جلسه صد و نودم درس خارج فقه

زناشویی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله الرّب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

(أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) [بقره: آیه ۲۲۲]

خود محفل قرآن به انسان روح می دهد و جان می دهد. من از بستر خدمت برادران رسیدم و ظاهراً بحث بعدی رو هم امروز معذورم.

اما خداوند جوری فرموده است که وقتی ما صحبت می کنیم فکرمون به جاست. چون کسالت بدن غیر از کسالت روح است.

دو بحث بسیار مهم است در اینجا که بر هر دو، ایجاباً کتاب و سنت دلالت دارد. یک در حال حیض بین السرة و الرکبة ممنوع است.

دوم اتیان النساء مِن أدبارهن ممنوع است. ده جور تعبیر از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم راجع به اتیان النساء مِن أدبارهن هست.

(هی لوطیة الصغری هوَ ملعون هی الملعونة فقد کفر بالله) و از این تعبیرها.

البته اصل مطلب مستفاد از قرآن است و در حاشیه قرآن، بیاناتی که از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده. حالا

(صحبت حضار)

طبیعی نمی تونم. قدرت ندارم. عرض می شود که، حالا صدا خوبه یا نه؟ خیلی خوب، رسید بالاخره.

ما وقتی که تجبل می کنیم در قرآن شریف نسبت به جریان جنسی و اتیان نساء مِن أدبارهن حذر و حرمت می فهمیم. از جمله در باب صوم.

(فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ) در سوره بقره (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ) [بقره: آیه ۱۸۷] این چی می خواد بگه آیه؟ قبلاً این سه چیز حرام بود، مخصوصاً (بَاشِرُوهُنَّ).

مباشرت زنان در شب ماه روزه هم حرام بود. فقط افطار چیزی بخورند و سحر چیزی بخورند و تمام. این بینابین هم غذا خوردن حرام بود در ابتدا و هم مباشرت با زنان که از مهم ترین مفتراته. بعد از تحریم که امر آمد، طبعاً امر تجویزه دیگه. تحریم که رفت تجویزه.

تجویزم خب چهار بُعد داره. بُعد کوچک تر کوچک ترش مرجوحیت است دیگه. بعدم اباهه است، بعدم استحبابه، بعدم وجوبه، بالاخره حرمت که رفت جواز میاد، جواز به معنا الاحق.

حالا، (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ) [بقره: آیه ۱۸۷] یعنی الان جایز است که با زنان مباشرت کنید از اول شب تا (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ) [بقره: آیه ۱۸۷] جایزه.

خب چی جایزه؟ این مباشرت به قول مطلق جایز است؟ هم قبُلاً هم و دُبراً؟ نه (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷] آدرس داد.

مباشرتی که زمینه ابتقای (مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷] هست. (ما کتب الله علیکم) هم نیست، (كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ). خداوند به نفع مردان و زنان تثبیت فرموده است که استیلاد کنند مگر در مواقع محذوره و معذوره.

(فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ) [بقره: آیه ۱۸۷] الآن اون حکم قبلی نقض شد. الآن جایز است که با زنان مباشرت کنید. چجور مباشرتی؟ (وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷].

(وَابْتَغُوا) معناش این نیستش که هر دفعه مباشرت می کنید بچه درست می کنید که. روزی یه مرتبه بچه درست نمی شه که. یعنی در این راه باشه. از راهی وارد شید در مباشرت با زنان که اون راه، راهی ست که بشود بچه درست بشه. نمی گه حتماً درست کن همیشه.

خب اون راه که دبُر که نیست. پس تجویز روی چی رفت؟ تجویز روی مباشرت النساء مِن قُبُلهن شد. نه مباشرت الناس من أدبارهن شد. این مال اونجا.

حالا در اینجا، ببینید چقدر لطیف خدا صحبت می کند. در اینجا (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ) [بقره: آیه ۲۲۲] این مرحله اولاست.

(وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ) [بقره: آیه ۲۲۲] مرحله ثانی (فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲].

(فَأْتُوهُنَّ) چیه؟ جوازه دیگه. چون بعد از حذره. جایز است بعد از تطهر زنان، بعد از زوال حیض، بعد از تطهر و اغتسال زنان، جایز است. ولیکن به طور مطلق جایز است؟ نه، (فَأْتُوهُنَّ) کما امرکم الله.

(صحبت حضار)

بله؟

(صحبت حضار) من حیث.

(فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲]

از اون چگونگی و از اون کیفیتی که خداوند امر کرده. کیفیت مجامعت با زنان دو گونه است و دوباره است. یک گونه اش مِن قُبُلهم و یک گونه اش مِن دبرهم. در اینجا (فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ). دو تا حیث داریم. اینطور نیست که هر دو حیث آزاد باشه.

اگر هر دو حیث آزاد بود نمی فرمود (فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲]. اینکه فرمود (فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] یک حیث را آورده در جواز و یک حیث را در حرمت برده است. مگر اینطور نیست آقایون؟

خب (فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲]. بعد (أَمَرَكُمُ اللَّهُ) کجا؟ من قرآن رو گشتم غیر از اینجا پیدا نکردم در وقت خودش. هیچ جای قرآن ندارد که خداوند امر کرده باشد به اتیان نساء، امر تجویزی، مگر آیه بقره که خوندیم.

در آیه بقره (مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] هست در اینجام هست. در آیه، اینم آیه بقره است. آیه اولای بقره فرمود (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ) [بقره: آیه ۱۸۷] این حیث داره بیان می کنه. (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ) [بقره: آیه ۱۸۷] اما مطلق؟ نه.

(وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷] حیث بیان شد. چون دو حیث دارد مباشرت با زنان. یک حیث که زمینه (مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷] است من الاستیلاد.

یک حیث که ادبارهن است اون زمینه وجود ندارد. اونجا فرمود. ولکن اینجا نزدیک تره. اینجا فرمود که بلافاصله (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳].

قرآن مسئله گویی که می کند دلیلش رو، حکمتش رو، علتش رو، زمینه اش رو، وضعش رو، همه رو بیان می کنه. (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳].

خب، حیثیت نساء رو بر انسان بیان می کند. نساء چی ان بر انسان؟ حرثن. این حرث چیه؟ حرث ابعادی داره. ببینید، وقتی که انسان زراعتی دارد، این زراعت مقصود اعلای از برائت چیست؟ اون نتیجه هایی است که میده. گندمی ست که می دهد، جویی است که می دهد، چیزی که می ده.

ولکن فقط همینه؟ نه، انسان می رد اونجا تفریح می کند، صفا می کند، چه می کند، چه می کند، در حرث رفته. (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] زنان شما هم برای شما حرث اند، دو گونه و دوگانه است این حرثیت زنان برای شما.

یکی، خب زن است مرد به او توجه دارد، با او زندگی می کند، جریان جنسی هست، چه هست، چه هست، چه هست، چه هست.

منتها اونی که هدف أعلی و اسماست (فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] امر تجویزه دیگه، مگه اینطور نیست؟ این امر بعد از حذره. امر تجویز است یعنی شما اتیان کنید حرثتون را. پس قُبله فقط، دُبر نیست. دبُر حرث نیست، دبُر حرصه. از أدبار که بچه در نمیاد.

حالا اون روایتی که در بحار الانوار داره که عمر زایید هفت تا از پشتش بود، چه عرض کنم آخه. به علامه مجلسی گفتیم آخه این چه فرمایشی ست شما فرمودید؟ چرا نقل فرمودید؟

(صحبت حضار)

بله؟

(صحبت حضار)

(أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] بله

(صحبت حضار)

می فهمم ببینید، (فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] دو حیثه. حیث (أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] رو تجویز می کند، حیث من لمْ یأمُرُکُم الله رو تحریم می کند. اونوقت (حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] رو بعداً می فرماید.

(نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] خیلی خب، نساء اینجور نیستش که این زن رو به عنوان حیوان شما بار (11:05) کنید. یا چه کنید، یا چه کنید، نه، این حرثیت، این منظره است برای شما. این منتزه است برای شما. یک صفایی ست در زندگی با زن، ملایمت با زنان باید بشه، نباید که گاو انداخت که عرض می شود توی حرث و همه رو له کرد. هن ریحانة و لست بقهرمانة. همه این حرفا بعد.

حالا این حرث یک بُعد اصلی دارد که بُعد اتیان است که اتیان برای چیست؟ اتیان دو جور است. یک اتیان حرث است برای صفا کردن، گردش کردن، چه، فلان.

یک اتیان برای عرض می شود که شخم کردن و گرفتن نتیجه و عرض می شود که گندم و جو و این حرفاست. این دومی رو داره میگه، اتیان اینه.

(فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] (أَنَّى) مگر آقایون زمانی نیست؟ أینَ مکانی ست، (أَنَّى) زمانی ست. تازه اگر أین هم بود معنا داشت. اگر أین بود یک أینش مستثنی بود، یک أینش مستثنی نبود. أین قُبُل درست، أین دُبر نه. ولکن (فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] شما از نظر زمان آمدن به حرثتون و زراعتتون آزادید، این یک قاعده است.

این یک قاعده است استثنائات داره. باب یعنی حالت صوم، حالت اعتکاف، عرض می شود که حالت احرام و حالت حیض، حالت نفاس.

این حالات را، این حالت های مختلفه ایست که این استثنا دارد. زمان حیض نه، زمان نفاس نه، زمان اعتکاف نه، زمان صوم نه، زمان احرام نه، اینا استثنا خورده در خود قرآن.

اما به عنوان قاعده کلیه (فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] چرا حرث شماست؟  خب این حرث رو همیشه نمیشه اومد. بعضی وقتا آب ریختن اونجا و پای آدم میره تو آب فرو و عرض می شود باتلاق درست میشه، این مثاله البته.

(فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] بعد چی؟ (وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] آقا حرث فقط قُبل است دیگه. (قَدِّمُوا) هم از اونجاست، اما دُبُر که حرث نیست و (قَدِّمُوا) نیست.

(صحبت حضار)

مثل اینکه توجه نکردید، ببینید.

اگر خدا فرمود اینی که من می گم فقط اون جایز است، یعنی بقیه چی؟ حرامه. اینجام همینو داره میگه. فرمود که فأ ببینید، توجه نکردید، آیه قبلی.

آیه قبلی فرمود که (فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ) [بقره: آیه ۲۲۲] (فَأْتُوهُنَّ) تجویزه.

(صحبت حضار)

(حَرْثَكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] زمان حیضه فقط؟

(صحبت حضار) نه، (فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ)

نه، (حَرْثَكُمْ) رو می گم. حرثٌ لکم، ببینید توجه بفرمایید.

(صحبت حضار)

عجب اوضاعیه، در زمان حیض چی حرام شده؟ هر دو.

بعد از حیضم یکیش حلال می شه، حیث. ببینید در اینجا که می فرماید که فاذا.

(صحبت حضار)

بله؟

(صحبت حضار)

یک جلسه.

(صحبت حضار)

چه زمانی؟ (أَنَّى) چه زمانی؟

(صحبت حضار)

و إلا باید بگیم من أین. اگه مکان بود من أین. (أَنَّى) کی اومد این؟ اینم مثل همون جریان

(صحبت حضار)

این مثل جریان شیخ طوسی رضوان الله علیه که می گد الی به معنی مع است، اون وقت استدلال دارد به دو آیه، این همونه.

ببینید ما در لغت عربی خودمون (أَنَّى) زمانیه است و أین مکانیه است. حالا کسانی که اصرار دارند (أَنَّى) را مکانی کنند و منظور اوتوماتیکشون این است که اگر (أَنَّى) مکانی بشود جلو و عقب هر دو حلاله، بهشون دو اشکال می گیریم.

اشکال اول این است که (أَنَّى) زمانیه است. اشکال دوم اگرم (أَنَّى) مکانی بود، مکان جلو و عقب رو می گرفت، مکان عقب استثنا شد، چون حرث بود.

ببینید به هر جا

(صحبت حضار)

نخیر، چون مکان زمان را هم شامله، زمان مکان را هم شامله. هر دو. اگر گفت در هر مکانی یعنی در هر زمانی هم هست. اگر گفت در هر زمانی یعنی در هر مکانی، منتها یه وقت زمان محور است شامل مکانم میشه، یه وقت مکان محور است شامل زمانم می شه.

حالا در اینجا، اینکه می فرماید که (فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ) [بقره: آیه ۲۲۲] کیفیت. کیفیت مکانی، کیفیت مکانی در اینجا یک جمله ای هستش که باید عرض کنیم، یهودی ها یه جوریش رو حرام می دانستند، مسلمانان خیال کردند حرامه. یهودی ها خیال می کردند که از اون طرف به این طرف بیان حرامه، یهودیا اینطور خیال می کردن.

آیه آورد که نخیر فأتوا حرثکم (مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) [بقره: آیه ۲۲۲] (مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) (أَمَرَكُمُ اللَّهُ) حرثه. این حرث را از اون ور باشه، از این ور باشه، از اون ور باشه، این (حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ) که عرض می شود که مزرعه است، این اشکال نداره.

حالا روایتش رو ما می خونیم براتون. ببینید در اینجا (فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ) [بقره: آیه ۲۲۲] (فَأْتُوهُنَّ) تجویزه دیگه. (فَأْتُوهُنَّ) که تجویزه یعنی اتیان غیر اینجوری حرامه، تجویز معنیش اینه دیگه، یعنی غیرش حرامه.

(فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) [بقره: آیه ۲۲۲] یکی از تطهرها این است که از دبر زن ها وارد نشوند. چرا؟ این شبیه لواطه.

اینو البته باید بحث کنیم ما. اینجا جای بحث نیست.

(صحبت حضار)

شبیه، شبیه، با زن لواط نیست. این شبیه لواطه. اینو باید بحث کنیم. حالا، بحث های مستلسل داریم که حالا عرض می کنیم.

ببینید، بعد که می فرماید (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] تجویز در اتیان نساء فقط در حیث قُبل است، از هر طرفی بیای.

اما در حیث دُبر نیست از هر طرف بیاد. پس از این آیه استفاده حرمت می کنیم به وجه واضح. سوال، جناب لوط مگر به اون لوطی ها نفرمود (هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ) [هود: آیه ۷۸]؟ اون هام گفتن (إِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ) [هود: آیه ۷۹] مگه نبود اینطور؟

کسی بیاد به اون آیه استدلال کنه. بگه جناب لوط که دختراشو گفتش که شما به جای اینکه برید با مردها معاذلله، من حاظرم دخترا رو به ازدواج شما بدم.

البته در اون موقع حرام نبود. در اون موقع نکاح مشرکه حرام نبود، نکاح مشرکم حرام نبود، کما اینکه آیات دلالت بر این مطلب داره. مثلاً زن لوط و زن نوح، لوط و نوح مشرکه بودن و اشکالی هم نداشت.

حالا (هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ) [هود: آیه ۷۸] گفتن چی؟ (إِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ) [هود: آیه ۷۹]. تو میدونی که ما قصدمون چیه؟ خب اینکه پیشنهاد می کند به لوطی ها، می گه بابا اون ادبار، ادبار رجال است که بهش چسبیدید، حالا ادبار نساء. کسی اینطور استدلال می کنه.

میگیم دو جواب داره. یک جواب مفصل بحث کردیم در تفسیر و یک جواب که همینم کافی ست. می گیم مگر جریان (هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ) [هود: آیه ۷۸] اگر دلالت کرد بر حلیت اتیان نساء من أدبارهن، از چه شرعی داره نقل میکنه؟ از شریعت ابراهیم.

چون لوط تابع ابراهیم بود دیگه. اگر در شریعت ابراهیم حرامه، حلاله. در شریعت ما هم حلاله؟ نه، شریعت ما میگه حرامه. به دلیل این دو آیه و روایات زیاد.

این دو آیه که (فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۷] و اینجام (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] به دلیل این دو آیه که آیات شریعت قرآنیه است، اون حکم شریعت لوط که شریعت ابراهیمیه است نفی می کند. البته جواب های دیگری هم داره که در جای خودش عرض می شود که هست.

خب مطلب دیگری که می شود عرض کرد اینجا و روایتم دارد. روایتش رو می خونیم البته. اینکه اتیان الرجال چرا حرامه؟ قرآن میگد (وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ) [العنکبوت: آیه ۲۹]. شما این کارو می کنید، (وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ) سبیل ایلاد رو قطع می کنید.

چون مرد با مرد معاذلله قطع کردن سبیل ایلاد است، چون ایلاد به وسیله مرد انجام نمی شود، به حساب قطع سبیل ایلاد محرّم است. حالا مال مرد قطع سبیل ایلاد است صددرصد، مال زن نه، گاه اینور گاه اونور. ولی اینورش که أدبارهن باشد این قطع سبیل ایلاد هست یا نه؟

پس این شباهت به لواط دارد و لذا رسول الله صلوات الله علیه، در احادیث متواتره که مجموعاً این مضمون رو میرسونه هی لوطیة الصغری.

این لوطیة الصغری ست. لواط دو جوره. یک لواط مرد با مرد است یک لواط مرد با زن است اونم زن خودش. زن غیر که زناء است.

با زن خودش، این که می گد لواط این لواط نیست، این یک عملی ست حرامه و تالی تلو لواط است که حالا روایاتی که در، بله؟

ملاحظه بفرمایید. در صفحه سیصد و سی یک الفرقان در پاورقی ما اینطور نوشتیم. (الحديثُ عن رسولِ اللهِ صلّى اللهُ عليهِ وآلهِ وسلّمَ) این در بحث اول است ها. بحث اول که بین السرة و الرکبة است در حال حیض حرامه. این بحث اوله، بحث دومم بعده.

الحديثُ عن رسولِ اللهِ صلّى اللهُ عليهِ وآلهِ وسلّمَ قولاً واحدا او هو الاکثریة المطلقة او ساحقة من المرضیعاً صلّى اللهُ عليهِ وآلهِ وسلّمَ اتیان نساء هو ما بین السرة و الرکبة) این حدیث از رسول الله که به طور مطلق گفتیم. یعنی یک دونه حدیث در کتب سنی ها، کتب روایت سنی ها نداریم که تحلیل کنه، همش تحریمه.

(وَمِنْ طَرِيقِ أَصْحَابِنَا مِثْلِ الصَّحِيحِ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ عَلَى الْحَلَبِيِّ، وَعَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ أنَّهُ سُئِلَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلْحَايِضِ مَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا قال)

مَا يَحِلُّ داره می گه ها، حلّیت ولو مرجوحیتم می گیره کراهتم می گیره. (تَتَّزِرُ بِإِزَارٍ إِلَى اَلرُّكْبَتَيْنِ وَ تُخْرِجُ سُرَّتَهَا، ثُمَّ لَهُ مَا فَوْقَ اَلْإِزَارِ). الفقیه، یک پنجاه و چهار، التهذیب یک، صد و پنجاه و چهار، الاستبصار یک، صد و بیست و دو.

(و موثق عَنْ أَبِي بَصِيرٍ بَعدَ عن سَئِلَ عَنِ اَلْحَائِضِ مَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا مِنْهَا قَالَ تَتَّزِرُ بِإِزَارٍ إِلَى اَلرُّكْبَتَيْنِ وَ تُخْرِجُ سَاقَيْهَا وَ لَهُ مَا فَوْقَ اَلْإِزَارِ).

توجه کردیم که دیروز، از آیه هم ما فهمیدیم این مطلب رو.

(وَرَوَاهُ مِثْلَهُ دَعَائِمُ عَنِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، مَا فِي التَّهْذِيبِ وَالِاسْتِبْصَارِ عَنْ حَجَّاجٍ اَلْخَشَّابِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ  عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلْحَائِضِ وَ اَلنُّفَسَاءِ مَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا مِنْهَا فَقَالَ تَلْبَسُ دِرْعاً ثُمَّ تَضْطَجِعُ مَعَهُ).

درعه، زره نیست، زره اونجاییه، زره بین السرة و الرکبة رو محفوظ می کنه که (23:12).

(و منها ما یمنعوا عن مطلق وضعها الشامل بدُبرِها) کما فی جامع احادیث سه، پونصد و بیست و هفت، (عَنِ دَعَائِمُ رُوِّينَا عَنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَلام فی الحائِض وَ حَرُمَ عَلَى زَوْجِهَا وَطْؤُهَا حَتَّى تَطْهُرَ). مطلقه. مگر از دُبر وصل نیست؟ معلوم است که وصله، بلکه بدتریه.

(وَفِيهِ عَنْ فِقْهِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ إِيَّاكَ أَنْ تُجَامِعَ اِمْرَأَةً حَائِضاً) مطلقه.

(و فیه عَن الجعفریات بالسند المتصل أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ مَنْ أَتَى حَائِضاً فَقَدْ كَفَرَ) اتیان مطلقه.

(و فی عَنِ عَوَالِي عنهُ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمْ فی حدیثٍ إِنَّمَا أَمَرْتُكُمْ أَنْ تَعْتَزِلُوا مُجَامَعَتَهُنَّ إِذَا حِضْنَ وَ لَمْ آمُرْكُمْ بِإِخْرَاجِهِنَّ كَفِعْلِ اَلْأَعَاجِمِ). أعاجم مراد یهوده چون یهود نسبت به عرب عجمن. عجم یعنی هر کس که عرب نیست. نسبت به عرض می شود که عربم ما عجمیم، نسبت به ما هم عرب عجمه. عجم معنیش همینه که یعنی این کَأنَّهُ لکنت زبانه.

چون کسی که زبان کسی رو نمی دونه می گه اون لکنت در زبان داره. کما اینکه در کتاب اشیاء دارد که فی بالادی شافاء. فی بالادی شافاء (24:35) یعنی این قرآنی که بعداً میاد این به لهجه لکنا و به زبان ادبی سخن می گوید. قرآن که عربی ست زبان عجمی ست در مقابل زبان عبرانی.

بله، خب. (و فیه عن التهذیب و الاستبصار عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ  اَلْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا لِلرَّجُلِ مِنَ اَلْحَائِضِ قَالَ مَا بَيْنَ اَلْفَخِذَيْنِ) (مَا لِلرَّجُلِ مِنَ اَلْحَائِضِ قَالَ مَا بَيْنَ اَلْفَخِذَيْنِ)
بعد مَا بَيْنَ اَلْفَخِذَيْنِ رو معنا کرد. مَا بَيْنَ اَلْفَخِذَيْنِ إلاَّ ما بین السُرة و الرکبة) به حساب احادیث و آیه کتاب.

(فقد وَرد المنها عن ممارسة کل عرب الموسویة مع الحال حتی تطهر کما فی جامع احادیث عن التهذیب باسند المتصل عن أبی عبدالله قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلرَّجُلِ مَا يَحِلُّ لَهُ مِنَ اَلطَّامِثِ قَالَ لاَ شَيْءَ حَتَّى تَطْهُرَ). لاَ شَيْءَ، خب لاَ شَيْءَ بین السرة و الرکبة است رو چه حساب؟ رو حساب آیه رو حساب روایات.

لاَ شَيْءَ یعنی لاَ شَيْءَ شهوانیاً طبعاً. لاَ شَيْءَ شهوانیاً اونوقت با لاَ شَيْءَ می سازد که مِن أدبارهن مثلاً جایز باشه؟

هذا و فی جامع الاحادیث تاییدٌ ذلک کتالی و تقدم فی روایت خلف ابن حمار هشت، باب، سه قولهُ علیه السلام (وَ لْيُمْسِكْ عَنْهَا زَوْجُهَا حَتَّى تَرَى اَلْبَيَاضَ و قولوا علیه السلام وَ لْيُمْسِكْ عَنْهَا بَعْلُهَا). (يُمْسِكْ) عَنْهَا با دُبُر که نمیسازه.

و فی روایت زراره، سه، از باب هفت، حکم الاستضحار لذات العاده قولوا (فَإِذَا حَلَّتْ لَهَا اَلصَّلاَةُ حَلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ يُغْشَاهَا).

و فی روایت الدعائم، چهار، باب دوازده قولوا علیه السلام (وَ حَرُمَ عَلَى زَوْجِهَا وَطْؤُهَا). آیا دبر وطؤء نیست؟

خب، (وَقَد أخرج واجِبَ الابتذال عن الحائض و قد اخرج واجب واجب الابتذال علی الحائض فی المرجع یا اخرج الجماعتٌ. وقد اخرج واجب الابتذال عن ال عن الحائض فی المرجع جماعت منه) این مال برادران سنی. (27:04)

ابن ابی شیبه و البخاری و مسلم و ابوداعی و دماجه عن عائشه (قال کانت اهدانا اذا کانت حائضاً فاراد نبی صلی الله علیه و آله و سلم عن یعاشرها امرها عن تتذر فی فور حیضها ثم یباشرها) لنگ بستن، لنگ بستن اونجوری که بین السرة اذا رکبة.

(قالت و ایاکم) (و ایکم) اینجا ایاکم غلطه (و ایکم یملک اربعوا کما کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یملک اربه). ارب عبارت است از جهت شهوانی. (27:41) غیر اولی الاربه من الرجال هم همینه.

(و أخرج مثله ابن ابی شعبه و بخاری و مسلم به ابو داوود و بیهقی) (27:59)

(و قد أخرج نماجه عن معاویة ابن ابی سفیان أطهر). هر کی می خواد باشه، معاویه باشه، کسی باشه، ببینید وقتی موافق آیه است خب ما قبول می کنیم.

(و فیه اخرج مماجت عن معاویة ابن ابی سفیان أنه سأل ام حبیبة کیف کنت تصنعین مع رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم، فی الحیض قال کانت اهدانا فی فور حیضها اول ما تحیض تَشُّدُ علیها اذاراً الی انصاف فالیها ثم تتجع مع الرسول الله). (28:33)

این دیگه بین السرتین ممنوعه تا چه رسد که معذرت می خوام أدبار.

(و فیه أخرج ابو داوود و ابن نماجت عن عبدالله ابن سهل الانصاری أنَّهُ سأل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما یحل لی من امراتی وَ هِيَ حَائِضٌ قال لک ما فَوْقَ اَلْإِزَارِ).

در این تفسیر چون معمولاً در تفاسیر بحث فقهی رو برادران عزیز مفسر شیعه و سنی ندارند، ولی در اینجا بحث های فقهی رو قویاً داره و حتی کل روایاتی که در کل کتبی که در دسترس ما هست می توانیم داشته باشیم، اینجا ما ذکر کردیم.

(و فیه أخرج احمد به ابو داوود عن معابدن جبل قال سألت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أمَّا یَحِلُّ بالرجل من امرأتهی و هی حائض قال ما فَوْقَ اَلْأَزَارِ) (ما فَوْقَ اَلْإِزَارِ و تعفف عن ذلک اول) (29:28)

ببینید این از قرآن استفاده می کنه. یعنی مافوقشم تعفف کنید بهتره. چرا؟ (فَاعْتَزِلُوا) [بقره: آیه ۲۲۲] دلالت کرد دیگه. منتها (فَاعْتَزِلُوا) در بُعد اول که ما فوق السرة باشد این امر داشت که اجتناب کنید. ولکن امر از جمله بعدی (وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ) [بقره: آیه ۲۲۲] از قرب استفاده کردیم که بُعد دوم و سوم مراده، بُعد اول نه. این استفاده لطیفه ایست که از آیه مبارکه می شه. (وَ تعفف عن ذلک اقرب).

خب (و فیه أخرج مالک والبیهقی عن زید ابن اصنم انَّ رجلاً سأل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال ماذا یحل لی من امرأته و هی حائض و قال هی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لتشد علیها ازارها ثم شأنَک شأنُکَ باعلاها) (30:24) گفته شأنک علی مرجوعیتٍ بر حسب آنچه فهمیدیم.

(و فیه اخرج ابن ابی شعیبه و ابو یعلی عن حمر قال سألت رسول الله صلی الله علیه و آلیه  سلم ما یحلل رجل من امرأته حائض قال مافوق الازار) (30:34).

(و فیه اخرج تبرانی عن ابن عباس انَّ رجلاً قال یا رسول الله صلی الله علیه و آلیه و سلم ما لی من امرأتهی وهی حائض قال تشد اذا رئاکم ثم شأنک بها).

(و فیه اخرج ابن ابی شعیبه لاحمد لعبد ابن حمید و تربضی ونسائی و نماج و بیهقی فی سننه عن ابی حبیره عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال من اتی حائضاً أومرأتا فی دبرها قل کاهناً فقد کفَرَ بما انزل علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم). (31:22)

خب بنده در متن نوشتم (فالاخبار ناطقة بجواز تفسیر و بأحرا عن ناطقة اختصاص حرمت جماعاً بِموضوعِ الدَّم هی طهارت القائلة به عدم امام و لاسیما مسرح بانَّ لهو ما فوق الاذار و حرم تحت الازار و اصل هو الآیة ظاهرة فی مثلث المحذور).

در تهذیب، یک، صد و پنجاه و چهار، حدیث چهارصد و چهل و دو و استبصار یک، صد و بیست و نه حدیث چهارصد و چهل که از جمله حدیثش رو خوندیم، میگد که این اشکال ندارد تخفیم.

یا تخفیم رو باید معنا کرد که این بین السرة و الرکبة ممنوعه و اینو میذاری کنار یا اینکه قبول نداری. مطلب دیگر اختصاص به موضع زن. باز دو سه روایت داریم که نه دلالت دارد و نه اگر دلالت داشت قابل قبول بود.

استبصار یک صد و بیست و هشت حدیث چارصد و سی هفت. (و فی جامع الاحادیث سه پونصد و سی و یک، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ إِذَا حَاضَتِ اَلْمَرْأَةُ فَلْيَأْتِهَا زَوْجُهَا حَيْثُ شَاءَ مَا اِتَّقَى مَوْضِعَ اَلدَّمِ) اطلاقه فرض کنید. ولکن سوال می کنیم مأتی زن چندتاست؟ مأتی خب دوتاست دیگه، قُبُلاً و دبراً.

این (فَلْيَأْتِهَا) (إِذَا حَاضَتِ اَلْمَرْأَةُ فَلْيَأْتِهَا زَوْجُهَا حَيْثُ شَاءَ) اتیان باید اعم باشد از عمل جنسی، چون اگر عمل، اگر اعم از عمل جنسی نباشد که نمی شه برای یکی گفت (حَيْثُ شَاءَ) برای اتیان من الادبار بگه هر جا میخواد، این نمی شه که.

پس این اتیان شهوانی ست. اتیان شهوانی به معنای این است که کارهای شهوانی که احیاناً انجام میشه. فوقش اینه که مطلق است. مطلق است اتیان من الادبار به (حَيْثُ شَاءَ) ولکن این مقید می شود به آیه و روایات.

و فی التهذیب یک، صد و پنجاه و چهار (عن هشام ابن سالم عن ابی عبدالله علیه السلام الرجل عَنِ اَلرَّجُلِ يَأْتِي اَلْمَرْأَةَ فی ما دونَ الفرج وَ هِيَ حَائِضٌ قَالَ لاَ بأسَ إِذ اجتنب ذلِکَ الموضِع) سوال در مورد خاصه.

فی مادون الفرج کاری به مأتی دبری ندارد. فی مادون الفجر اون نزدیکا می خواد صفا کنه. می فرماید (لَا بأسَ إِذ اجتنب ذلِکَ الموضِع).

راجع به ذلک الموضع بحثه. میگد اگر به ذلک الموضع کاری نداشته باشد اطرافش اشکال نداره، اینم جزو احادیثی است که بین السرة و الرکبه رو قبول نداره و ما عرض کردیم خلاف آیه و روایاته.

خب، بعداً راجع به بحث دوم روایات بسیار زیادی ما از طریق شیعه و از طریق سنی از رسول الله صلوات الله سلامه علیه داریم که این روایت رو توجه کنید.

(صحبت حضار)

بله بله بله بله

(صحبت حضار)

می خوایم بکنیم بله، همینطوره که می فرمایید.

عرض می شود که، صفحه سیصد و چهل و یک الفرقان، (منها صحیح) نوشتم اون بالا که (أحلها آیتٌ من کتاب الله و هی هذه و ادیقتها و قد علم عنهم لایریدون الفارج. (35:05)

این أحلها رو باید جواب بدیم. که هولاء بناتی اگرم أحلها خب قبول که نداریم أحلها، اون بحث است سر جای خودش، ولکن اگرم تحلیل کرده بود کتاب الله تحلیل کرده بود نقلاً عن شجرة ابراهیم.

اما در اینجا کتاب الله طبق دو سه آیه می گد که این حرامه بنابراین نسخه.

(صحبت حضار)

حالا چه دلالت داشته باشد، چه دلالت نداشته باشد، ما یک حرف خیلی روشن داریم. اگر هم دلالت داشته باشد بر اینکه جایز است این دختران لوط که با اونا ازدواج کنن، جایز است دبر، میگیم در شریعت ابراهیم فرض کن جایز، اما در شریعت اسلام نه.

(صحبت حضار)

نه آخه لوطی ها این طرف رو می خواستن.

(صحبت حضار)

اینم یه جوابشه. ما احتمالات زیاد دادیم و احتمال رو تفسیر کردیم در جایگزین منتها اینجا تفسیرش لزومی ندارد، چون این یکی هست کافیه دیگه.

وقتی ما با یکی می تونیم. (قطع صدا)

حداکثر اکثر اکثر این است که در شریعت ابراهیم حلال بوده و در شریعت اسلام این عرض می شود که حرام است.

(صحبت حضار)

صبحکم الله بالخیر. مگه سلمی و سمعی اینه که شهوت آزادتر باشه؟ نه اجازه بدین.

(صحبت حضار)

اولاً شریعت سلمی و سمعی (36:32) در مقابل نص چکار می تونه بکنه؟ در مقابل، در مقابل نص چکار می تونه بکنه؟ نص داریم نص میگد این حرامه، چکارش کنیم؟

خب عرض می شود که صحیح عن علی (قطع صدا)

(قَالَ سَمِعْتُ صَفْوَانَ ابن یحیی قُلْتُ لِلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ أَمَرَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَهَابَكَ وَ اِسْتَحْيَا مِنْكَ أَنْ أسْأَلَكَ) یا (وَ اِسْتَحْيَا مِنْكَ أَنْ يَسْأَلَكَ) هر دوش درسته. (قَالَ مَا هِيَ قَالَ قُلْتُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ اِمْرَأَتَهُ فِي دُبُرِهَا قَالَ نَعَمْ ذَلِكَ لَهُ) این ادله جواز است.

(قُلْتُ وَ أَنْتَ تَفْعَلُ ذَلِكَ فَقَالَ لاَ إِنَّا لاَ تَفْعَلُ ذَلِكَ) این از ادله جواز.

(و عن بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَأْتِي اَلْمَرْأَةَ فِي دُبُرِهَا قَالَ لاَ بَأْسَ إِذَا رَضِيَتْ قُلْتُ فَأَيْنَ قَوْلُ اَللَّهِ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اَللّٰه قَالَ هَذَا فِي طَلَبِ اَلْوَلَدِ) اینکه جواب نیستش که، (هَذَا فِي طَلَبِ اَلْوَلَدِ) یعنی چه؟ اصلاً اصل (أَمَرَكُمُ اَللّٰه) که تجویزه به عنوان حرثیته و إلّا اون طرفش که حرثیه نیست.

(فَاطْلُبُوا اَلْوَلَدَ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اَللَّهُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ نِسٰاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنّٰى شِئْتُمْ).

(وَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ) حتی اگر دلالتم داشته باشد، تعبیر نداشته باشد قابل قبول طبعاً نیست.

(وَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ فی الموثق قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ أَخْبَرَنِي مَنْ سَأَلَهُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَأْتِي اَلْمَرْأَةَ فِي ذَلِكَ اَلْمَوْضِعِ وَ فِي اَلْبَيْتِ جَمَاعَةٌ) نه در بیت جماعته که اون کار رو می کنه نه، در سوال جماعتی بودن.

(فَقَالَ لِي وَ رَفَعَ صَوْتَهُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ كَلَّفَ مَمْلُوكَهُ مَا لاَ يُطِيقُ فَلْيُعِنْهُ) ( مَنْ كَلَّفَ مَمْلُوكَهُ مَا لاَ يُطِيقُ فَلْيُعِنْهُ) معلوم می شود با مملوکه جریان بوده (ثُمَّ نَظَرَ فِي وَجْهِ أَهْلِ اَلْبَيْتِ ثُمَّ أَصْغَى إِلَيَّ فَقَالَ لاَ بَأْسَ). (لاَ بَأْسَ).

(وَعَنِ اِبْنِ أَبِي يَعْفُورٍ فِی المُوثَّق، قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ إِتْيَانِ اَلنِّسَاءِ فِي أَعْجَازِهِنَّ فَقَالَ لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ وَ مَا أُحِبُّ أَنْ تَفْعَلَهُ) این سه چهار تا حدیث چه دلالت داشته باشن و چه بهتر دلالت نداشته باشن، اینکه دلالت دارد بر جواز اینو ما ترد می کنیم و عرض بر قرآن و سنت قطعیه، مخصوصاً عرض به قرآن.

حالا روایاتی که دلیل است بر حرمت (وَمِنْ طَرِيقِ أَصْحَابِنَا روایت سَدِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الباقر عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ).

این یک خطایی است که واقعاً ما می کنیم که در فقهمون روایاتی که برادران سنی نقل کردن نمیاریم، برای اینکه اگر کافر هم روایت از رسول الله نقل کنه موافق قرآن باشه ما می تونیم قبول کنیم. سند، سند اصلی خود کتاب الله است و ما چرا روایات سنی ها رو نقل نکنیم؟ خب اون هایی که دارند نقل می کنیم، روایات خودمونم نقل می کنیم و محور کتاب الله است.

(وَمِنْ طَرِيقِ أَصْحَابِنَا روایت سَدِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الباقر عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم مَحَاشُّ اَلنِّسَاءِ عَلَى أُمَّتِي حَرَامٌ) تهذیب دو، دویست و سه.

بعضی برادران فقیه فرمودند که این روایاتی که تحریم کرده است، این روایات تقیه است، چون سنی ها تحریم کردند، بنابراین روایتی که تحریم کرده است تقیه است. به آقایون عرض می کنیم تقیه دو جوره.

یک تقیه نقیه داریم، یک تقیه شقیه. این تقیه شقیه است، چطور؟ برای اینکه امام اگر بخواد تقیه کنه، چرا از پیغمبر نقل می کنه؟ آخه چرا اون بالاها رو خراب می کنه؟

اگر میخواد تقیه کنه خودش یه چیزی میگه، اونم یه اشاراتی درش هست که ماها بفهمیم تقیه است. وانگهی ببینم خُذ مِا خالف العامة، این در چه مرتبه ای قرار گرفته؟ در مرتبه آخر.

مرتبه اول خذ ما وافق الکتاب است وَ کذب ما خالفَ الکتابه. شما کتاب رو در نظر نگرفتید برادران عزیز ما، ولکن می فرمایید روایت تقیه است، به چه حساب این تقیه است؟

روایاتی که می گوید که این محاش النساء و اتیان النساء من ادبارهن حلاله می گید تقیه است، خب پس پیغمبرم تقیه است، خب پس خدام تقیه کرد. خدام که در قرآن فرمود (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [بقره: آیه ۲۲۳] پس تقیه کرده است. شما میخواید تقیه کنید، می خواید حمل بر تقیه کنید، همه اینا تقیه کردند.

(صحبت حضار)

خب میگم که بله و لذا می گن تقیه است. روایت تحریم است.

(صحبت حضار)

روایت تحریم رو عرض میکنم، من جواز گفتم؟ روایت تحریم. روایات تحریم رو حمل بر تقیه می کنن. می گیم چرا؟ بابا روایت تحریم موافق قرآن است. موافق با قرآن است قطعاً، چطور حمل بر تقیه می کنید؟ اگر تقیه است که اونجور.

(و ما رواه العیاشی فی تفسیره عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَأْتِي أَهْلَهُ فِي دُبُرِهَا فَكَرِهَ ذَلِكَ) کَرِه چیه معناش آقایون؟ غلظة الحرمه است.

کَرِهَ مکروه اصطلاحی ما نیست. کما اینکه در سوره اسرا می فرماید (كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا) [الاسراء: آیه ۳۸] توش زنا هست، أکل مال یتیم هست، شرک بالله هست، اصلاً مکروه در قرآن یعنی اونی که محرم است مغلظاً. خب فلذا بحث خواهیم کرد.

(فَكَرِهَ ذَلِكَ وَ قَالَ إِيَّاكُمْ وَ مَحَاشَّ اَلنِّسَاءِ) نهیه (وَ قَالَ إِنَّمَا مَعْنَى نِسٰاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنّٰى شِئْتُمْ أَيَّ سَاعَةٍ شِئْتُمْ). امام دارد جواب اون کسی رو می دهد که أَنّٰى رو به معنی أین می گیره.

تازه نه، أَنّٰى رو به معنی أین بگیرید. ولی أین دو بخش داره یک بخشش حرثه، یک بخش حرصه. بخش حرث رو حلال کرده بخش حرص رو حرام کرده.

تفسیر عیاشی یک، صد و یازده (عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ عن امیرالمومنین صلوات الله علیه (42:44)

برای هر حرامی نمی گن که. (سَفَلْتَ سَفَلَ اَللَّهُ بِكَ أَ مَا سَمِعْتَ اَللَّهَ يَقُولُ أَ تَأْتُونَ اَلْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَكُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ اَلْعٰالَمِينَ) بسیار استفاده لطیفی که امیر المؤمنین فرمودند.

این اتیان من الادبار فاحشة است، اگر مرد است فاحشة بالاتر است، اگر زن است فاحشه کم تر است و لذا لوطیة الصغری. برای اینکه چه فرق دارد؟ چه فرق دارد اتیان من الادبار که تقطعون السبیل است، این خب در زن هم اگر چنین باشد همینجوره.

(و من طریق اخوان فی الدور منصور یک دویست و شصت و چهار اخرج حسن ابن عرفه فی جزئه وابن حدیب و قدی عن جابر ابن عبدالله انصاری قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم استحیوا عن الله لا یستحیی من الحق لا یحل مأتی النساء فی حشوشهن) لا یحل یعنی حرام دیگه. (43:29)

(و أخرج ابن نبی عن جابر قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اتقوا محاش النساء). (و اخرج ابن ابی شیده ابتا نبی و حسنه و النسائی وبن حبان عن ابن عباس قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله سلم لا ینظر الله الی رجلٍ اتا رجلاً او امرأتاً فی الدبر).

قاطی کرد با هم. ببینید با استفاده از قرآن است ها (وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ) [العنکبوت: آیه ۲۹].

(و اخرج ابو داود و طیالسی و احمد و البیهقی فی سنن عن امر بن شعیب عن ابیه عن جده عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال الذی یأت امرأته فی دبرها هی) (قطع صدا)