بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِين
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
در تتمه بحث اوقات خاصه صلوات یومیه، خیلی محتاج به بحث نبود که این فرعی که عرض می کنم از نظر اینکه باز سوال میشد باید جواب داده میشد، عرض میکنم.
همونطوری که صلاة قبل الوقت باطله، چه عمداً، چه علماً، نسیاناً، سهواً و هر چه و صلاة بعد الوقت قضاست، همچنین اگر شما صلاة عصر را به هر حالی از حالات در وقت خاص صلاة ظهر بخوانید باطله، چون به مقدار انجام صلاة ظهر از زوال شمس طبعاً مخصوص به ظهره، بر حسب آیات و همچنین به مقدار انجام صلاة عشا قبل از غسق اللیل مخصوص به عشاست و همچنین صلاة مغرب.
پس در این چهار صلاة که ظهرین و عشائین باشند، نمی شود نماز بعدی را در وقت خاص نماز قبلی خواند و نه نماز قبلی را در وقت خاص نماز بعدی خواند، چه عمداً باشد که معلوم و چه سهواً نسیاناً جهلاً اشتباهاً باشد که باز معلوم.
در اینجا نمی شود گفت اگر کسی اشتباهاً، روی ندانستن وقت، روی جهالت، مثلاً آمده است نماز عصر را به خیال اینکه نماز ظهر رو خونده نماز عصر را در عین وقت خاص نماز ظهر خوند، بگیم صحیحه چون نمیدونسته.
میگیم پس بنابراین اگر قبل از ظهر نماز ظهر رو خوند چطور؟ اگر قبل از مغرب نماز مغرب رو خوند چطور؟ خب چه قبل از ظهر و قبل از مغرب، نماز ظهر یا مغرب رو انسان بخواند جهلاً قصوراً، قصور مطلق این باطل است، چون در غیر وقته و اگر چنانچه بعد الوقت انسان نماز رو بخونه این قضاست.
اگر چنانچه انسان نماز بعدی را در وقت خاص نماز قبلی خواند در هر حال باطل است، نه اداست نه قضا. ادا نیست در وقتش نیست، قضا نیست بعد الوقتش نیست.
خب این به قول مطلق، چون ما بحثی داشتیم راجع به این آیه مبارکه (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] چرا (مِن لِدُلُوكِ الشَّمْس) نفرمود؟ فرمود (لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸]. حسابش این است که لام از برای (علیک السلام) التزامه.
مثل (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي) [الاسراء: آیه ۹] الی یک فاصله ای رو نشون می دهد بین مهتدی و بین محور هدایت، اما (يَهْدِي لِلَّتِي) [الاسراء: آیه ۹] هدایتٌ لزام، هدایت متصله است.
یا (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيم) [فاتحه: آیه ۶] خب (هدیناهُمَ الصراط المستقیم) اما هدایت الی الصراط المستقیم رو ما داریم. فرق است بین هدایت الی الصراط المستقیم و هدایتٌ الصراط المستقیم. در اینجا ملازمه در هدایت به صراط مستقیم فهمیده میشه.
همچنین (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] خب دلوک چیه؟ دلوک زواله دیگه. زوال شمس زوال عن وسط سمائه، فرمود که (أَقِمِ الصَّلَاةَ فی دُلُوكِ الشَّمْس) نفرمود که، اگر میفرمود (أَقِمِ الصَّلَاةَ فی دُلُوكِ الشَّمْس) دلوک اول قدر متقین بود، بعدش چی؟
یعنی نماز عصر در اینجا از استفاده نمی کنیم. نماز مغرب که معلوم است که بعد از دلوک کامل شمسه، اما فرمود (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] شمس در اون حالی که دلوک می کند این وقت اقامه صلاة هست هست هست هست (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸]
(صحبت حضار)
نه، التزام علت چیه؟ التزام به لزومه، برای، برای دلوک شمس.
حالا، سوال، آیا برای دلوک شمس، ل به معنی من، برای دلوک شمس، برای دلوک خاص شمس که دلوک اول باشه؟ دلوک خاص شمس اولاً که زوال شمس باشه یا دلوک خاص شمس آخراً که غروب شمس باشه؟ از کجا اولی و از کجا دومی؟ (لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] مطلقه. دلوک شمس به قول مطلق یعنی هر چه صدق دلوک شمس کرد.
خب اگر از ظهر تا غروب شش ساعت است، شش ساعت به دلوک شمس است دیگه. مگه غیر از اینه؟ پس روایاتی که می گوید (لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] یعنی زوال شمس یا روایتی که می گوید (لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] یعنی غروب شمس، این بیان مصداق اول و آخر رو کرده.
مصداق اول دلوک اول شمس است که ابتدای زواله. مصداق آخر دلوک آخر شمس است که دلوک کلی ست و رفت تموم شد رفت، رفت پشت افق، اما بینهما متوسطان.
این دلوک هایی که در وسط بین الحدین هست تمام این ها دلوکه.
خب حالا آخرین دلوک شمس کیه؟ آخرین دلوک شمس غروب شمسه که (قَبْلَ الْغُرُوب) [ق: آیه ۳۹] و (وَقَبْلَ غُرُوبِهَا) [طه: آیه ۱۳۰] داشتیم.
پس بنابراین (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] خود دلوک شمس صلاة ظهرین رو گرفت. بعد (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸]. (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] معلوم است که تا غسق اللیل ما نماز واجب داریم.
یکیش در اینجا محرزه که (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] این نمازه تا قبل از غسق اللیل است که نماز عرض می شود که عشاست.
اما نماز مغرب رو از آیات دیگر استفاده کنیم (مِنْ آنَاءِ اللَّيْل) [طه: آیه ۱۳۰] مثلاً و همچنین آیات دیگر.
بعد (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] که این رو بحثش رو قبلاً ما کردیم و تکرار لازم نداریم. خب
(صحبت حضار)
نخیر اینطور نیست، برای اینکه
(صحبت حضار)
نخیر برای اینکه دلوک شمس یعنی زوال شمس، شمس هست تا زوال داره، اما وقتی غروب شد چی زوال داره
(صحبت حضار)
عجب حرفیه، بنابراین همیشه دلوک داریم. بنابراین در دور کره زمین، در طول ساعات دلوکه. اینکه پنجره رو باز کردین خب وجب میشه، نسبت به اهل هر افقی داره خدا صحبت می کند (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸].
حالا، یک دلوک شمس ما داریم و یک دلوک اللیل ما داریم. دلوک الضوءداریم و دلوک الظلام داریم.
کما اینکه بر حسب آیات که بعضیاش خوندم من، دلوک شمس از ظهر است تا غروب و دلوک الظلام که نصف اللیل است. نصف شب است که غسق اللیل میشه، پس (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] یعنی تا دلوک لیل. دلوک لیل انهدار لیل است و منتهای ظلمت لیل.
خب بحث دیگر، قبله، بحث قبله بحثی ست توأم از جهات معرفتی که بسیار عمیق است و از لحاظ اتجاح هندسی انسان در صلاة که بحث فقه أصغر است.
ما یک مشهوراتی داریم که اگر به صرف اینکه مشهور است ما قبول کنیم، آدمی هستیم دون المقلد، آخه یک مرتبه انسان مقلده حسابیه، تقلید می کند از کسی که بر مبنای صحیح فتوا داد.
یه مرتبه نه، شخص مقلد و شخص مقلد هر دو به حساب شهرتی که در بین مسلمین هست مطلب رو قبول کردند. مقلد تقلیداً قبول کرده است، تقلید بدون دلیل، مقلد هم از مقلد تقلید کرده است تقلید دوبله بدون دلیل.
از جمله این جمله ای ست که مشهور است بین، اینو آقایون داشته باشید که قدس اولی القبلتین و ثانی الحرمین است. این دروغه. آیا از اول که نماز واجب شد در مکه مکرمه و سیزده سال عهد مکیه اسلام بود، صلاة به طرف بیت المقدس بود؟ اینطور میگن آقایون.
اینطور مشهور است که صلاة در سیزده سال در مکه مکرمه به طرف بیت المقدس بود، (علیک سلام) حالا به طرف بیت المقدس بود دو جوره.
یه جورش این است که جوری می ایستادند رسول الله صلوات الله علیه طرف کعبه مکرمه که هم کعبه قبله بود و هم بیت المقدس، این یه جور.
جور دیگر اینه که نخیر، به طوریکه حالام ایستاده میشه، به هر طرف کعبه شما بایستید جنوباً شمالاً شرقاً غرباً همش قبله است. علی ای الحالین ما داریم میگیم که آیا این مطلب مشهور درست است و سند قرآنی و سنتی دارد که سیزده سال در مکه مکرمه رسول الله صلوات الله علیه و مسلمین مأموریت داشتند که قدس را قبله خود قرار بدهند؟
(10:34) علی ایها حال و بعد که به مدینه منوره منتقل شدند، قبله منتقل شد به امر الهی از قدس به کعبه.
اول قدس، بعد از قدس به کعبه منتقل شد که انتقال یه مرتبه است. اینطور میگیم دیگه، که فقط تحلیل یه مرتبه است.
آیا ما قائل به تحویل واحد بشویم به اینجور که اول سیزده سال در عهد مکی قبله قدس بوده است و بعد در عهد مدنی مقداری گذشت و در مسجد القبلتین، پیغمبر بزرگوار که مشغول نماز بودند طرف قدس، بر حسب اونچه مشهوره، جبرئیل حامل وحی آمد و پیغمبر را از قدس به کعبه مکرمه برگرداند و از اونور در مکه، در مدینه منوره قبله شد کعبه مکرمه. این یه حرفه که یک تحویل خواهد بود.
اما حرف دومی را که ما از قرآن شریف میفهمیم، روایتم هست کاری نداریم.
از قرآن شریف میفهمیم و از اعتبارات اصلیه اسلامیه بلکه از اعتبارات اصلیه دعوات ابتدائیه اسلامیه این مطلب رو میفهمیم این است که نخیر، در مکه مکرمه قبله خود کعبه بوده.
خود کعبه قبله بود. بعد بعد در مدینه منوره ابتلاءاً بر حسب مختلف روایات از پنج ماه الی هفده ماه، بیشتر نه، از پنج ماه الی هفده ماه قبله از کعبه مکرمه تحویل شد به امر الهی به طرف قدس.
بعد از پنج ماه یا الی هفده ماه از قدس تحویل شد به کعبه مکرمه. پس دو تحویله. تحویل اول از کعبه به قدس در مدینه، بله؟ تحویل دوم از قدس به کعبه در مدینه.
هر دو تحویل در مدینه بوده، هر دو تحویل در مدینه بوده و اون قول مشهورم که قول اول است، این است که یک تحویل است و اون یک تحویل در مدینه بوده، یعنی قبله مکه سیزده سال مکه مکرمه قدس بوده مثلاً، بعد در مدینه منوره تحویل شد به کعبه مکرمه.
آنچه در بوق های تبلیغاتی کل مسلمین شیعتاً و سنتاً به گوش ها میرسد این است که قدس اولی القبلتین و ثانی الحرمینه، نخیر دروغه، قدس ثانی القبلتین هست موقتاً و ثانی الحرمین هم نیست، ثانی الحرمین مدینه منوره است.
حرم اول حرم الله هست و حرم دوم حرم رسول الله هست و حرم سوم یا چهارم بگید که عرض می شود که قدس است. بنابراین در هر دو جمله ما خدشه داریم و استناد ما در اثبات این خدشه خود قرآن شریف.
اولاً یه مقداری راجع به عظمت کعبه ما صحبت کنیم مختصراً. مثلاً
(صحبت حضار)
بله؟
(صحبت حضار)
خود رسول الله حرم نبوده؟ خود رسول الله حرم بوده، اصلاً حرمین، مثلاً فرض کنید که مکه مکرمه حرم هست به چه حسابه؟ خدا در مکه هست؟ نه قدسیت مکانه. کذلک وقتی پیغمبر بزرگوار زنده بود مدینه حرم تر بود یا وقتی مرد؟ وقتی زنده بود دیگه.
حالا ببینید قرآن شریف میفرماید که (جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَام قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] جعل الهی، در قدس همچین حرفی نزده. در کل قرآن نسبت به قدس چنین جعلی را ولو موقتاً نداریم.
جعل موقت را از آیات تحویل قبله استفاده می کنیم، بحث می کنیم که عرض می شود که (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْه) [بقره: آیه ۱۴۳] این رو بحث می کنیم.
آقایون مراجعه به عرض می شود که جلد دوم تفسیر بفرمایند و ما امروز هم مقداری روش بحث می کنیم تا بعد بقیش.
خب پس (جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷]
(صحبت حضار)
حالا عرض میکنم.
این (قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] قیام چیه؟ قیام در چی؟ قیامه در عبادته؟ غیر عبادت ما نداریم که. قیام در عبادت که کعبه بیت الحرام (قِيَامًا لِلنَّاسِ) است، برای کل ناس است یا بعض ناس است؟ برای کل ناس.
(قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] کعبه برای کل ناس بودن این است که هر جا ناس هستند یک عبادتی مربوط به اونجا دارند. صلاة به طرف قبله و إلّا اگر (قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] قیام حجی بود و قیام طوافی بود، کل ناس که نیست (مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا) [آل عمران: آیه ۹۷]ست.
(صحبت حضار)
این در هر وقت نازل شد
(صحبت حضار)
(جَعَلَ) خبر میده از گذشته، (جَعَلَ)
(صحبت حضار)
ببینید فرق نمیکنه، اولاً این آیه که مربوطه به اینکه اول اولی القبلتین کدومه که این نیست فعلاً، ما میخواهیم ببینیم اصل قبله کدامه؟ اینکه همه قبول داریم، همه قبول دارن که اصل قبله کعبه مکرمه، هیچ شکی نداره.
حالا این (جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] این (جَعَلَ) جعل تشریعی ست نسبت به مجعول تکوینی.
این أو کعبه البیت الحرام که آیه دیگر آل عمران (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِين) [آل عمران: آیه ۹۶] (فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين) [آل عمران: آیه ۹۷].
(إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ) [آل عمران: آیه ۹۶] ناس کل ناس، در طول تاریخ و عرض جغرافی ناس هایی که مکلف هستند به شریعت الهَ الناس.
(إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ) [آل عمران: آیه ۹۶] این اولیت داره. این اولیت زمانی دارد، اولیت رتبی دارد، اولیت مقامی دارد، اولیت در کل جهات دارد.
و منظور از این کعبه هم این نیست که عرض می شود که (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ) [آل عمران: آیه ۹۶] اینجا کعبه نیست، منظور از بیت نیست که ساختمان و در و دیوار، نه، اون مکانی که خداوند مقرر فرموده است که این مخصوص است از برای عبادت ناس متعبدین.
از این دو آیه چی استفاده می کنیم؟ آیه دوم (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِين) [آل عمران: آیه ۹۶] این که اولیته، قدس در کار نیست.
(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] اضافه بر اولیت، این جعل استمرار دارد. خداوند قرار داده است از نظر تشریع و اینجا نظر به کل شرایع الهیه است.
(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] این (قِيَامًا لِلنَّاسِ) دو بُعد دارد در یک جهت، اون یه جهت عبادته. این (قِيَامًا لِلنَّاسِ) عبادته دیگه.
این عبادت دارای دو بُعده. یک بُعد همگانی ست، یک بُعد بعضی ست. بعد بُعضی ست عبارت است از حج که اینجا (قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] معنی میده و بُعد همگانی عبارت است از صلاة که در اینجا (قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] معنا دارد.
درست است حج (قِيَامًا لِلنَّاسِ) [مائده: آیه ۹۷] است در جهات گوناگون قیام، اما برای همه نیست و اینجور نیست همه باید مستطیع بشوند و یا اگر مستطیع شدند همه بروند.
اما هر کسی، هر موحدی، هر جای عالم باشد باید اتجاع کند در صلاتش حداقل، حالا چیزای دیگه هم داریم. در صلاتش پس حداقل باید اتجاع کند به کعبه بیت الحرام.
پس اولیت کعبه در اینکه بیت عبادت است و بیت مطاف است و بیت چه و استمراریت این مکانت و مقام از برای کعبه بر حسب آیات قرآن ثابته.
ثم ما می خوایم ببینیم که اولیت بسم الله، ولکن امکان دارد که خداوند متعال امتحاناً در بعضی از اوقات امتحاناً بیاد این کعبه فعلاً تا چند وقتی قبله نباشه، امتحاناً
(صحبت حضار)
منم همین رو دارم میگم دیگه
(صحبت حضار)
نه می تونیم نیست، اگر کسی بگه جواب میخوایم اینجا حالا.
(صحبت حضار)
ما اگر رو داریم میگیم
(صحبت حضار)
قناع، قناع نیست، این زمینه، قناع نیست.
حالا ما ان قلت
(صحبت حضار)
ساختمان فرع بیته و لذا (وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْت) [بقره: آیه ۱۲۷] بیت زمینه، خود زمینه.
(صحبت حضار)
بله این زمین نیست، نه تنها زمین، نخواستم تفصیلاً بگم، حالا عرض میکنم.
ببینید این مکان کعبه که یک مربعی ست، خود مکان کعبه، ساختمان داشته باشد نداشته باشد. این مکان کعبه از بالا یک استوانه نور تا أعمق اعماق آسمان و از پایین یک استوانه نور تا أعمق اعماق آسمان های زیر زمین، یعنی یک عمودی ست که از صدرة المنتهای فوق کعبه و از صدرة المنتهای ما زیر کعبه، تمام این ها بیته.
منتهی اونی که از برای اهل زمین است این است که روی زمین است و لذا از برای ملائکه الله که تقاضا کردند به طور اشاره عرض می کنم.
تقاضا کردند که ما هم بیتی میخوایم داشته باشیم که طواف کنیم، براشون ضراء درست شد در آسمان چهارم، ضراء فرعه، ضراء بیت النور است. بیت النور موازی با این بیت خاکی زمینه، اما این بیت خاکیه زمین محور است.
کما اینکه رسول خاکی محمد این محور است و تمام رسالت ها صلوات الله علیه و تمام رسالت ها و تمام هدایت ها و تمام دعوت ها در طول و عرض عالم، چه تاریخ عالم و چه جغرافی عالم، محورش عبارت است از ام القری که مکه مکرمه است.
حالا ملاحظه کنید. آیا ما داریم میگیم.
آیا به حساب مثلاً فرض کنید که امتحان، ممکنه از خداوند از اول که اسلام را بر رسول الله صلوات الله علیه نازل کرد، در مکه مکرمه و اول واجب نماز بود در فرعیات، نماز را به سوی بیت المقدس بخوان، امتحاناً چرا؟
اون کسانیکه میخوان ایمان بیارن به پیغمبر در مکه مکین و خود کعبه بیت شرف این هاست، حتی وقتی که مشرک اند دورش میگردن، وقتی که مشرک بودند دورش میگشتند، خداهاشون رو داخل کعبه آویزون می کردند.
پس این کعبه بیت شرف اون هاست. این کسی که مشرک هست، بت پرست هست، دور است از مراحل توحیدی، اول بیان بگن (لا اِلهَ اِلَّا الله مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله) بعداً نماز به طرف بیت المقدس، خب چرا؟ برای امتحان.
امتحان به این سختی و کشنده که توی صد نفر که بخوان ایمان بیارند و تمام موانع برطرف بشه، یک نفر زور زورکی ممکن است سلمان وار ایمان بیاره.
اینو کسی بگد امتحان، میگیم غلط است، چرا؟ برا اینکه وقتی شریعت الهی وارد میشه اول از اول غلاظ و شداد وارد میشه یا از اول ملایم وارد میشه؟ از اول امتحانات سخت را جلو می اندازد یا امتحانات سخت ماله بعده؟
از اول دعوت باید جوری باشد که تا اون مقداری که امکان دارد در نطاق وسیع زیر بارش بروند، خب یکی از موانع بسیار بسیار مهم حتی از برای أخلص مؤمنین در مکه مکرمه در همین مکه این است که بیاد به طرف بیت المقدس نماز بخونیم، ولو پشت به کعبه.
آقا کعبه بیت شرف است، بیت عزت است، بیت امتیاز مردم مکه است، مشرک بودن میخوان مسلمان شوند، حالا که مشرک میخواد مسلمان بشه، تمام موانع را عقلاً، چه، چه، از بین ببرند، بعد این چیزی که نمی شود از بین برد، اونم به عنوان امتحان، به عنوان اصالت مطلبی ست، به عنوان اصالت، لات برود عزی برود، خدا بیاد، بله.
(صحبت حضار)
سخت تر از این نمیشه اصلاً
(صحبت حضار) چرا؟
برای اینکه ببینید، همینو میخواستم بگم، ببینید، اسلام
(صحبت حضار) خیلی محدود بودن
توجه کنید، اسلام دو مرحله رو میخواد پیاده کنه. یک مرحله اصل اسلام رو. (23:57)
اصل اسلام خدا باشد واحداً و شرک نباشد. نماز باشد، کف زدن دور بیت نباشد، این اصله که دیگه نمیشه کم کم میاورد، اصل اسلام کم کم میاورد.
خب آیا اول اصل اسلام است یا اول امتحان است؟ آخه امتحان تصفیه اسلام است، تقویت اسلام است که چند مرد حلاجن. از اول اصل اسلام باید بیاد، بعد از مدتی امتحان اسلام باید بیاد.
پس چطور شد چیزی که امتحان است و بعد از آمدن اصله این رو از اول بیارن که جلو اصلم بگیره؟
یه کسی هم که میخواد مسلمان بشه و موانع دیگری که بوده است از بین رفته، مهم ترین مانع را اونم به عنوان امتحان که جاشم نیست امتحان.
شما اگه یهودی رو بخواین مسلمونش کنید از اول بگید نماز شب بخون، نماز صبح بخون، نماز عصر بخون، دعا بخون، کمیل بخون، فلان بخون، نمیشه، نمیشه اصلاً.
یواش یواش، کم کم باید آورد، حتی در اصل اسلام، اصل اصول اسلام و اصل فروع اسلام، آرام آرام باید بیاد جلو تا چه رسد در امتحانی که از اصل هم مشکل تره. این امتحان رو شما حساب کنید، از مهم ترین امتحانات است که در بعضی از ابعاد از اصل ((لا اِلهَ اِلَّا الله) مهم تره چرا؟
برای اینکه مشرکم که بوده، این بیته عزه، موحد که شد بیشتر بیت عزه، چطور بیت عز و شرف این مردم مکی را مشرکن یا عرض می شود که مسلمن و موحدن بگد که اینو بذاری پشت سر به بیت المقدس، برای خاطر کی؟ یهود، یهود اینجا نیست، اینجا یهودی وجود نداره که.
این کسانی که در مکه مسلمون شدند که یهودی توشون وجود نداشت که. این ها تماماً مشرک بودند و یهودی در مدینه اومد، در مدینه است که جای امتحان است، نه در مکه.
اگرم در مکه یهودی بود و جای امتحان بود، باز این امتحان جاش نبود، این امتحان مرحله ثالثه و رابعه است. مرحله اولی أسُّ و اساس اسلام است به مقداری.
مرحله ثانیه بقیه اسلام است، مرحله ثالثه امتحان دین اسلام است. اول شما درس رو بده به این بنده خداها بعد امتحان کن. شما درس نداده امتحان می کنید. لغت رو اول یاد بده شما بعد دیکته بگو تا لغت درست مینویسه یا لغت، هنوز لغت بهش یاد نداده، بیا امتحان کن، این درست در نمیاد.
(صحبت حضار) حاج آقا این اشکالی که پیش میاد، میگن مکانی که بت پرستا اونجا پرستش میکردن، همونجا رو قبله خودش قرار داد
صبحکم الله بالخیر
(إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا) [بقره: آیه ۱۵۸] از جمله آیاتی که میخواد برسونه بابا این کعبه از اول که درست شد تا آخر مال خدا و موحدینه، اینا غاصب بودند.
شما در جایی که مسجده، حالا اومدن رقاص خونش کردند، نماز نخونید؟ شما باید نماز بخونید که رقاص خونه رو از بین ببرید.
(صحبت حضار)
برای همه امتحان سخت هست که مرکز خودشون، محور خودشون رو مثل اینکه به قم که چند تا مرجع تقلید وقتی که بود، بگن برو در تورقوزآباد از آقا شیخ ملا میزرا فلان تقلید کن، آخه این هنوز نفهمیده میگه یعنی چه مثلاً؟
حوزه علمیه علما مجتهدین فلان، از آقا شیخ ملا فلان تقلید کن مثلاً. این یک امتحانه که، نمی خوام استدلال کنما، میخوام این زمینه رو عرض کنم.
پس زمینه امتحان نه مرحله اولی بوده، نه مرحله ثانی، مرحله اولی بیان أسّ و اساس اسلام در عهد مکی. مرحله ثانیه مرتبه دوم اسّ و اساس که تتمه اسلام که کم کم وارد میشه. مرحله ثالثه کم کم امتحان و یکی از امتحانات بسیار بسیار مهم که طرفین امتحان میشن.
هم مسلمانی که مشرک بوده امتحان میشه که بابا ما به مکه خب بیت شرف بوده در مکه ما عرض می شود که به طرف کعبه قبله سجده می کردیم و هم یهودی بول میگیره.
یهودی در مدینه مسلمون شده بول میگیره، میگه ها دیدی حق با ما بود، از اولم شما کشکی طرف کعبه سجده میکردی، جای امتحان مدینه است دوبله.
اما در مکه مکرمه یوبله هم نیست. اگر یک بُعد امتحان دارد، یک بُعد امتحانش اصلاً جاش نیست، بلکه از اول اسس مرا بگیر، یارو دزدیده بود عرض می شود که بعد برای اینکه قروقاطی کنه، گفت اسس مرا بگیر، خب اسس مرا بگیر، خب معلوم است دیگه خود دو خودش رو معرفی میکنه. این عرض میشود که مثال به عکس بود.
(صحبت حضار)
خب حالا این قسمت اولی، حالا میرسیم به آیات.
(صحبت حضار)
ما به دوم سومش کاری نداریم، حالا ملاحظه کنید، ببینیم که قبله مسلمون ها، این مطلب رو یادم رفت بگم، ببینید شما اگر قبور انبیاء رو زیارت کرده باشید بعضاً.
من قبور انبیا رو در قدس زیارت کردم، در جاهای دیگر خیلی زیارت کردم، تمام طرف قبله است.
(صحبت حضار)
قبور انبیاء تمام طرف قبله است و این شاهدشم خود قرآنه (أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس) [آل عمران: آیه ۹۶] (جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَام) [مائده: آیه ۹۷].
اونوقت قبل از اینکه قدس ساخته شه، ابراهیم قبل از قدس بود، ابراهیم قبل القدس خب به طرف قدس نمی شود که ایشون عرض می شود که دفنش کنند و بخوابوننش. حالا این مطلب دیگری ست که در ضمن بحث باید دید.
اما آیات، جز دوم قرآن شریف از این آیه شروع میشه (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲].
از این آیات ببینیم دو تحویل میخوایم یا یک تحویل. ما میگیم دو تحویل. ما میگیم اول مکه بوده بعد در مدینه پنج ماه الی هفده ماه بر حسب اختلاف روایات عرض می شود که قدس شده امتحاناً، بعد برگشته مکه، دو تحویل.
شهرت می گوید یک تحویل. از اول در مکه کعبه بوده، بعد در عرض می شود که، ببخشید، اول از اول در مکه قدس بوده، قدس از اول، بعد محول به کعبه شده است که یک تحویل بشه. ما قائل به تحویلینیم و آقایون قائل به تحویل، ببینییم چی از آیه درمیاد.
(سَيَقُولُ السُّفَهَاء) [بقره: آیه ۱۴۲] (سَيَقُول) یعنی چه؟ قالَ که نیست، یقولُ که نیست، (سَيَقُول) بعداً خواهد گفت. حالا میشه بعداً جریانی خواهد انجام گرفت.
اون جریان تحویلی که بعداً خواهد انجام گرفت، خداوند از حالا داره میگه که وزوز خواهند کرد، سفها، نادانان، سبک مغزان، چه سبک مغزان از مسلمین، چه سبک مغزان از یهود و نصاری و چه سبک مغزان از غیر، این ها (سَيَقُول) بعداً خواهند گفت که چی؟ (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] چی سبب شد که از قبله خودشون که بر اون قبله مستقر و مستمر بودند تحویل یافتند؟ خب (قِبْلَتِهِمُ) کدامه؟
اگر مراد از این (قِبْلَتِهِمُ) قدسه، قبلتنا باید باشه. آخه قدس که یهودا مربوط به خودشون می دونند. قبله اصلی مسلمون ها ولو در هر قولی از قولین، قبله اصلی مسلمون ها که قبلةُ المسلمین است چیه؟ کعبه است، قبله یهود چیه؟ قدسه.
در اینجا خداوند اینطور نقل می فرماید (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ) [بقره: آیه ۱۴۲] یعنی مسلمین را (عَنْ قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲] آیه هم مدنیه است دیگه. آیه مدنیه است. این آیه مدنیه که سوره بقره مدنیه است در اول مدینه تقریباً، در اوائل عرض می شود مدینه.
(سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] وز میزنن، کی وز میزنه؟ آیا قبله بیت المقدس بود در سیزده سال مکه؟ حالا که اومدن مدینه دیگه چی شد که از قبله خودشان که بر اون قبله بودند، تحویل داده شدند؟
(صحبت حضار)
شما ببینید این آیه در مدینه است. در مدینه عده ای از یهودیان ایمان آوردند، عده ای هم نیاوردند. حالا اونایی که ایمانشون ضعیفه، در ایمان آورندگان، اونایی هم که ایمان ندارند، چه اونایی که ایمان دارند ضعیفه، چه اونایی که ایمان ندارند، این وزوزو میکنن، چی شد که این مسلمین، حالا که مدینه اومدند، چی شد چه سبب شد که از قبله خودشان که بر اون قبله بودند عوض کردند قبله را؟ خب (قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲] چیه؟
(صحبت حضار)
آقا (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاس) [بقره: آیه ۱۴۲] نفرمود یهود، نفرمود مسلمین، بلکه در اینجا اونی که مسخلیت زیاد دارد یهود های مسلمون شده و یهودی ها غیر مسلمون شده است.
یهود مسلمان نشده مسخره میکنه، چی شد؟ یهود مسلمان شده ضعیفه باز چی شد؟ مشرک مسلمون شده است باز چی شد؟ اونایی که ضعیف الایمان اند در این ثالوث.
(صحبت حضار)
آخه همه که نگفتند (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاس) [بقره: آیه ۱۴۲] عرض می کنیم.
ببینید این ناس دو دسته اند. یک دسته سفهاء من الناس اند، یک دسته فقهاء من الناس اند.
فقهاء من الناس که قُل (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِب) [بقره: آیه ۱۱۵] اینکه مطلبی ندارد، ولکن سبک مغزان از مردم که به عمق مطلب توجه ندارند اونا رو دارم میگم.
(صحبت حضار)
از کجا معلوم؟
(صحبت حضار)
باشه، باشه، ولی سفهاء من الناسم کسایی که در دل منافقن و ظاهرن مسلمانن، اینم میتونن بگن.
حالا یهود، حالا یهودیا این رو یک وسیله ای گرفتند از برای سخر اسلام و اعتراض به اسلام که، همین یهودیا میگن که
خب این (النَّاس) [بقره: آیه ۱۴۲] رو شما هر کی قبول می کنین، حالا همون یهودیا. این یهودی های مسلمان شده که حالت تحول هنوز درشون هنوز هست یا یهودی های مسلمان نشده، این ها این (سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاس) [بقره: آیه ۱۴۲] چی میگن؟
میگن (مَا وَلَّاهُمْ) [بقره: آیه ۱۴۲] یعنی مسلمون ها رو چی برگردوند؟ (عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] قبلتنا که نگفتن. اگر قبلتنا میگفتن یعنی قدس، (قِبْلَتِهِم) چیه؟ یعنی کعبه.
بالاخره قبله یهودیا که قدسه
(صحبت حضار) اگه غیر یهودیا باشن، غیر مسلمونای غیر یهودی در مدینه بودن دیگه، اونا، اگر اونا گفته باشن عن قبلتهم درست میشه، چونکه اگر قدسم باشه، بالاخره زمین مسلمون هاست
(مَا وَلَّاهُمْ) تازه داره عوض میشه (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِم) [بقره: آیه ۱۴۲] اونی که راست و حسینی میشه فهمید اینه که دو دسته اند. یک دسته هُم، یک دسته سفهاء. سفهاء رو با هُم مقابل بیارید مطلب معلوم میشه بقیه رو کاری نداریم.
(السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاس) [بقره: آیه ۱۴۲] دارن اعتراض می کنند (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِم) [بقره: آیه ۱۴۲] اعتراضه به کسانی که قبلشون عوض شده، قبله خودشون را عوض کردند
(صحبت حضار)
عجب حرفیه، آقا اگر طرف قدس نماز میخوندن قبله قدس قبله کیا بوده اصلاً؟ قبله اصلی یهودیا بوده، قبله عاریه مسلمون ها ولو در قدس نماز می خوندن.
فرض کنید سیزده سال در مکه به قدس نماز میخوندن
(صحبت حضار) نمیدونستن عاریه است، فک میکردن قبلشونه، بهش نماز میخوندن
نمی دونستن عاریه است حالا اعتراض قوی تر میشه، چطور؟ میگن چطور شد این قبله ای که مال ما بوده است مسلمون ها از اول قبله نداشتند، از اول قبله نداشتند سیزده سال به قبله ما نماز خوندن، حالا دارن از قبله ما تجاوز می کنند.
آیه اینو نمیگه، آیه میگه ما (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] این قبله مسلمون هاست. پس قبله مسلمون ها غیر از قدس باید باشه.
(صحبت حضار)
بنده عرض می کنم که از اول در عهد مکی کعبه بوده، بعد در مدینه منوره پنج ماه الی هفده ماه به قدس بوده بعد برگشته به کعبه.
(صحبت حضار)
ببینید (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِم) [بقره: آیه ۱۴۲] روی آیه درست آقایون توجه بفرمایید و تفسیرم اینجا هست زیاد، مطالعه بفرمایین، میخوایین هم ببرید نگاه کنید اشکال نداره.
(سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم) [بقره: آیه ۱۴۲] تا برسیم، بعدش.
ببینید آیه دوم (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] آیا این قبله کدامه؟ آیا این از (قِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] که در یک فطره ای به این قبله پیغمبر بزرگوار نماز میخوند، این قبله مکه است؟ نه این باید قدس باشه، درست شد؟ بالا مکه بود اینجا قدس، چطور؟
(وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَم) [بقره: آیه ۱۴۳] قبله امتحانی، قبله اصلی نیست. قبله امتحانی کدام بود؟
(صحبت حضار)
حالا گوش کنید. اگر ما بیشتر دقت به آیات بکنیم بعداً بهتر میتونیم حرف بزنیم.
(وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] این (قِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) چیه؟ خود آیه میگد که این قدسه. این نمیتونه کعبه باشه، چون اگر کعبه بود (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي) [بقره: آیه ۱۴۳] این جعل جدید نبود و (إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْه) [بقره: آیه ۱۴۳] هم نبود. این قبله امتحانی نبود.
(صحبت حضار) پس همون تحویل اول
تحویل اول از کعبه به قدسه.
(صحبت حضار)
صبر کنید، تحویل اول از کعبه به قدسه، تحویل دوم از قدس به کعبه است.
(صحبت حضار)
حالا صبر کنید، صبر کنید، اینجا فقط کعبه ذکر شده و قدس هم اگر ذکر شده به این عنوانه (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّه) [بقره: آیه ۱۴۳].
اینجا قبله امتحانی ست که چند تا سوال میشه. سوال می شود که خب قبله ما که کعبه بود، کعبه که بود در مکه مکرمه، یهودیم نبود.
حالا در مدینه بعد از این چند ماهی قبله تحویل شد به قدس. این قبله که تحویل شد به قدس (سَيَقُولُ السُّفَهَاء) [بقره: آیه ۱۴۲] هر دو شونه که (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲].
خب بعد از قدس که تحویل به کعبه شد، بله؟
(صحبت حضار)
آیه دوم، آیه دوم عرض می شود که (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳]
(صحبت حضار)
توجه کنید (الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] یک دونه است در اینجا و ما دو قبله داریم قبلاً، یک قبله کعبه بود در مکه مکرمه که قبله اصلیه.
قبله دوم قدس بود که در مدینه منوره درست شد. سوالی که در اینجا میشه غیر از سوال اولی. سوال اولی (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] که چرا از کعبه به قدس منتقل شد؟
سوال دوم این است که (وَمَا جَعَلْنَا) [بقره: آیه ۱۴۳] و همون حالت اعتراضه و چرا از کعبه به قدس منتقل شد و در قدس هم مقداری موند؟ (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْه) [بقره: آیه ۱۴۳].
حالا سوال
(صحبت حضار)
حالا سوال، امتحان در چه زمینه است اینجا؟ اگر چنانچه در مکه مکرمه قدس قبله بود و در مدینه کعبه شد، آیا در مدینه که کعبه شد، مسلمون ها علاقه به کعبه بیشتر داشتن یا قدس؟
(صحبت حضار) کعبه
کعبه. بله دیگه.
مسلمون هایی که از عرض می شود در عهد مکی ایمان آوردن اومدن اینجا و مرکز اسلام بودن، این ها اصل کارشون کعبه بود، پس چه امتحانیه اینجا؟ این امتحان نیست اصلاً، اصلاً امتحان نیست.
برای اینکه از خدا شب و روز میخواستن فلذا (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ) (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه) [بقره: آیه ۱۴۴]
پس این یک، اصلاً خود مسلمون ها، رسول الله، مسلمون هایی که مرکز اصلی اسلام بودن در مکه ایمان آوردند، حالا که اومدن مدینه، دلشون میخواد استمرار کند، استمرار پیدا کند قبله کعبه.
خب پس اینکه این برگشت به قبله دیگر باید به غیر قبله کعبه برگردد. اگر به غیر قبله کعبه برگردد معلوم می شود که کیا واقعاً ایمان دارند که پشت پیغمبر به طرف قدس برمیگردن بر خلاف میلشون و کیا ایمانشون کم است که نخیر برنمی گردند.
پس امتحان اینجاست به عکسه. در مکه اصلاً جای امتحان نیست، اگرم باشد در ابتدای دعوت اون جور امتحان سخت نیست، ولکن در مدینه امتحان هست.
حالا که در مدینه آمدن، این تحویل قبله از کعبه به قدس دو تا امتحان است. یک امتحان از برای مسلمون ها. مسلمون هایی که از اول به طرف کعبه خوندند، بگه به طرف قدس بود.
دوم، یهودی ها خوشحال میشن. یهودی ها خوشحال میشن که معلوم شد اون قبله، قبله قبلی کشکی بوده و قبله اصلی مال ماست، از اول نمازشون باطل بوده، چه یهودیایی که مسلمون شدند و چه یهودیایی که مسلمان نشدند.
قرآن جواب میده (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْه) [بقره: آیه ۱۴۳] الی آخر. بعد میره سراغ تحویل قبله از قدس به کعبه، ملاحظه کنید آیات بعدی رو، نه از کعبه به قدس، از قدس به کعبه، ملاحظه کنید.
(صحبت حضار) این دو تا آیه از کعبه به قدس بوده؟
بله؟
(صحبت حضار) این دو آیه از کعبه به قدس بوده؟
اولی (سَيَقُولُ السُّفَهَاء) [بقره: آیه ۱۴۲] از کعبه به قدس بوده، دومی از قدس به کعبه است، بعد
(صحبت حضار) آخه یک جعل بیشتر نیست
یک جعل اوله، یک جعلم دوم. بعداً
(صحبت حضار)
نه گوش کنید، عرض کردم باید آیات رو توجه کنید آقایون، منم توجه می کنم شمام توجه کنید، من توجه کردم و نوشتم، شما توجه کنید و به نوشته ها اگر اعتراض دارید من استفاده می کنم، در حاشیه ها یادداشت می کنم.
ملاحظه کنید، چون البته این یه موجی ست بر خلاف کل امواج شیعه و سنی که اول الاولی القبلتین کعبه بوده ما اینطور معتقدیم.
حالا (قَدْ نَرَى) [بقره: آیه ۱۴۴] کی؟ (قَدْ نَرَى) کی؟ (قَدْ نَرَى) در این که (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] این قبله کنت علیها برای امتحانه. امتحان تموم میشه، امتحان که میخواد تموم بشه چی میشه؟ که قدس برگرده به کعبه دیگه.
(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ) وجه ترتیبه (43:37) (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا) [بقره: آیه ۱۴۴] بحث داره در اینجا، ولی خب اون که مقدار مختصرش این نیست، ما عرض می شود (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء) نه تقلیب وجهک.
(تَقَلُّبَ وَجْهِك) یعنی چه؟
یعنی این صورت پیغمبر به خودی خود، اتوماتیکی، در آسمان متوجه بود که منتظر بود که جبرئیل وحی بیاره که حالا عمل امتحان تمام شد و قبله از قدس برگرده به کعبه.
(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا) [بقره: آیه ۱۴۴] پس مطلب دوم رو داره میگه.
پس دوم قبله قدس بوده است که از قدس میخواد برگردد به کعبه. اگر دوم قبله کعبه بوده، از کعبه به قدس میخواد برگرده؟ از کعبه به قدس برگرده که مرضی رسول الله که نیستش که، ترتیب آیات توجه کنید.
(فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه) [بقره: آیه ۱۴۴] الی آخر.
(صحبت حضار)
در اینجا چند تا روایت مطابق عرضی که ما می کنیم بر محور آیات