جلسه پانصد و پنجاه و ششم درس خارج فقه

نکاح

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین

ما بعنوان پرسشهایی از کل فقهای اسلام سوالاتی داریم در ابواب فقهیه که مطرح میکنیم اگر جوابی باشد و قابل قبول باشد طبعن قبول میکنیم و اگر نه که خب نه ،‌یک مطالبیست که در فقه بعنوان ضروریات فقه شیعه یا ضررویات فقه سنی یا ضروریات فقه اسلامی اینجا افتاده

و جوری هم جا افتاده است که اگر یک عالم خیلی بزرگواری هم از شیعه برخلاف این بگد ایرو بجای انکه ازش دلیل سوال کنند هو میکنند./

یا اگر یک عالمی سنی برخلاف اونچه را که ائمه اربعه و علمای دیگر سنی فتوا داده اند اگر فتوایی برخلاف اونها بده اینو بجای اینکه ازش دلیل سوال کنن هو میکنند . بالاتر اگر یک نفر شیعه یا سنی که بیشتر شیعه اگر یه نفر مسلمان حالا هرچه یک نفر مسلمان فتوایی یا فتاوایی برخلاف ضرورت فقه شیعه و سنی بدهد از اسلام خارجش میکنن میگن نه تو شیعه ای و نه سنی

اما مطلب باید که وسیع تر از این جریان باشه ماکه تابع شهرتها و اجماعات و رای مذهب شیعه یا مذهب سنی یا مذهب هردو که نیستیم ، ما باید أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ  را تطبیق کنیم و عمل کنیم، اگر ما از کتاب الله مطلبی را فهمیدیم به طور صحیح و یا از سنت رسول الله صل الله و علیه و آله وسلم مطلبی را به طور صحیح فهمیدیم  یه کسی بگوید کسی نگوید قبول کند قبول نکند ما باید این مطلب رو بگیم

و مکررن به تعابیر گوناگون این عرض را حضور برادران کرده ام این شجاعت نیست که انسان بر خلاف فقها نظری بده برخلاف خدا فتوا بده شجاعته ، اگر امر داعر بین امرین باشد ،‌که یا من آنچه را که خداوند تنصیص کرده است و تثبیت کرده است در قرآن آن را بفهمم و فتوا بدهم و مخالف اکثر یا نه من اکثر را حرفشون را قبول کنم برخلاف خدا ، هردو شجاعت میخواد ،‌اما یک شجاعت قابل غیاث با دیگری نیست این خیلی شجاعت میخواد خیلی نادانی میخواد خیلی نافهمی میخواد خیلی بی توجهی میخواد که بر مخالفت کلام الله انسان فتوا بده برای اینکه کیو کیو کیو اینطوری گفتن مگر برای حفظ مغازه ها و خدا نکند ما این مغازه رو داشته باشیم برای حفظ مغازه روحانیت و مغازه مرجعیت من مراعات کنم اقوالی دیگران را با احترامی که بشون درایم کار کردن زحمت کشیدن فکر کردن اما خب این ره که تو میروی جای دیگست

و اینها فتاوایی دادن اگر ما اهل فهم از کتاب و سنت نیستیم که نافهمیست ما رای بدیم اصلن ، حتا بر مبنای سنتم رای بدیم بر مبنای شهرتم رای بدیم اما اگر اهل فهم از کتاب الله هستیم قرص باید بر مبنای کتاب الله که هم دلیل نواحدست و هم اگر دلیل دوم که سنتست در حاشیه کتاب الله است و از باب أَطِيعُوا الرَّسُولَ است ما نظر بدیم.

این یه مقدمه ای بود که مطلبی میخوام عرض کنم حضور آقایون ، سوال اگر لفظ و صیغه شرط نیست این میگن فکر کنید آقایون برید سوال کنید اگر لفظ و صیغه خاصه در باب نکاح چه دائم و چه منقطع شرط باید زنی قرارداد میکند که من به تو هزارتومن میدم این مقدار با هم هستیم اصلن قصد ازدواجم نیست قصد نکاحم نیست نه دائم نه منقطع این قصدارو نداره اصلن و یه پولی میدهد و یه مدت خاصی یا یک عمل خاصی بلخره یه معامله ای انجام میشه معاملست یا نه ،‌کمااینکه کسی پولی میدهد یه لیوان شربت میره میخوره ،‌حالا باید اینجا قصد قربتن الی الله بکنه اگه نکنه مثلن حرامه این شربت ذهر مار میشه

اگر کسی یک معامله عادی میکند از یه یهودی زممین اجاره میکنه خب اینجام باید که قصد قربت کند که از یهودی مثلن نه دیگه اگر معامله درست است و معامله است و مانعی ندارد که خب درسته ، درسته مراتب داره ولی از نظر صحت عرض میکنیم در باب نکاح همون روایت که دیروز اشاره کردیم اگه اینطور بود که این زن تشنش بود در بیابان قرار گرفت بر خیمه ای گذشت که در اون خیمه مردی بود آب داشت و این زن اظهار احتیاج به آب کرد این مرد گفت من بهت آب نمیدم مگر اینکه این معامله بشه یعنی آب میدم و چنین

خب در این جا اضطرار لزوم نداره باشه اضطرارم نباشه یا باشه در بعضی روایات دارد که صحبت اضطرار نیست فرمود هذا نکاحن اگر این زنای مجبوریست که نکاح نمیشه که ، اگر انسان به اضطرار زنا کرد به اضطرار زنا داد اینکه نکاح نمیشه که روایت داره هذا نکاحن اگر چنانچه خیال اون مرد اصلن صحبت زناشویی ولو برای یه مرتبه نیست صحبت زناشویی نیست نه صحبت زناست نه صحبت زناشوییه یه معالمه دارن میکنن اون آبو میده به این بخوره اینم اینطوری

این معامله اگر شرایط صحتش موجودست که خب نکاحه ، اگر شرایط صحبت موجود نیست پس نکاح نیست سوال ما اینه، من دیرو عرض کردم که اگر نیت ازدواج هست در این جریان درسته خب درستم هست دیگه ،‌اگر کسی میرد پولی میدهد به زنی و با او عمل جنسی انجام میدد اگر نیت ازدواج است خب مطلبی نیست حالا صیغه باشه یا نباشه ،‌و گفته میشه که اگر نیت ازدواج نباشد خب صیغه هم که نیست ،‌نیت ازدواجم نباشد فقط دارد خریداری میکند خریدو فروشه ،‌او میفروشد جریان جنسیش رو و این میخرد و پولی در مقابل داده میشه

اگر نیت ازدواج نباشد انسان بگوید حرام، سوال من اینه،‌چه لزومی داره نیت ازدواج باشه اصلن سوال دارم میکنم ها چه لزوم دارد ببینید این یا عقدست یا نیست ،‌ اگر عقدو قرارداد است در عقدو قرارداد بودن که اشکالی نیست مگه گیره دیگه ،اگر حامله باشد در عده وفات باشد در عده طلاق باشد راضی نباشد عرض می شود که زانیه باشد از محارم باشد ،‌اگه اون موانعو دارد که اونو که بحث نمیکنیم ما اصلن

مگه در حالی که موانع دارد شما هزار دفعه انکحتو بگو فایده نداره     هزارتا گناهه از دو حال خارج نیست یا موانع اصلی ازدواج وجود دارد و یا ندارد،‌درست دقت بفرمایید آقایون من دیشب از خواب بیدار شدم نصف شب تو خواب بودم فکر میکردم نمیخوام بگردیم چیزای جدید پیدا کنیم ولی میخوایم مطرح کنیم چیه آخه قضیه این از دو حال خارج نیست سومی رو شما دارید میگید شما دارید میگه باید صیغه باشد ما دلیل نداریم

خب حالا که دلیل نداریم دو چیز باید باشه،‌ بیان محور تجویز عقدست که این زن مانعی از عمل جنسی اصمش هرچی میخواد بزارین مانعی از معاشرت جنسی و زناشویی به معنی معطلق مانعی نداشته باشد نه در هیچ عده ایست نه حامله است نه از ارحام است از کسانی که محرمست ازدواجشون هیچ مانعی اصلن در کار نیست . این اول،

خب حالا چی مانعی در کاره بگید مانع اینست که نیت ازدواج شرعی ندارد میگیم ازدواج شرعی یعنی چه شما بگید نیت ازدواج نیت ازدواج دارد یا نه ازدواج در لغت یعنی با هم مخلوط شدن داره یا نه خب بله پول واسه چی میده نیت جریان جنسی دارد بله،‌خب جریان جنسی یا ازدواج شرعیست که نکاح است یا ازدواج غیر شرعیست که صفاحست سوم که نداریم سوم داریم ؟

این جریان جنسی که در تحت معامله عقد قرار میگیرد ،‌این عقد چه لفظی باشد چه اشاره ای باشد کتابتی باشد چه باشد چه باشد خب این که زناشوییست دیگه این زناشویی در کجا گفتن حرامه اونجارو میبینیم، حامله باشد نه ،‌در عده وفات باشد نه ، عده طلاق باشد نه ،‌ حارم باشد نه ،‌مادر رضاعی باشد نه ،‌خواهر رضاعی باشد نه ، زانیه باشد نه ،‌مشرکه باشد نه ، راضی نباشد نه ،‌ اینارو گفتن دیگه اثتسناعاته دیگه

اونهایی که قرآن تحریم کرده است اونهارو ما داریم میگیم اونهایی ‌‌‌که قرآن و سنت تحریم کرده است اونا که نیست ، خب پس موانع اصلی در کار نیست.

دو، باید عقد انجام بگیرد خب گرفت. عقد چیه مگه،‌عقد انجام بگیرد یعنی قرارداد زناشویی این قرارداد زناشویی العان انجام گرفته بدون لفظ اما اینکه در باب بیع مگر در باب بیع حتا آقایونی که میگن در باب بیع باید صیغه باشد نباشد بیع معاتات استو لازم نیست ولی بیع است یا نه حالا لازم نباشد ،‌لازم نیست لازم باشه یا نه این بیع هست یا نه حالا که بیع است بنده که این کتابو دادم به شما و شما پول دادید و لفظی و صیغه ای در کار نبود من مال شمارو خوردم ، دزدی کردم شما مال منو خوردید نه ما همینو میخوایم ما حلیت میخوایم فقط

حلیت انتقال مال، خب ما حرف اونارو قبول نمیکنیم که معاتاته نباید باشه ما همینو داریم بحث میکنیم فکر کنید شما این دارهم سوال میکنم فکر کنید آقایون ،‌ما که نمیخوایم بر مبنای اونچه قبول دارن آقایون اگه بر مبنای او باشد از حوزه میریم بیرون میریم آب حوض کشی میکنیم کار دیگه میکنیم ، سبزی کاری میکنیم

ما میخوایم ببینیم چه باید گفت نه چه گفته اند چه گفته اند قال فلان قال فلان قال فلان تو چه میگی دیگه حالا احوت اینست که اینطور اگه اینه قضیه که میریم حمالی میکنیم عملگی میکنیم ، کار دیگه میکنیم  تجارت میکنیم وزارت میکنیم

ما که تو حوزه اسلام قرار گرتفیم میخوایم ببینیم چرا نه چه گفته اند اگر گفته اند چرا گفته اند ،‌چرا و چرا گفته اند همین چراست که دردسر ایجاد کرده و شروع میکنن حرفایی زدن مقداری گوش کنید آقایون بیشتر

در همین مسعله مورد بحث در همین مسئله مورد بحث که فلانی یک غذایی را خرید نیت قربت هم ندارد ، حتا بگید نیت خرید به اون معنای که ما خیال کردیم که صیغه باشد خب اون ندارد چون صیغه در کار نیست این رو گرفته و در مقابل پولی عادلانه داده و شرایط صحت بیع در کار هست . انتقال حاصل میشه یا نه ولو لازم نباشه خب بله

حالا، در باب نکاح اشاره مقدس 1230 نداره زنی که هیچ اشکال بر عقدو قرارداد زناشویی ندارد زناشویی او حرامه ؟ باید بگن دیگه . باید همونطوری که در قرآن میگد که حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ باید بگد که حرمت علیکم من لا تلفذو به صیغه اینو باید بگه که نگفته که شرایط صیغه نشده اصلن شرایط لفظ در کتاب و سنت اصلن وجود ندارد

بلکه از باب اوفو بالعقود قرارداد قرارداد هست یا نه ، اگه قرارداد نیست ولی قرارداده ،‌معین میکنه ،‌بله این مطلب هست  اطراف مطلب توجه کنید ببینید معاذلله یه مردی میره فاحشه خونه میگه چرا، چون مانع داره این زن چرا چون زانیست الزَّاني لا يَنْكِحُ إِلاَّ زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ زانیست نمیشه چون زانیست نمیشه نکاح زانیه برای غیر زانی حرامست و نکاح زانی برای غیر زانیه هم حرامست نه چون عقد نیست ، نکاح او این عقد کردن او اورو زن شما نمیکند ‌کمااینکه اگر کسی مادر خود را عقد کرد صدتام صیغه خوند بجای چهارده تا صد چلتا خوند فایده نداره این اصلن

چرا ؟ چرا؟ اگر چنانچه خود زن مانع دارد یا عقد است یا چه است یا چه است یا چه است حالا برسیم حالا خود زن نیست حالا ،‌عرض می شود که راضی نیست اجباره راضی نیست چه نیست چه نیست چه نیست اینا نیست

اما خب چه مانع دیگر دارد ، مانع دیگر اینست که اگر عقد و قرارداد نشود ،‌اگر عقدو قرارداد نشه همینطور برسه و یخه اینطرف رو بگیره بعدم صنار بده این چی شد قرارداد نیستش که ،‌ما قرارداد داریم میگیم عزیزم ببینید مشکل مطلب پذیرش ولی داریم سوا لمیکنیم ما داریم سوال میکنیم که این قراردادی که بین جنسین شده یک جنس دیویستومنه یک جنس اون یکیه ،‌این قرارداد مانع داره یا نه  اینو ما داریم میگیم .

میدهد اگر زن زناکارست که شما نمتونید صیغش کنید که احسن، حالا این عرض میکنیم اینم فکر کردم من حالا این زنی که ابتدا میخواد این کار رو انجام بده لفظیم نیستو میگه من پونصد تومن میگیرم و یک ساعت با شما هستم،‌این ،‌یا میگیره یا مینویسه پونصد تومن میگیرم یک ساعت با شما هستم اونم قبول میکنه

این عقد هست یا نه؟‌بگید، عقده دیگه عقد چیه مگه شاخو دم که نداره عقده خب حالا موانع یکی از موانع که ممکنه در کار باشه اگر با این زن چنین کاری کنی خب پونصد تومن گرفت میره عقد نگه میداره جای دیگه عقد نگه نمیداره جای دیگه خب این عقد نمیتونی بکنی چرا برا اینکه شما بهه حرام انداختی این زن رو ،‌زانیه چه در حال زانیه بودن باشد …

حق نداری با اون ازدواج کنی یا نه اگر شما با او ازدواج کنید آخه تخسیر نیست صیغست مگه فقط،‌حالا اگر کسی صیغه انکحتو نفسی ایاک الی المهر خمسه سنین اونم قبول کرد اما میدانید که اگر این نکاح حاصل شد بعد این فاحشه خواهد شد اینکار درسته ؟ نمیشه ،‌

پس صیغه کاره ای  نیست سلبو ایجابه صیغه کاری انجام نمیدهد که ،‌اصلن صیغه یعنی چه صیغه چه صیغه ایه ما عقد میخوایم ،‌ما عقد میخوایم باید قرارداد انجام بشه اگر قرارداد انجام شد آخه چه اشکالیه ما دنبال اشکال داریم میگردیم من هرچی فکر میکنم اشکال وجود نداره مگه خیال فقط خیاله

و سرچشمه این خیالم اینست که باید در باب نکاح حتمن انکحتو زوجتو متعتو چی این حرفا باشه خب این بایدو از شما گرتفیم ما نیتس ،‌وقتی که لفظ در کار نیست اصلن ، فقط ما قرارداد میخوایم این قرارداد عرض می شود که با مقدماتی نه خود عمل خود عمل که خود مطلبه نه ، باید قبل از عمل ببینید بند هکتاب شمارو رودارم مطالعه کنم شما پول منو ورداری بذاری جیبتون ما قرارداد نکردیم که بیخود ورداشتی من بیخود کتابو ورداشتم

بر مبنای قرارداد معامله و تحقق معامله باید این کتاب و پول نقل مبدل بشه کذلک یک زنو مرد که معامله جنسی دارن خب معاملات فرق میکنه گاه این عقد میکنه برای خاطر جنس فقط گاه نه میخواد کمکش بشه گاه نه گاه

حالا اون اصل جریان محوری ازدواج بین زن والا مرد با مرد مثلن زن با زن مثلن اون اصل جریان محوری ازدواج مرد با زن روی حساب احتیاج مردست به زن و احتیاج زنست به مرد در ابعاد گوناگون بعد اول بعد دوم بعد سوم ابعاد مختلفی که ما باید بحث کنیم حالا در اینجا یه چیزایی نباید باشه یه چیزام باید باشه

ما هردورو داریم چیزی که نباید باشه زانیه نیست محرم عرض می شود که از محارم نیست نمدونم چی نیست نیست نیست راضی هست راضی هست به هزارتومن در یک هفته با شما طلبه عضب ایشون باشن با هم تو حجره ، و خب لفظیم مثلن فرض کنید در کار نیست من اصرار نمیکنم که لفظ نباشه میگیم اگه لفظ نباشه اشکال نداره بحث من سر اینه

این سوال ایشون بود و زنا خیلی زیاد واقع میشه چرا ؟‌عرض میکنم زنا واقع میشد و زیاد میشه چرا ؟‌میرد با یک زنی که این زن فاحشه است با این زن فاحشه میره قرارداد بکنن نکنن هردو حرامه اگر هرچیم قرارداد با زن فاحشه این زانیه است و نکاح زانیه حرامه اما اگر اون که مثال زدن ایشون یه زنی باشد که عفیفه است عفیفهست و هیچ وقتم پالونش کج نمیشه و اگرم عقد دائم شما شد یا صیغه شما حالا عقد دائم میگیم روشن تر باشه عقد دائم شما شد این آدم احتیاج دارد به پونصد جراین برای پونصد جریان دو سال وقت میگیره و عقد دائم کرد

یا عقد موقت مثلن زیاد بلخره عقد کرد و میداند که این زن عفیفه است و میداند که بعد از طلاق یا بعد از تمام شدن وقت به جای بد نمیرود ، اینجا زناست ؟  دیگه لفظ نادری میخوایم که نادر نادرست اون مطلب دیگریه اگه لفظ نادری میخوایم و الا مگه دست ماست ،‌زنا یعنی برخلاف حکم خداوند عمل جنسی انجام دادن

نکاح یعنی موافق حکم خداوند ، اینجا کجاس برخلاف حکم خداوند است ؟‌عقد نیست ؟‌هست ،‌مانع دارد نیست . راضی نیست هست . چه اشکال دارد . اینو من سوال میکنم از آقایون نمیگم فتوا بدین سوال دارم میکنم تازه اگرم این ملب نباشد ما برگشت میکنیم به اصل جریان که اصلن وجود صیغه چون صیغه دو جوره دیگه یک صیغه مقابله ای داریم یک صیغه رسمی داریم

شیخ انصاریم در صد صفحه مکاسب بحث کردن صفحات ما البته من تبدیل به این صفحات کردم صفحات بزرگ رو در صد صفحه مکاسب بحث کردن که آیا بیع ماتات چجوره احتمالات احتمالات احتمالات احتمالات وقت زیاد داشتن دیگه ما وقتمون کمه احتمالات خیلی احتمالات ، صد صفحه عرض می شود که صد روز طلبه حداقل که این اخه بیع معاتات اصلن شما سر بی ساحاب داری میتراشی

اصلن بیع یعنی بیع معاتات، خدا که میفرماید که أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ با کی داره حرف میزنه، با مردمی که بیع میکنن دیگه بیتوم مشترتن ندارن، حتا ماها که مقلدیم و مجتهدیم مام بیتو اشترتو میگیم که نمیگیم ما ،‌مگر اینکه خیلی اوننجوری باشیم که بگیم مثلن

این أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ مثه اینکه یکی بگد که انسان های شیش دست خب شیش دست ما نداریم ، ولی اگه گفت دستهای انسان ها یعنی همون دستهایی که هست دیگه دستهای انسان ها چنینه نهصدو نودو نه در هزار دستهای مردم دو دستیو ده انگشتیه

حالا یکی دو تا ، فقط اون یکی دوتا مراده ، انسان ها با دستهاشون یعنی همون یکی دوتایی که استثناعن مراده یا نه اونی که معموله مراده خب اونم مراد باشه أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ یعنی خداوند گذرا کرد این بیع که در میان مردم هست

قید میزنه،‌ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ  قرر نباشد ربا نباشد، چه نباشد چه باشد بعد دیگه چی ؟ دیگه لفظ یعنی چی،‌اون وقت شما میاید شیخ بزرگوار انصاری و دیگران وقت خودتون رو و دیگران رو تلف میکنید تازه اخر سرم به مطلب تلف میرسید

به فتوای تلف میرسید که اقای خمینی اینجا خیلی حریت نشون دادن در نجف بحث صیغه یعنی چه ،‌بشون گفتم که چطور این حرف تونستید بزنین ایشون گفت من صاب مغازه نیستم مغازه ندارم .

حالا در هر صورت ، خب ببینید این که احل الله البیع میفرماید البیع یعنی همون کارهایی که مردم دارن میکنن نه صیغه دارد نه میغه دارد نه تیغه دارد هیچی نداره معامله میکنن دیگه این معامله ای که میکنن خداوند اینو  لازم قرار داده شما میگید اکثر قریب اتفاق بیع ها این جائزست ،‌اون وقت دو قسم میکنید شما میگید که اگر بیع به صیغه است خب لازمه اما اگر الفاظی هست ولی صیغه معمولی ندارد باز معاتاته این خیلی جالبه ها اینو میگد

شما این فرشو چند انقد، نه اینقدر بدید نه انقد هی بالا پایین چن روز با هم بحث میکنن پول اینقدر بشه فرش انقدر صدبرابر صیغه هم حرف زدن خب آخر سر قبول کردن بله خب ما قبول داریم این به این مبلغو بگیریدو بعدشم فرشو بدیدو میگن این بیع معاتاته

در فقه میگن دیگه میگن این بیع معاتاته این بیع به صیغه نیست آخه صیغه چه بدبختی بیع صیغه نیست اما اگر هیچ کدوم از مطالب نباشه مقابلاتو مقدماتو مقارناتو هیچی نباشه فقط بعتک هذالدفتر به مع التومان میگه قبلتو ، این خیلی عالیه اگه این صیغه باشه بیع لازمستو تمام خصوصایت لزوم درشهست اما اگر تمام مقدماتو تمام خصوصیاتو دقت هاو بالا  پایین ها و اینها باشد این بیع صیغه نه بیع معاتاته

حالا ما در نکاح سه حال داریم، یا اصن لفظی در کار نیست مثه لالها لالها و کرها که خود آقایون فتوا میدن درسته دیگه این لالها و کرها بی صیغه درسته یا با صیغه درسته خیلی عجبیه دیگه،‌آقایون مگه شما نمیگید صیغه شرط اصلیه اگه شرط نیست که دعوایی نداریم ما ،  اگر صیغه شرط اصلیست اونم اون صیغه اونجوری،‌ خب اینار که صیغه ندارن که اینا ندارن این یه اشاره میکنه این لال اونم میگه بله این میگه اینطوری اونم میگه اینطوری یعنی بعله درست شد

خب قضیه تمام شد ، ما همان نادرو میگیم صیغه است یا صیغه نیست عرض میکنم این نادر نکاحه یا صفاحه، جواب بدین نه وکیل نمیخواد . دارم میگم وکیل نمیخواد آقایون که میگن که وکیل نمیخواتد اصلن .

آره دیگه،‌فرمایش ایشون اگر شرط باشد که صیغه باشه خب باید لالا بگین وکیل بگیرین میگن لالا وکیل لازم ندارن خب ما طبق فرمایش آقایون داریم عرض میکنیم حرف میزنیم که بابا این لال کرو لال اون زنم کرو لال این کرو لال با اشاره جریانو فهموندن همم فهمیدن دست زدنو شیرینی خوردن بعدم رفتن تو حجله خب حالا این صیغه هست یا نیست

اگر صیغه هست پس صیغه شرط ضروریه تحقق عقد نیست اگر صیغه نیست پس شما مردمو به زنا انداختید. میگم این نکاح است یا نیست ؟

عجب حرفیه ما لالارو داریم میگیم دیگه ماکه شمارو نمیگیم ما لال هارو داریم میگیم عزیزم توجه کنید ما میگیم لال ها نکاح باید بکنند یا بی نکاح عمل انجام بدن ؟ نکاح باید بکنن . خب این نکاح عقد لازم دارد یا نه یا بی عقد عقد لازم داره این عقد صیغه میخواتد یا نه که اکگر صیغه نباشد عقدیم نیست جواب بدین یا کلن صیغه نباشد عقد نیست یا اگر نباشد عقد هست دیگه استثنا قابل استثنا نیست من القضایا لاتی غیاثاتو مثه این قضیه ابوبکره ها ابوبکر حدیث جعل کرد از پیغمبر که انا معاشار الانبیا لا نورث دیناراً‌ و لا درهماً

حضرت زهرا سلام الله علیه اولین فقیه ای بود که به آیه استدلال کرد پدر حدیث ابوبکرو در آورد . میگه که و ورث سلیمان و داود هردو پیغمبر بودن، اگر انا معاشار الانبیا لا به حساب نبوت لا نورث ، پس این نص شد

آیه نصه ، که ورث سلیمان داود ، سلیمانو داود هردو نبین چطور این نبی از این نبی ارث اگه نبوت مانعه خب اینجام مانعه چطور شما زیدید در قم ولاکن در عرض می شود که تهران زید نیستید خب نشد که شما در قم زیدید در تهرانم زیدید دو دوتا شهرما چهارتاست شابدول عظیممم چهارتاست ، دورقوز آبادم چهارتاست ابرقوهم چهارتاست پنجتا نمیشه

حالا اگر واقعن شرطست در عقد صیغه بودن نمتونیم بگیم استثنا اگر در عقد صیغه بودن شرطست خب در لالها که شما تجویز میکنین با اشاره صیغه نیست پس عقد نیست پس صفاحستو زناست شما فتوا دادین

و اگر شرط نیست هیچ جا نباشه اگه دو دوتا چهارستات همه جا چهارتاست اگه نیست همه جا نیست. اینجام شرط اصلیه ما نقض البته زیاد داریم ولی اصل حرف اینه که برادران شما که اینقدر مرقوم فرمودید انقدر بحث فرمودید انقدر فکر فرمودید خب یه جا پیدا کنید ولو حدیث ضعیف،‌آقا شما یه حدیث ضعیف در کل باب نکاح سنی شیعه پیدا کنید میگد شرطست در باب نکاح انکحتک نفسی،‌نداریم همچی چیزی

انکحو یعنی چه این لفظ مگه میشه دیرو نبودین شما،‌نبودین مثه اینکه، پس توجه نفرمودین. انکحو یعنی به ازدواج آورید. این لفظ بگیم . عرض می شود که فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ ، با هرچی میخوای بیاره ، با نداره ،‌با نداره، اگه گفتن برو خانه مردی یعنی میگن من برم خانه مردم لفظ بگم ،‌لفظ مطلب نیستش که ،‌ فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ  اعوذ بالله بگو دیرو گفتیم که گفتم نبودی برای این جهته

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ یعنی هی بگو اعوذ بالله نه ، استعازه عمله، انکحو عمله شما به نکاح آورید یه کسی میخواد نکاح کنه یه جمله ای میگفت نمیدونم اینجا بگم ضبط میشه ، این میخواست احتیاط کنه به نکاح دائمی و چیز همیشگی در آوردم ،‌آخه این درست نیست اصلن

حالا نه ، کاری نداریم در هر صورت ببینید آخه بابا چیزی که ما هرچی میگردیم پیدا نمیکنیم شرطه ، خیلی عجیبه ها ،‌مگه شما میخواید بدلالتونید آقا شرطی که میگید شرط اصلیست و خودتونم قبول دارید که در باب خلساعو و در باب چه بکماع نیست لالو کرو اینها نیست این چیزی که شما شرط میدونید هیچ جا پیدا نمیشه آخه نه در کتاب نه در سنت نه در روایات ضعیف نه در روایات هیچ جا پیدا نمیشه

اگرم در روایاتی بود قبول نمیکردیم چون قرآن شریف فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا خدام چهارده مرتبه انکحتو زوجتو متعتو ، بازی آخه اینها ، 2755

 عرض می شود که خب این یه مطلب‌، اجماع، اجماع چیکارست اصلن، مناسبت باید عرض کنم اینکه در ضمن بحث .. کردن از شخصی میخواید ابتداعن تقلید کنید باید حی باشه اگر مرده باشد تقلید ابتدایی او حرام است.

این اجماع برخلاف ضرورت کتاب الله و برخلاف ضرورته عقله و برخلافه .. اولی اعتراض به خود آقایونه میگیم آقایون شما که اجتهاد میکنید میخوای رای چی بدست بیارین رای رسول الله ائمه رو دیگه همشون فوت فرموتدن پس شما خودتون دارید تقریب ابتدایی از میت میکنید، وانگهی یعنی هرچی ما دلیل میتونیم داشته باشیم همه دلیلست بر نقض این اجماع از جمله آیه زمر،‌ فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ  آیه داره حسابی مشتو مال میده مارو ها الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ اینا عقل دارن شعور دارن بقیه نه شعور دارن نه عقل بقیه کین ، عقل دارن شعور دارن کسانی که تقلید میکنن از کسی که احسنو قورن هست یعنی اعلمست و اطقا ،‌اگر بدن من مرد اعلم اطقا از بین میره اگه بدن انسان مرد اون وقت رایشم از بین رفت اگه اینطوره پس ما برای چی داریم به روایات مراجعه میکنیم

اصن چون صاحب روایت همه مردن دیگه اصحاب روایات که رسولو ائمه اند همه مردن پس روایات رو بذاریم کنار بریم از اخوندو ملا اسد علی سوال کنیم که شما چه میفرمایید، آخه ببینید این خلافه حسه دیگه خلاف تمام عدله ایست که ما قبول داریم خلاف شرعست خلاف کتابست خلاف سنتست خلاف عقلست خلاف عرفست خلاف همه چیز

عزیزم اگر شما چندتا کتاب پزشکی نوشتن میخواید مطالعه کنید یکیشون که بهترین پزشک است مرده ، دیگری که از شاگردان ضعیف اوست اورو نوشته حالا که اون مرد میخواید شما در این مسعله طبعیت کنید از پزشکی از اینکه حالا هست چون هست تبعیت میکنید از اونکه مرده جسمش مرده رعیش که نمرده

فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ  احسن در جسم خوشگلتر باشه یعنی ، احسن که در جسم که نیستش که زیباتر باشه خوشگل تر باشه نمدونم چی تر باشه مرد باشه زن ، اینست دیگه نه مرد شرطه نه حتا ولد زنا اگر باشه ، یه نفر آدم ولد زناست اما العان شده است یک آدمی که اعلم علمای اعلام شده خب هیچ تقصیر که نکرده ولدو زناست

تازه اگه مشرک باشه مشرک بدتره یا ولدو زنا مشرک بدرست که حالا سلمان مشرک بود شد سلمان و مرتبه نهم ایمانه از سلمان نباید تقلید کرد چون مشرک بوده با اینکه قبلن خب تقصیره اما کسی که زنا زادست مگه وقتی که ایرو به زنا زاعیدن به زنا درست کردن خودش مقصره نه حالا اگه این زنا زاده این زنا زاده رو اگر در راه حق اومد باید تشویقش کرد یه آدمی که فاسق بوده مومن شده نباید تف به صورت این انداخت باید تشویقش کرد

این کسی که زنا زاده است که آقایون شرط میکنن زنا زاده نباشه طاهرول اصل دلیلم ندارد ،‌این کسی که زنا زاده است اگر آمده اعلم علما و اطقای علما شده است و چند پله بالاتر از شیخ انصاری و کی شده بگیم نخیر جنابعالی نه امام جماعت میتونی باشید اینطور میگن دیگه نه پشت سرت نماز میخونیم عرض می شود که تقلید که هیچی این حرافچیه شما میزنید آخه

برگردونید ورق رو دوباره کتاب الله رو مطالعه کنید مجددن، خدا در این آیه میفرماید فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ بنده قول احسن را که قول آقای بروجردیست که قطعن اعلم از آشیخ ملاعلی بوده آشخ ملا علی کسی نیست ها حالا کسی که شاگرد اونم حساب نمیشده حالا چون کسی نیست جز ایشون عرض می شود که بنده حالا میخوام تقلید کنم از ایشون تقلید کنم اخه اینو هیچ انسان عادی میگه

معذرت میخوام آقایون دیوانه میگه ، اگر دیوانه بخواد از کسی پیروی کنه میگه اونی که بهتر میفهمه ، توی دیوانه ها خب بعضیا بهتر میفهمن بعضیا کمتر میفهمن ، اگر یک دیوانه ای بخواد تبعیت کند از دیوانه دیگر میگه اونکه بهتر میفهمه اما بگد که اونکه بهتر میفهمه مرد، اونکه بدتر میفهمه هست ما از این این میگه تو چاه بیفت این میگه تو چاله

مثلن تو چاه میوفتن چرا برااینکه اینیکه العان هست زندست بابا زنده مال تنه زنده روح و زنده رای شرطه زنده بودن تقوا و زنده بودن رای شرطه اینو مفصلن در تبصرتول فقها و رساله توضیحول مساعل ،سوال کردم من فقط شما فکر کنید.

میگه من میخوام با این خانوم پنج ساعت باشم پونصد تومن دادم همین، این دیگه .. نه لفظ نکاح ما نداریم میگه من میخوام آخه نکاح چیه نکاح و صفاح داریم صفاح عملشو صفاح عمل جنسی حرامه نکاح عمل جنسی حلاله، حالا این عمل جنسی حرامه چرا چی نداره ؟‌اینم گفتم فکر کنید آقایون

حالا اگه نگفت ،‌نیت نکاح نی نیت زنام نیست هیچکدوم نیست حالا نیت زنا نیست نیت نکاح نیست.

ما همینو عرض میکنیم ببینید این آدم نه کاری به زنا داره نه کاری به عرض می شود که صفاح داره نه نکاح هیچکدوم به اینا کاری نداره فقط میگه من معامله دارم میکنم همونطوری که معامله میکنم دارم یه نون سنگک میخرم ،‌عرض می شود که اینجام داره …

نه حواسش جمع نی اصلن مثلن یه جنسی شما بازار میخرید نمدونید کجا میخواید بندازید بلخره جنس میخرید میرید خونه جایی پیدا میکنید حالا این آدم عرض کردم این مرحله اولاست سوال داریم میکنیم و شعونی داره یکی از شعون همینطور که میفرمایید سحالا اینو آقایون فکر کنید تا شنبه انشالله ‌کمااینکه در آیاتی که راجبه بحث قبلی بود.