرده چهارصد میلیون منفعت داده در ظرف مدتی نه زیاد خوب یک طرف پول همینطور مرتب بره از کجا بره از زحمت زیادتره من یک منفعت بیشتر میکنند مردم دو منفعت بیشتر از بیشتر برای اینکه در ربا دادن را بگذارم .. پس در سه بعد همین طور به طرف ربا خوار مال میره و در این سه بعد ربا دهنده ضعیف میشه ربا دهنده اصلی که کسی است که مال ربا رو گرفته ضعیف میشه مردمی که از این جنس می خرند گرون تر ضعیف میشه در بعد اول در بعد دوم اگر بخواد با این عرض می شود که معامله ربوی جوری تجارت کند که راسالمال مال خودش باشد و راس المال اون طرف بده باز عرض می شود که حساب دیگر می شود بنابراین یک طرف همینطور قر و قر پول به طور مرتب بره در هر حال منفعت کنی ضرر کنی ضرر زیاد کم منفعت زیاد کم کل مال از بین بره که طرف دیگر گنده بشه و این تورمی که ایجاد میشود در اثر قاطعیت ضرر اقتصادی ربا است شده پول صحبت خیار نیست صحبت فکر نیست صحبت ارث نیست که بعدا خواهیم عرض کرد برادران بزرگوار فقیه شیعتا و سنتا که سفت سفت چسبیدن به این مطلب که اگر مکیل و موزون باشد باید هم وزن باشد وزن کار دارند اما اگر مکیل و موزون نباشد هم قیمت و قریب القیمت اما اگر مکیل و موزون باشد هم وزن مثل که اگر ده کیلو روغن کرمانشاه خالص بسیار عالی را با ده کیلو و یک مثقال دوغ از همون روغن را معاوضه کنید کسی که دوغ را گرفته ده کیلو و یک مثقال رو گرفته این ربا خوار است است این تو جهنم است پدر صاحب بچه رو درمیارن باید بگید ده کیلو روغن که صد برابر این دوغه کدوم خری این حرفو قبول می کنه کدوم احمقی این حرفو قبول میکنه ایا بحث لفظ است در اینجا لفظم میگیم اینجا لفظ نیست اصلا یه مرتبه بحث لفظ است میگه من با لفظ صد هزار تومن رو با یه قوطی کبریت شش ماهه صد و بیست هزار تومن این کلاه یه مرتبه ام نه لفظم نیست شما در مالی که میکل یا موزون است میگید اگرم جنس باشد اولا گندم و جو از دروغ هایی است که دراومده ثانیا همجنس اگر باشند جنس بعید باشد جنس قریب باشد اگر از شیر گاو روغن خالص دربیاد یک کیلو حق نداره یک کیلو روغن خالص رو با یک کیلو و یه مثقال دوغ آقا دوغ چقدر روغن دارد باز با شعور کسی ام پیدا کنید این دوغ مگر یک کیلو بود چند گرم بیشتر روغن دارد وانگهی اون دوغایی که روغنشم گرفتن شما یک کیلو روغن را اگر با یک کیلو یک مثقال یک گرم دوغ معاوضه کنی اقا به هر حیوانی بگی کلاه سر کی رفته کلاه سر اونی که یه کیلو روغن داده رفته شما دارید مساله فتوا میدید که نه خیر اینجا ربا خوار کسی است که یک کیلو و یک گرم دوغ گرفته پدر صاحب بچه رو برای این یک گرم دوغ درمیارن شما سرتون نمیشه قیمت اصلا ایا اسلام انقدر ظالم است این قدر معاذ الله جاهل است این قدر معانذ است انقدر متعدی است که در باب معاملات مکیل و موزون فقط حساب وزنه عزیزم شما وقتی که برنجی را با برنجی معاوضه می کنید برای اینکه دم سیاه فرد اعلا کیلو صدوپنجاه تومن خورده برنج هیچ دوم نداره ریزه کیلو بیست تومن شما اگر یک کیلو برنج دم سیاه فرد اعلا میدید در مقابل با این برنج ریز صحبت صدو پنجاه و بیست نیست بلکه این برنج بیس تومنی مساوی با اون چون هر دو برنجند باید مساوی با اون بشه اگر مساوی با اون نباشد این برنج ریز اگر چند دانه چند گرم یک گرم زیاد باشد کلاه سر کسی رفته است که اون برنج خوب رو گرفته و این داره برنج پست بدبخت یک دهم قیمت را با چند مثقال اضافه کلاه سر این رفته کدوم خر خاکی میگه کلاه سر این رفته کدوم خری میگه کلاه سر این رفته باید فریاد کرد فقه اسلام رو نجات داد از دست شما مسلمونها از دست ما فقهای سفهای اسلام باید نجات داد این فقه را چرا فتوا میدیم اصلا ساکت بشید خوب برگردیم سر مطلب ما یک عباراتی هست که در تفسیر داریم مفصلا اقایون ملاحظه می فرمایید مقادیری اینجا هست که کتاب قایون باز می فرمایید عرض می شود که باب الربا ایات رب خوب چند ایت در قران شریف يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً و غیر و غیر و غیر چند آیه است اگر تفسیرو به من بدید تفسیر جلد دو سه است الفرقان و به من بدید جلد دو سه الفرقان الَّذِينَ یاکلون الرِّبَا رو باز کنید آیه اینه الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ آیه دویست و هفتاد و پنج تا دویست و هشتاد پیدا کنید ایه دویست و هفتادوپنج تا دویست و هشتاد سوره بقره لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ در توصیف و مزمت کسانی که وابسته به ربا هستند لا یقومون للحیاه قیام اینها در زندگی در بعد اقتصادی قیام جنون آمیزه خوب قیام با ماله دیگه قیام با مال باید عاقلانه و عادلانه باشه و اصلا خداوند مال رو برای قیام قرار داده وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا لکم قیاما نه علیکم خداوند مقرر فرموده است که این اموالی که مال شماست قیام لکم باشه اگر این مال رو اقتناض کنید بزارید باشه حرامه این قیام نیست اگر مال را به کسی بدهید که اون کار کنه و منافع رو شما بخورید این اقاده این اسرافه این بدبخت کردنه با مال سه بعد است یا با مال باید خوشبخت کند انسان خود و دیگران را به کار بندازد یا با مال بدبخت کند خود و دیگران را خودش این مال رو مصرف چه ضرر داره یا به کسی بدهد که اون همینطور خر همالی کنه و بدو و بدو و از مردم زیادتر بگیرد تا این اقا که همینطور نشسته و کاریم نداره بهش بده بخوره اینم اصراره و بالاتر و بالاتر پس مال دارای سه بعد است یک بعد قیام صالحانه یک بعد قیام مضرانه یک بعد نه قیام و نه صالحا و نه مضرا همینطوری این مال و لذا وَالَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَلا يُنفِقونَها في سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ أَليمٍ چی کار کردین منفعت نداده میزارن بانک لازمم ندارن این پولی که لازم ندارد تو خورجینش توی صندوقش تو بانک نگه داشته اینی که لازم نداره نه ضرر می دهد به کسی نه نفع می برد خود این حرام است تا چه رسد به اینکه این مال را به کسانی بده ولو به اون کسان ضرر بزنه لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ در تفسیر ما اینطور نوشتیم صفحه سیصد و هفت المجله الرابع جز دو سه بقره آقایون مراجعه کنند الایات اولی فیها بشرتم فهمل همله معزتا و .. رعیبتا … الربا مرابی هیچ جای قران این طور به مشرکم کمتر شده ولی در بعضی افعال لانجدها علی ایت کبیره عملیه ام بعقیقیه اللهم الا علی تولیت اعدا الدین .. شبیهش در ترجمه الفقها هست ملاحظه بفرمایید فانها خطر محاسم علی کافه النوامیس می خواین در اون ابعاد بعدیش رو از تفسیر چون ترجمه الفقها شما دارید فی هذه الایات صفحه سیصد و نود … فی هذه الایات زیاه متواصره پشت سر هم شلاق عم الربا و المرابی لا نجد مسفیله لها الا حلا تولیت اعدا الدین چون ما یه ضرر معنوی داریم یک ضرر مادی مضرترین ضررهای مادی ربا گرفتن و ربا دادن است از نظر معنوی تولیت اعدا الدین دشمنان دین را بر خود ولایت و سیطره بدهیم یا ساکت بشویم .. و زیر بار اونها بریم ربا در بعد اقتصادی ما رو فلج می کند و نابود می کند و تولیت اعدا الدین از نظر معنوی عقیدتی اخلاقی و چی والانها عدو عاصم ربا للاقتصاد الاسلامیه سامی تتباع عند اموال و الانفس و الاعراف … من اطلاع دارم کسی پول نداشته است بدبخت بوده معذرت میخوام زنشو تحویل داده به شخص رباخوار پول نداره در باب ربا بعضی وقتا پول میبازند بعضی وقتا ندارند زن می بازند بچه میبازند دختر می بازند اینجوریه جریان صبحت این نیست که مفت خوری در یه حد خاصی بکنند ولذا تتفاع عند اموال والانفس والاعراض والا..والعقاید و یتضاعل المجتمع الاسلامیه سامیه ضعیف می شود و ناچا لاغر و بدبخت می شود اجتماع .. اگر کسی از کسی بدزد از یک فرد دزدیده و این محور تداوم نیست اما اگر کسی ربا دولت ربا ملت ربا بازار ربا این ور ربا اون ور ربا کل اجتماع سقوط میکند والخاص شامل المتواصل انما هو للالزامها باطلا من المال فی الباع الخارجی الزامه والا اون احادیث داریم که اگر شما به کسی قرضی دادید با اون مال کار کرد و و استفاده ای برد و اضافه بر وضع حاجت ایشون بود خیلیم مستحب است به شما چیزی بده نه قرار کنید چون قرار داشتن یعنی چه استفاده ببرد نبرد ضرر کند نکند زیاد داره نداره حتما باید بدی این حتمیت ربا به طور کلی از بین میبره لافقط فی الذهنیته المعب عنها ..الربا ذهنی و لفظی و این حرفها نیست او سمعها تتحمل حیله شرعیه تحللها شرع که حیله نمی زنه ضعیف نیست جاهل نیست فالربا الزیاده عن الحق هی من الباطل عنه او من الحصه مهما شمالاباطل غیرها من سر.. و قبض من مکیال و غلا فی سعر اما هی من حقول اکل بالباطل عقدا و سما من معکل بالباطل دون الاختصاص من بیع ولا اقرار ربا وجه عامه همه رو میگیره منتها عرب الربا ربای قرضه گاه مفت خواری مطلقه گاه مفتخواری یعنی اضافه بر حقه گاه حقی دارید اما اضافه میگیرید ربا است گاه اصلا حقی ندارید مال به کسی قرض دادی هیچ حق ندارید شما کار نکردید که ولاصل الاقتصادی الاسلامیه سامی هو الحصول علی مسایل ایصال دون اکل او ایکال بالباطل عرفیا او شرعیا چه باطل عرفی باشد چه باطل شرعی که بینهما عموم نفوسه من وجه فحق الربا هو صورت العام من حقول اکل بالباطل صورت عامش اینه که بهش صور خاصه داریم باشد چه باشد چه باشد و این صورت عامه است و ان اختصص الهیا یعنی اصطلاحیا فان اختصص صلاحیا بالربا القرض و ما اشبه ربای قرض و بعضی از ملحقات ربای قرض مث اینکه بنده به شما جنسی رو فروختم بدهکار شدم سر ماه بدم سر ماه نتونستم بدم اینجا شما که به من بدهکاری معاذ الله براتون یه ربایی قرار کنم اینم رباالقرضه منتها قرض نیست که ابتدایی نیست قرضی است که بدهی معامله ای است چه در این معامله از اول کسی سود بیشتری بگیره یا کمتر بده و چه نه از اول معامله درست هزار تومن هزار تومن سر ماه ولی سر یه ماه نداشت بیاد بگه که اقا اینقد ..نداریم لانه اقرض مصادیقه حیث و یجعل فیه نصیب لزمن زمان که نصیب نداره زمان .. و انه باطل کسرقت بفارق سر و .. و فارق دیگم داره و فرق اولش این است که دزدی سر است مال مردم خوری سری است ولکن ربا این دزدی علنی است یک دو ربا استمرار دارد منفعت پول دزدی همون دزدی میکند بعد دیگه این ماده استمرار نیست ولکن ربا ماده استمرار که هر ماه انقد بدی و غیره من الباطل نسبی و غیر من الباطل نسبی یخد باطل بحق فسر او علی در تجارات و در اجارات و در چه اونجا روایی است کالغش والبحث فی امکیال وما اشبح وسطلح الربا به زیاده طریقه مهما کان فی غیره ایضا زیاد والربا خطر الحاسم یعنی حاسم نابود کننده و از بیخ و بن برکننده علی کافه حبول الاقتصادیه حتما لبنا مواضنه العادله بین المساعی و الاموال عرض می شود که سعی انسان باید موازن باشه هم وزن باشه با درآمد درآمد موازن با سعی این موازنه از بین بره به طور کلی سعی به طور کلی بره کنار دیگران که به حد معمول باید سعی کنن باید زیاد تر سعی کنند تا به این شخص مفت خور بدند. وختلاق معا فی جعل الکتلت الانسانیه موحد شترین متنافرین متنافرین فهنا غنی هار قارع داره می دویه می دویه و هناک فقیر متقع زارع هیچی نداره و داریا باید که به بدختی و گریه و و هنا ارض فی الصح صحیح عن شهر ربا و قضاوتها و دنسها به اثریتها اثریت تقدمه تقدم پیدا می کنه که پول داده چرا؟ کار نکرده و فردیتها منفع عن نحس نجس امام الصدقه و سماهتا و طهارتها و زکاتها فی تعاومها و تفاهرها و منها تجارتا هم تراز منهم طهر عن عیب باطل فی اکل او ایکال مطلقا او نسبیا اکل و ایکال باطل مطلق ربایه قرض نسبی در معاملاتی که حقی دارم ولی زیادتر می گیرم والذی یبیع ما یسوا خمسین به نعت انما خسرک هنا مره خمسی فقد قبلا عرض کردم ولکن الذی یرادیک مثلا فی معه الف به الف شهریا لا یدک .. ابدا بلقمه عیش هنی این استمرار داره پس این ارض الربا است ارض الربا است در دو بعد یک بعد هیچ حقی نداری بگیری دوم اینکه هیچ حق نداری استمرارم نداری ولکن در زیادی در تجارت حقی داری اضافه می کنی و استمرارم نداری الیستغس تدریجا کل مالک و مالک بالقوه مالک عرض می شود که آنچه برای توست حق و بگیری معا اخرین تعاملون نه تنها تو دیگران هم همچنین و قد اصبح هو علی جهدک و جهود الاخرین و له معات الام بکل بقالت و اطاعه تنبل مونده ولی مرتب براش پول میاد و انت لا تملک الا تعبا و عبعا علیک و علی آخرین فی ذاتک الحق ثم الربا بحلاوتها و اریتها آسانی و راحتی تناحر اسارت العمل والعب و حرمته علی اصالت نفسها و هی الباطل بدیل البدول ما بطالت در اسلام نداریم بطولت هست یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا ملاقی کما و معروف باصله هیچ کس دلش برای کسی نمی سوزه اقا هزار سال خوب چقد بدی چند وقته میخوای این کسی که ربا خواره نه اینکه اگر پول انسان زحمت بکشه دربیاره خوب می فهمه یعنی چه ولی کسی که مفتی مرتب براش میاد در مفت خواری عادت میکنه هر چیم شکمش کلفت بشه و گردن گنده بشه بیشتر میخواد و کما و تعدم المعروف باصله عن المجتمع فلا عفو اذا علی الفقرا فی قرض الحسن اللهم الا سیئا نصیب … شخصی که ربا دهنده است یعنی پول ربوی داده احتسابا لزم ..بالمال خسارا علی خسار اذ یخسر المتعاملون بغلال … شما که میخرید باید گرون تر بخرید چون دکان مغازه فلان این قرض ربوی است کما یخصر دافع الرسمی الربا کسی که دافع است روی لباس من باید روی لباس معذالک معاذ الله به فلان شخص بدم منم ضرر میکنم چون من باید دوبله کار کنم و دوبله استفاده کنم فالضلع ال.. اقتصادیا فی مثلث المجتمع و اصحاب رئوس الاموال علی … ذلک فیشربون اولی بما ها اولی بکل اختصاص هر چی زور دارم خون رو بمکم خون کیا رو کسانی که پول ندارند ضعیف اند قدرت ندارند و با قدرت بی پول نمی تونن لقمه عیش خودشون رو لقمه زندگی درویشی دارند اینارو این زالوها اینها رو میگم و یرون دموعهم جاریه قاعدین لا مسی لامس قران شریفه عرض می شود که اون شخصی که گوساله سامری رو ساخت خدا به لامسی اتیش میگیرم اینا میگن تو فقیری نداری نزدیک من نیاین که خلاصه من کثیف میشم لامسی ام یحوضن … من بعص الجا دون احتراص اگر من پول دهنده کم بشه یا نشه ناراحته پس سود منم … دلم والربا لغویا هی الانتفاخ و زیاده غیر المستحق اصلا خود ربا عرض رابی یعنی زمین باد کرده خوب باد که چیزی نیستش که باد کرده مثل علم باد کرده اصول باد کرده فقه بادکرده فلسفه بادکرده عرفان بادکرده ادبیات بادکرده بادشو خالی کنین هیچی نمی مونه به قول اقای بروجردی می فرمود که اگر باد اصولو خالی کنن خیک خالیه هیچی نیست خیکم قیمت نداره مستحب اینو درستش کنید سمت حق شده مستحب کان معها مستحق عن زیاده الخالصه کالصه کرب القرض و تهدیدات الربا تشملها کلها مهما کان الدرکات و هنا تقابل برمیگردیم به کتاب در اینجا ما چند بعد از ابعاد ربا رو در آیات مختلفه ای مورد نظر قرار میدیم در تفسیر که مراجعه می کنند آقایون صفحه سیصد و هشت ولم یبلغ الاسلام من تفیض امر الجاهلیه ما بلغهم من تفضیع عن ربا این جاهلیتهایی که مورد اقتصادی غیر اقتصادی در جاهلیتهای اقتصادی چیزی رو مانند ربا قران محور مذمت قرار نداده لا بلغ من تهدید ربا رعنا ما بلغه من التهدید فی امر الربا و قد مرد … تقلیدا فی حرمتها لقد کانت لربا فی الجاهلیه الاولی مفاضعها بمفاسدها و شرورها در آغاز الا عن الجوان و الشنو .. من وجهه الکاهل القبیه ما کانت بادیتا مثلما بدت فی الجوعیت متحضره جاهلیت قرن بیستم در کل ابعاد جاهلیتی است غلیظتره ولو صورت و چهره اش خیلی رنگ و لعاب داره ولا کانت و لا کانت قصور و دمام قصور این دلمه ها رو میگد که روی زخم انسان میاد و دمامل دمل ها مکشوفه فی الجاهلیت الاولی کما کشفت فی الجاهلیه ثانیه و قد .. الدین و قد جدرت الذین یریدون تدبر فی حکمه الله فی شرعته و کمال منعجه و دقت نظامه و یدرکون الیوم مالم یکن یدرکه الذین واجبوا هذه النصوص حالا غیر از قبلی ترقی در شرع زمن الوحی القرانی و عمام الیوم من واقع العول مریض شرع ریر ما یصدق و ما یصدق کل کلمه کلمه من التهدید کامله ضد الربا تصدیقا حیا مباشرا معاشرا خلفیتا نکد الان خوب می فهمیم قران راجع به ربا انقدر حرف زده و این قدر حمله کرده و در روایتی که خیلیم که ربا اینه چه بلایی سر اجتماع نه تنها اقتصادی بلکه کل ابعاد انظار زندگی سازی انسان میاره فحکم الربا بحکمه منعها و عدان حرب من الله و رسوله فیها انها من الملاحم القرانیه خبری نمیده اون وقت درست نمی فرمودند حالا اینجا فلبشریه داله مبلغه التی تاکل الربا و تاکلوها تنصبع علیه بلایساهده …. من جراح نظام ربوی یخلاقها صحتها و دینها و کل فصالها فتتلقی حق حرب من الله رسوله جنگ با خداست جنگ اقتصادی با خداست فان لم تفعلوا فهدحو بحرب من الله و رسوله نقد شوفه الیوم الاشتراکیه و شروعیه اونوقت البته شروعی بود و بعدم داغون شد نه به فرمان کسی اخبار کسی تموم شد لقد شوعته الیوم الاشتراکی و شروعیه و حلق علی شطر العظیم من البشریه کما شاعت راس مالیه و هما ولیدان غیر شرعین لاکل مال بالباطل الذی یمسله کاکل تمثیل الربا دابیه الدایره الدایره البایره المبیر المجتمعات ولافراد و هنا بین والد و ما ولد والد و ما ولد رباست و دو تا ولد الزنا داره که اشتراکیت و عرض می شود که شروعیت باشه و هنا بینما والد و ما ولد من صاعوص …ربوی بالولدی راس مالیه و شیوعیه و .. وسط هو الاسلام … صالوس ظلم و الفساد بنظام اقتصادی ..المحد البشری و … و لا فی اساس و لا فی واقع کما لا یتفاوقان فی نتیجه شیوعیا غلط می کنند میگن امیرالمومنین شیوعی بوده نه خیر اینا یه حرفایی رو از امیرالمومنین نقل می کنن میگن ایشونم کمونیست بوده یا راس مال یا سرمایه داره غلط می کنن که میگن امام صادق یا امام باقر که امام حسن پولدار بودند اینها سرمایه دار بودند نه خیر اصلا هیچ جا هم جمع نمیشن …بالسلبیه فی الاقتصاد الاسلامی الخطر بالغ الاکل المال بالباطل و ایکاده فی مسلم مثلث الاول مثلث الاموال شخصی …لک او لمن سواک والاموال انگشتر در همه اینها ربا محرمه ان شرعت الاسلام شرعت الکدح و السعی دون ای طفلتان او بطالت یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فهم ملقی و ان لیس للانسان ما سعی فکن.. وسایل الخیانات مالیه هی من اکل المال بالباطل کذلک الربا بلیمحص و بخص مکیال اما شابعه مهمختلفه اکل الاکل من باطل الکل مث …ام باطل ربای های دیگه و من الاول الربا لیس فیه ربا ..او سعی یستحق به اکلها ما یاکل کما من الثانی عن تفی .. ابقا من زارع ثمن غیر المختلف چون بعضی وقتا بازار سیاهه بعضی وقتا سفیده بازار سفید و بازار سیاه فتربح الزیاده عن سعیه و هکذا فی کل تجارت و اجاره تجر بها الیک اکثر من ما سعی و انها تتشارف لانها اکل للباطل متبقا ان جزیا صددرصد یا درصدی و کل ذلک و کل ذلک ربا مهمختلف الدرکاتها فقبوله ربا الاصلیه التی تتعصل الاقتصاد عن تواضن الاباد بعثه .. ربا الفرعیه فقد علی رسول الله صل الله علیه و آله وسلم بعصرها آکلا و موکلا و شاهدا و کاتبا و هم سوا که روایته کما و بشر .. ربا بنار فلذی یبیعک ما یسوا خمسی اینکه خوندیم و انما .. والربا قریبه مستقیمه لاکلیها کسانی که با ربا کار می کنند اینها کمک کردند به خوردنگان ربا مگر در حال ضرورت مگر ضرورتی هم درکاره ما یه ضرورتی جعلی استناعی داریم اقا من ما مضطرم برای اینکه خانه ام یه اتاق داره دو اتاق داشته باشه من یک پولی رو قرض می کنم از بانک و از مانک و یا از جای دیگه ضرورت اونجایی است که اگر نشود انسان در معرض هلاک است یا مرض یا هلاکت یا چه یا چه یا چه و ما یک ترتیباتی ما خودمون جعل کردیم و خیالوندیم به دیگران و خیال کردیم رو حساب مثلا همون که در میان کسانی که سهم امام سهم سازی می کنند میگه من شانم چنینه یک خانه داشته باشم بیرونی یک خانه اندرونی یک خانه کلفت نوکر یک ماشین من یک ماشین زن یک ماشین دختر یک ماشین نوکر شان من اینه کی گفته شان داشته باشی شما مگه شان شما از علی بالاتره امیرالمومنین وقتی که خلیفه ظاهری شد گفت خونه من در نمی خواد اصلا بکنید در و بندازید دور هر کس میخواهد هر وقت می آید با من کار داره بیاد این شانایی که ما جعل می کنیم برای خوردن سهم امام و شیخی و سهم سادات سیدی و چه و این حرفا اینا جعله بنابراین نمی شود در باب خوردن ربا کلا سر خدا بزاریم که بله بنده خونه چنینی می خوام یا اصلا خونه می خوام اقا یه اتاق اجاره کن یه اتاق اجاره کن و این اجاره چرا بالا رفته خانه ها چرا بالا رفته اجاره ها چرا بالا رفته جنسا چرا بالا رفته فرشا چرا بالا رفته تمام رباست برای این است که فقط برای من ارزش نیست ارزش بیشتر ر بعد اقتصاد مربوط به عمل نیست بکر نیست بلکه مربوط است به خود پول این خود پول یه جا بزار رسید بگیر یه بار سوال کرد من ده هزار تومن دارم میخوام بزارم بانک رسید بگیرم گفتم خودتو و رسیدت به جهنم پس چی میگیری تو منفعت پول میگیری این ده هزار تومن .
اللهم الشرح صدورنا به نور علم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا لما تحبوه و ترضاه و جنبنا