جلسه سیصد و چهل و هشتم درس خارج فقه

حج

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

﴿الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ  فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ﴾ [البقرة: 197] این بعد معرفتی مناسک حج، قویتر است از بعد خشک مناسکی، ولکن ما در هر دو بعد، بطور مختلط و هماهنگ، چنانچه ملاحظه فرمودید، بحث می کنیم.

 واجب چهارم احرام، عبارت است از لباس احرام. عبارت رو عوض می کنیم. وقتی شما نیت کردید و در میقات نیت کردید و لبیک ها را گفتید، پس از آنکه نیت و لبیک ها و در (01:18) بودنتون در میقات انجام شد، در قدم اول، چیزی حرام و چیز دیگر واجبه. قدم های بعدی رو بعد عرض می کنم. محرمات بعدی احرام رو بعد عرض می کنم. در قدم اول، چیزی حرام، لباس. اونچه صدق ثوب و لباس کند، چه لباس سر و چه لباس دست و چه لباس پا و چه لباس بدن. اگر صدق ثوب بکند، صدق کت و شلوار و چه و چه بکند، اینها حرام است. از هنگامی که شما محرم شدید، یعنی سه رکن احرام را انجام داده اید. اینجور نیست که در حالی که شما لبیک میگید، حتما باید چنین باشه، نه. در اون آنی که شما در میقات نیت کردید و لبیک ها را گفتید، در آخرین جمله لبیک که شما محرم می شوید، در اون حالت آخر، یک چیز بر شما حرام است قطعا، دیگری واجب است، بدئا. آنچه حرام است قطعا، عبارت است از ملابس که اگر کسی لباسی بپوشد، این باید کفاره بده. و اما آنچه واجب است، آنچه واجب است، دارای یک بعد اول است و یک بعد دوم. بعد اول این است که انسان باید برهنه باشه. اصلا حالت احرام، حالت در به دری، فرار از خود و خودی ها و انیت ها و حیوانیت ها و ساختگی ها و آنچه را که به خود بسته اید و به خود پیوسته اید، از جمله لباسهاست. عور و لخت، لخت، قاعده اول اینه. لخت و عور شدن درون و برون انسان، از آنچه به آن بسته است و به آن پیوسته است و خود را آن گمان می کند و آنرا خود می پندارد.

 بنابراین در قدم معرفتی اول، در دو قدم لباس احرام، اول قدم سلب است، بعد قدم ایجاب است. قدم سلب قدم معرفتی بسیار قوی است و قدم ایجاب قدم معرفتی لا بد منه. اما قدم سلب که قدم معرفتی لابد منه است، لباس نداشتن. کما ولدتک امک. آمدید در میقات، میقات که ساختمانی نیست، چیزی نیست، بیابان است، در به دری است. هم از وطن خودتون بیرون آمدید و در مکانی که مکان در به دری ست و هم از خود بیرون آمدید و از لباس خود که ساخته و پرداخته خود و خودی هاست، این ها باید این لخت و عور، این واجب است. لخت باشید از لباس های دوخته و ساخته و پرداخته، این مرحله اولی است. اما واجب است که انسان ستر عورت کند یا نه؟ مخصوصا در عبادتی که عبادت جمعی است. این نماز نیست که بشود در اتاق خود، خلوت خواند. این بعضی از عبادات نیست که حالت جمعی درش ضروری و یا اتوماتیکی نیست، حالت جمعی ضروری یا اتوماتیکی، عبارت است از حالت احرام. شما محرم شوید تنها، مناسک حج را انجام بدهی تنها، در اون موج عظیم و گرداب بسیار مفصل سعی عرض می شود، طواف خانه و سعی صفا و مروه و چه و چه و چه در عمره تمتع و غیر تمتع و در حج هر قسمی از احکام حج باشد، شما با دیگرانید. در بیت الله با عبادالله بودن است و چطور می شود که در اونجا شما لخت و عور باشید؟ اگر این محذورات نبود، پوشیدن لباس احرام مثلا چه وجوبی داشت؟ این مثلا که عرض می کنم حساب داره ها. اگر چنانچه محذور رویت دیگران از زن و مرد نبود که انسان را برهنه ببینند، اگر این محذور نبود، اصلا پوشیدن لباس احرام برای چیست؟ پس قدم اول، در بعد فقه معرفت و فقه حتی احکامی احرام، در حال اول احرام، عبارت است از برهنه بودن. برهنه باش که برهنه شد انسان، دیگر شخصیتی نیست، نه عمامه ای است، نه تاجی است، نه کراواتی است، نه چیزی است. هیچی نیست، خودشه. همون که از مادر متولد شده. اما چون لازمه حالت احرام و مناسک احرام در جمع بودن است، پس لباسی لازم است. اما نه اون لباسی که قبلا داشتید، لباس احرام و لباس احرام شرائط داره. و اصلا چرا در حالت احرام لباس؟ یک، دو.  اول، چرای اول این است که شما در جمع اید. چرای دوم، ﴿إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12].  کدام وادی  مقدس تر است از وادی احرام مقدمتا و از باب ذی المقدمه؟ وقتی شما محرم می شوید، اولین منسک از مناسک واجبه شما در حج، در عمره یا حج، عبارت است از طواف بیت. طواف البیت صلاه است بلکه از صلاه هم صلاه تر است و بالاتر است، یا حداقل، الطواف بالبیت صلاه.  وادی مقدس نیست اونجا؟ مسجد الحرام، اقدس وادی های مقدس است، در هر بعدی از ابعاد حساب کنید. در بعد اولینش، منزل وحی است بر خاتم النبیین صلوات الله و سلامه علیه. در بعد مستمرش، مطاف معصومین است و مطاف مومنین است. اختصاصاتی دارد بیت الله و عرض می شود که مسجد الحرام، قبله مسلمین است. مطاف مسلمین است. معبد مسلمین است. حرم امن است از برای مسلمین. کدام وادی از این وادی مقدس تر؟  اگر هم ما نظری در بعد احرام، قبل از انجام طواف نکنیم، اما در حالت طواف، بدون هیچ لباسی غلط است. دو غلط است. یک غلط، طائفین دیگری هستند که انسان را برهنه نباید ببینند، غلط دوم، ﴿ِفَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12] فقط نعلین نیست، خلع نعلین لازمه، پوشیدن لباس لازمه. وقتی انسان در یک وادی بسیار مقدسی قرار می گیرد، با آداب باید باشد، لخت و برهنه و عور چه. اما اون لباسی که ممنوع است، عبارت است از لباس های عادی. ثوب، صدق ثوب کنه، خود ساخته و خود دوخته و خود پرداخته و خودی به خود دادن است. پس عور نمیشه باشه، به دو جهت. با اون لباس های معمولی هم نمی تواند بشود به جهتی. بنابراین بر می گردیم به حرف اول. وقتی که سه رکن احرام انجام شد، یک بایدی است و یک نباید. نباید، لباس های شما نباید به تن باشد. این نباید حتمی است، تا آخر احرام حتمی است. این نباید، هیچ استثناء پذیر اصلا نیست. و یک باید است در حال احرام، باید واجب است، در حال احرام، شما لباس احرام بپوشید. اما باید به چه حساب؟ اگر شما لباس احرام نپوشید، محرم اید، با انجام اون وظایف رکنی احرام، اما ترک واجب کردید. اگر لباس احرام نپوشید و هیچ لباسی، کفاره ندارد. اما اگه لباس های خودتون رو بپوشید کفاره دارد. دو بعد دارد لباس احرام که بعد روش بحث می کنیم. بعد اول، در حال انعقاد احرام، باید شما با لباس احرام یا دو پارچه یا سه پارچه یا یک پارچه سراسری که بدن را بپوشاند با تفاصیلی که عرض می کنیم، عرض می شود که داشته باشید. اما بعد از اینکه انعقاد احرام تمام شد، حق دارید که برهنه برهنه بشید در جایی که محذور نداره؟ خب بله، منتهی در غیر مناسک. در غیر ﴿إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12].  شما در راهید، تو اتاقتون می خوابید، لخت لخت باشید بخوابید، مطلبی نیستش که. اونی که واجب بود استمرار لباس احرام نبود، اونی که واجب بود، انعقاد حالت احرام بود که شما با لباس احرام باشید، حداقل. اما بعدا حتما باید این ها به تنتون بچسبه. من یادم میاد در سفراول که رفتیم، بعضی کسانی که وارد نبودن، نوعا وارد نبودن، گفتن آقا شما خوابیدید و حوله از رو بدنتون افتاده. یا این روی زمین که خوابیدید، این حوله ای که روی زمین است، این اطرافش گره خورده است. گفتم خب شما وارد نیستید، متوجه نیستید چی دارید می گید. باید از ما سوال کنید تا بهتون جواب بدیم. الاصل قضیه اینه که پوشیدن لباس احرام با خصوصیات و شرایطی که دارد، وجوبش در ابتدای انعقاد احرام است. استمرار واجب نیست. فقط در حال طواف البته إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى. اما، وقتی در خانه هستید، در راه هستید، در جایی هستید که کسی شما رو نمی بیند، در اونجا لزوم نداره لباس احرام بپوشید. اگرم نپوشیدید، احرام باطل نشده، به احرام صدمه نخورده بلکه این کشف عورت است در مقابل ناظر محترم و این حرمت کلی دارد، در اینجا هم حرمت خاص دارد، به علت اینکه حالت احرام است و حالت سیر الی االله و مناسک حجه. بنابراین کلا لباس احرام در آوردن، خوابیدن تنهایی، غسل کردن یا فرض کنید که این عرض می شود که شنل رو برداشتن و این لنگ باشه، اینها هیچ مطرح نیست اصلا و هیچ اشکالی بطور کلی عرض می شود که ندارد. حالا، شرایطی که لباس احرام دارد. ما در مناسک اینطور نوشتیم و آقایون هم مراجعه بفرمایید، اون اجزایی که آمد مثل اینکه نیست تمام شد. صفحه 124، لباس احرام. لباس مخصوص احرام شرط واجب و نه رکنی احرام است که اگر هم عمدا نپوشد، با انجام سه واجب رکنی دیگر، محرم است، تا چه رسد که از روی نادانی یا فراموشی نپوشد. جز آنکه در صورت عمد، گناه کرده، ترک واجب کرده. در کی؟ آغاز احرام و کفاره ای هم از این جهت ندارد. نپوشیدن لباس احرام کفاره ندارد. پوشیدن لباس معمولی کفاره دارد. و کفاره ای هم از این جهت ندارد، مگر برای لباس، لباس معمولی که مثلا اگر برهنه محرم شود، این کفاره را هم ندارد. اما اگر با لباس معمولی محرم شود، کفاره پوشیدن لباس رو دارد. و در شرایط لباس احرام مسائلی است. چون مفصلترین مسائلی که در کتب مناسک هست، اینجاست و به حساب اون التزاماتی که در دو سال مکه مکرمه ما داشتیم، این نوشته شده و لذا این خیلی بیشتر است حتی ازکتب استدلالی بسیار مفصل است، از نظر مسائل. این است که از فردا آقایون دارید خودتون، همراتون بیارید ان شاء الله، ما دیگه حمل نکنیم از منزل.

مسئله یک: چنانچه در خبر صحیح حریز، از امام صادق علیه السلام آمده است، هر لباسی که جایز است در آن نماز بخوانی، می توانی در آن محرم شوی. پس غصبی نباید باشد، میته نباید باشد 14:44، متنجس نباید باشد، خبیث نباید باشد، تمام شرایطی که در لباس نمازگزار هست، در اینجا هست با اضافه. جز آنکه در لباس ابریشم برای زن، از نظر احادیث و در نتیجه فتاوا خلاف است. در لباس ابریشم اختلاف. این رو آقایون مراجعه کنید، ما بحث نمی کنیم. در لباس ابریشم، آیا زن می تواند در پارچه ابریشمی محرم شود؟ خب در نماز که میشد. بر حسب این حدیث، صحیح حریز، بطور مطلق می تواند زن در لباس ابریشم محرم شود. این صحیح حریز. روایات دیگر هست، بعضی میگن نه، بعضی میگن بله. ما نه را قبول نمی کنیم، چون مستند نداره و بله رو قبول می کنیم یا 15:40 می کند. این دو حدیث که می گوید لباس زن در حال احرام، ابریشم نباید باشد، یا باید باشد، فرض کن 15:47 می کند. ما مراجعه می کنیم به اطلاق کتاب ﴿فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ﴾ [البقرة: 197] مطلق است و به صحیحه حریز که می گوید هر لباسی که جایز است انسان درش نماز بخونه، جایز است درش محرم شود. اختصاصاتی دارد که اون اختصاص محرزش، عبارت است از اینکه اگر لباس مرد است، صدق ثوب نباید بکند و اما اگر لباس زن است، نباید ابریشم باشد، اینجا تعارض و تناقض روایاته. صبر کنید، ببینید، یه مرتبه این رو بحث کردیم اینجا ملاحظه بکنید، من مفصل نمیخونم چون هست. یه مرتبه، زن زینت می کند، این زینت می کند، یعنی بر حالت عادی افزایش میده، اما در صورتی که همیشه لباس حریر می پوشیده چی؟ این زینت نیست. زینت چیزی است که اضافه بر وضع عادی، چیزی به خود بیاویزد. می فهمم، ولیکن برای زن، اصلا اصلش زینته و اصل لباس زن، همین لباس های لطیفه. اما اگر بر اصل چیزی بیفزاید، اضافه بر لباس معمولی خودش که ابریشم است، حریر است، غیر است، غیر است، غیر است، اضافه بر این لباس اگر داشته باشد. ولکن در اینجا آخر سر، باید گفتش که احتیاط، بسیار بسیار عالی است که در حالت احرام، لباس ابریشم نباشه. مخصوصا روایاتی که تاکید می کنند که خوب است با لباس سفید زن محرم گردد. حالا تو اون چادر و اون عرض می شود که پیراهنی که تنش مانده، همش سفید باشه. البته لباس ابریشم خالص بر مرد حرامه، لاشک. این ابریشم خالص، لباس باشد، لباس نباشد، دو تیکه باشد، نباشد، ابریشم به طور کلی بر مرد، در حالت نماز حرامه. خب اینجا هم بر حسب صحیحه حریز .. است در احرام باید باشد. 17:48 بله می فهمم ولی اینجا تعارض حدیثینه. ما طبق فقه اصغر، می گیم چون تعارض حدیثینه، از نظر فنی اینطور می گیم. آیا لباس ابریشم به چه حساب حرام باشه؟ به حساب حدیث؟ حدیث معارض داره. به حساب تزین؟ خب تزین دو بعده. یک بعد اصله که همیشه زن در حال تزینه. یک بعد فرعه که نه تزین اضافه است. اینجا تزین اضافه نیست. لباس ابریشمی که معمولا پوشیده، حتی تزین هم نیست. مثلا، لباس ابریشم برای زن، کی گفته است تزینه اصلا؟ تزین نیست. چون چه پارچه ابریشمی باشد، چه پارچه جور دیگر باشد، این ها تقریبا شبیه به همه. تزین چیز اضافه بر معمول است بهش میگن تزین. ولی خب قاعده اش عقلی بسیار قوی است که ما در اینجا نوشتیم که ولی جای احتیاط موکد است بلکه تاکید شود. خب مسئله چهارم، این چندتا مسئله رو انداختیم، چون مربوطه به لباس ابریشم. لنگ و شنل محرم، سه جور است. یک، 19:02 نه اینطور نیست. لنگ و شنل محرم، سه جور است. یک، به خوبی بدن را می پوشاند، بطوریکه هرگز بدن پیدا نیست. چون پیدا بودن بدن دو جوره. یک پیدا بودن بدن است که عورت پیداست و خیلی نازکه پیداست. یه مرتبه نه، شبه اش پیداست. یه مرتبه نه، هیچی پیدا نیست. هیچ جا اصلا پیدا نیست. مثل این عبا که اصلا زیرش به طور کلی با میکروسکوپ هم پیدا نیست مثلا. این اولش. به خوبی بدن را می پوشاند بطوریکه هرگز بدن پیدا نیست و این بطور قطع کافیست. دو، به اندازه ای نازک است که به خوبی بدن و زیرش نمایان است. گرچه عورتین پوشیده باشه. باشه، عورتین پیدا باشد که هیچی. عورتین پوشیده است قشنگ. با اون زیر شلواری خاصی که هست. ولکن از شانه تا زانو که باید پوشیده باشد، اینجا نمایان است. یعنی صدق لباس نمی کند. صدق، کاسیاه عاریاه چیه؟ کاسیاه عاریاه، نسبت به اون زن های بی حجاب که لباس می پوشه اما از پشت لباس پیداست که بدتر هم هست. یعنی بیشتر هم جلوه می کنه. گرچه عورتین پوشیده باشد که ظاهرا کافی نیست. چون صدق لباس، ثوب، پوشش، نمی کند. این لباس نیست. لباس لیس یلبسوا که در حقیقت پوشیده برهنه است. این دو. سوم، نازک متوسط است. اینجا در صورتی که عورتین به خوبی پوشیده باشند، نمایان بودن شبه ای و صورتی ناپیدا از بدن، نه از عورت، شبه از عورت که ناجوره، نمایان بودن شبه ای و صورتی ناپیدا از بدن، ظاهرا اشکالی ندارد. چرا؟ چون ثوب میکنه ما در روایت ثوب داریم. این ثوب نیست؟ آیا معنی ثوب فقط این است که هیچی از بدن پیدا نباشه؟ نه. ثوب پوششه. پوشش، اصل پوشش، پوشش ظاهر بدن است که بدن ظاهر بشه. اما شبه بدن، تاریکی بدن، عرض می شود که اون نمایش بدن، از پشت لباس پیدا باشد، این مطلبی نیست. زیرا ما دلیلی اینجا بجز صحیح حریز نداریم. صحیح حریز گفت لباسی که برای نمازگزار لازم است، برای احرام کافی است. آیا برای نمازگزار، وقتی نمازگزار لباس می پوشه، حتما باید که البته عورتین باید پوشیده باشه، ولکن بقیه که ﴿إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12] باید ثوب باشه، ثوبی است که شبه بدن هم پیدا نباشد؟ مطلبی نیستش که. ما همچین چیزی نداریم در اینجا. 21:46 زیرا ما دلیلی اینجا بجز صحیح حریز نداریم که در آنچه نماز می خوانیم، می توان محرم شویم. اینجا عورتین که پوشیده است و در نماز هم همین کافی بود. اضافه ای هم در احرام داریم که بایستی ثوب، لباس، پوشش باشد. روایت اینه، ثوب، لباس، پوشش. این هم هست. گرچه تا اندازه ای بدن نمایان باشد که اینجا همین که گویند پوشش است، کافیست. گرچه احتیاط مستحب، پوشش کامل است. بسم الله،چون مقام، مقام خاصی است و اگر دو یا چند پارچه بسیار نازک روی هم بپوشد، هم می تواند مقدار واجب را و هم مستحب را انجام دهد. حالا لزوم دارد که انسان، یک دونه پارچه که لنگ است و پارچه دوم که شنل است بپوشد که بپوشد کاملا؟ نه. شما پنج تا پارچه نازک که پنج تایی کار یکی می کند، چه اشکالی داره؟ هیچ لزومی ندارد که دو تا باشه.

 مسئله پنجم: ظاهرا بافته بودن دو پارچه احرام شرط نیست. زیرا اینجا دلیلی بجز لباس، ثوب، پوشش بودن نداریم و عرفا هر چه بدن را بپوشاند، پوشش و لباس است. مگر مانند برگ یا چوب یا آبی که در آن فرو روی یا چیزی که به بدنت بمالی و از این قبیل. اما لباس نایلونی یا پلاستیکی که آقایون احتیاط می فرمایند، لباس نایلونی یا پلاستیکی و یا هر لباسی، از هر نوعی که باشد، اینها از جهت لباس بودن بی اشکال اند. لباسه دیگه و دلیلی هم جز لفظ لباس اینجا نداریم. اینا اگر لباس باشند، خب بافته که نیستش که. اگر لباس باشند، ممنوعه. اما بعکسش، بعکسش اگر چنانچه لباس نباشه، مثلا فرض کنید که چند تا تیکه پارچه رو به هم دوختید، کردید لنگ. چند تا هم دوختید، کردید شنل. این دوخته هست، اما لباس نیست. پس بین مخیط و لباس، عموم و خصوص من وجه. اونی که ممنوعه چیه؟ لباسه. این لباس، چه مخیط باشد و چه مخیط نباشد ممنوعه. ولکن مخیط بعنوان مخیط ممنوع نیست. اینکه بعضی ها گیر دارند در این جهت و حتی فتوا میدن یا احتیاط مطلق میکنن که اگر دوخته ای در کار باشد این مانع است، ما همچین جریانی نداریم. ما اصلا در روایاتمون لفظ مخیط نداریم. فقط لفظ ثوب و لفظ .. اگر چنانچه صدق ثوب بکنه، دوخته باشد، دوخته نباشد، مثل لباس نایلونی. پیراهن نایلونی، قبای نایلونی، لباده نایلونی، نایلونی پلاستیکی. آیا کسی که لباس نایلونی می فروشد، این لباس فروش است یا نه؟ خب بله. چه فرق می کند؟ کسی که لباس پوستی، لباس نایلونی، لباس پلاستیکی این می فروشد، لباس فروش هست یا نه؟ بله. بنابراین اگر لباس غیر بافته، غیر نخی، غیر پشمی، غیر کتانی، غیر فلان، اگر لباس، صدق لباس کند که پوشش داشته باشد ولو دوخته نباشد، این ممنوعه. اما اگر دوخته باشد و لباس نباشد، اشکال نداره. حتی شما این شنلی که میندازید، این شنل رو از اینجا یک سنجاق بزنید، از اینجا هم یک سنجاق بزنید، شد چی؟ شد لباس، این ممنوعه. اما اگر نه، شما سنجاق نزدید، همینطور بندازید رو هم، ولکن اینی که انداختید رو هم، از چهار پنج تیکه به هم دوخته شده. چهار پنج تیکه رو اینقدر، اینقدر، اینقدر، به هم دوختید، چرخ کردید، دوختید، اما این شنله. این لباس نیست، این هیچ اشکال ندارد. اینکه ما اصرار داریم، چون بر خلاف فتاواست و چون این فتاوا دلیل اصلا ندارد، رو این حساب داریم عرض می کنیم.

 عرض می شود که اما لباس نایلونی یا پلاستیکی و یا هر لباسی از هر نوعی که باشد، این ها از جهت لباس بودن بی اشکال اند. ولی از جهت اینکه در حال احرام بپوشه، خب اشکال دارد دیگه و دلیلی هم جز لفظ لباس اینجا نداریم و اینگونه مطالب، مجتهدش عرف و بازار است. مجتهدش آیت الله العظمی نیست. عرف و بازار میگن لباسه یا نه و آیا دکان پیراهن زیر جامه پلاستیک فروشی، لباس فروشی نیست؟ و کسانی که اینگونه پوشش ها دارند، بی لباس اند؟ 26:22

 مسئله شش: دو لباس احرام، نباید آنقدر کوتاه باشد که آنرا پوشش نگویند. چون لباس باید صدق کنه. اگر فرض کنیم که رو شونش میندازه تا اینجا و لنگ تا بالای ران، این لباس نپوشید. این صدق لباس، عرض می شود ببخشید، صدق پوشش نمیکنه نه لباس. صدق پوشش نمیکنه. پوشش عرض می شود که از شانه است تا زانوها. این صدق عالی پوششه و ظاهرا حداقل، حداقل شنل این است که از شانه نافراه و حداقل لنگ این است که از ناف تا زانو را بپوشاند و یا کمتر از این اندازه ها اون مقداری که صدق پوشش و لباس کند، ببخشید صدق پوشش کند نه لباس. تا جایی که گویند، پوشید. زیرا دلیلی هر، زیرا دلیلی بر اندازه معینی از این لباس نداریم. ما در ادله مون اصلا نداریم که از شانه تا ناف، از ناف تا زانو. اصلا نداریم این ها رو. اینکه تعیین میکنن، آقایون تعیین میفرمایند. ولکن بازار عرف باید تعیین کنه. باید صدق پوشش کنه، اگر صدق پوشش کرد کافیهو حالا یه خورده از ناف بالاتر باشه، حالا یه خورده از زانو بالاتر باشه، یه مقداری اشکال نداره. اما اگه جوری بالا باشد که صدق پوشش نکنه، مخصوصا در این وادی مقدس، این اشکال پیدا میکنه.

مسئله هفت: دلیل روشنی بر اینکه واجب است، لباس احرام، حداقل دو تکه باشد، نداریم. بله،  روایت دارد که تکه اول چنین، تکه دوم چنین. اما اصلا ما نصی نداریم، نه معتبر، نه غیر معتبر که حتما باید دو تکه باشه. نخیر، این معمولا دو تکه است. ولی از لحاظ آنکه دو پارچه احرام، در احادیث زیاد یاد شده، زیاد یاد شده، احتیاط می رود که کمتر نباشد. بسم الله. و بعید نیست که یک پارچه که همچون دو تکه بپوشاند کافی باشد. یک پارچه سراسری که شاید احیانا بهتر باشه مثلا. دیر تر در میره از آدم. یک پارچه سراسری است که کار دو پارچه را بکند، اشکال نداره. ولی بیش از دو تکه، بر حسب احادیث، بدون اشکال، جایز است. شما ده تا تکه به خودتون، منتهی این ها عرض می شود که لباس و ثوب این ها صدق نکنه. مسئله هشتم (28:38) مسئله هشت: آنچه مسلم است، پوشیدن لباس احرام در آغاز احرام واجب است که عرض کردیم اول. در آغاز انعقاد احرام واجب است و حکمش مانند سه  واجب دیگر احرام است، میقات، نیت، تلبیه است. بنابراین کندن لباس های احرام، در هر حال جایز ه. اول واجبه، بعد واجب نیست. بعد اگر وجوب داشته باشه، برای حفظ عورت است. مطلب اینه. و اگر باز وجوب داشته باشد، نه برای حفظ عورت، برای ﴿إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12]  است که در طوافه. ولی چون محرم، در بیشتر حالات با مردم است و نمی تواند لباس عادی بپوشد یا برهنه باشد، پس سوم باید باشه، لباس احرام. از این لحاظ تبعا بایستی لااقل، لنگ را به خود داشته باشد. فقط لنگ کافیه. لنگ یه ستر عورته و در صورت چشم اندازی زن های نامحرم، شنل را نیز بپوشد و این نه از لحاظ وجوب ادامه لباس احرام است، بلکه از نظر پوشیدن عورت است از ناظران و پوشیدن بدن است از زنان و در خبر صحیح حلبی از امام صادق( ع) که پرسیدم محرم می تواند لباس هایش را بیرون کند؟ فرمود آری. مطلبی نیست. چون لباس در اول واجب بود.  و در خبر دیگر هست که فرمود جایز است، ولی هنگامیکه داخل مکه شد، همان لباس های احرامش را که از پیش به تن داشت بپوشد و مکروه است که آن استحباب است و نه وجوب. این رو بنده اینجا نوشتم که تنها دلیل استحباب است و وجوب، نه وجوب ولکن ما دلیل وجوب داریم، ﴿إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى﴾ [طه: 12] که در حال طواف، این لباس احرام باید که به تن باشد. بنابراین اصولا ادامه لباس احرام هرگز واجب نیست و تنها برای ستر عورت و مانندش واجب است. مانندش چیه؟ مانندش دو ما … زن نگاه میکنه. یک مانند که إِنَّكَ … در حال طواف است.

 مسئله نهم: اگر دو یا چند پارچه را جوری به هم بدوزند که همچون لباس های عادی نشود، نه پیراهن، و نه زیر جامه و نه مانند اینها، فقط پارچه هایی کوتاه که هریک کافی نیست و به هم دوخته اند تا به اندازه لنگ یا شنل شود، ظاهرا مانعی ندارد که قبلا عرض کردم. دوختن مانعی نداره. زیرا اصولا دوخته مورد منع نیست. بلکه قبا، کت و شلوار، پیراهن، زیر جامه و از این قبیل، اینها ممنوعه ولو  دوخته باشد یا دوخته نباشد که بین دوخته و عرض می شود که ثوب، عموم و خصوص من وجه. حتی اگر ندوخته هم باشند، مانند لباس های نایلونی و پلاستیکی که بدون دوختن و فقط چسبانیدن، آماده پوشش اند، در حال احرام، جایز نیست. بنابراین دوختگی و ندوختگی، موضوع بحث نیست اصلا. اصلا موضوع بحث نیست. بلکه لباس بودن و نبودن، در باب احرام، موضوع نفی و اثبات است. لباس بودن منفی است، لباس نبودن مثبته که اگر شما پارچه ای را بدون دوختن، ندوختید، جوری با گره یا سنجاق یا هر وسیله دیگر، ترتیب دهید که همچون پیراهن یا زیر جامه شود، برای احرامتان حرام است. بعضی پاکستانی ها، زنهاشون به مردهاشون احیانا لباسی می پوشن که دوخته درش نیست، دوختن نه اما لباسه. یعنی جوری به هم وصل کردن که این لباسه، اما دوخته هم نیست. همینطور هست یا نه؟ و اگر چندین تکه پارچه را به هم بدوزند، اما صورت لباس به خود نگیرد، حرام نیست و روی این اصل گره دار بودن اطراف حوله احرام و یا دوخته بودن حاشیه هاش، اشکال ندارد که اشکال می کردند. آقا بیدار می کردند ما رو، بیدار می کردند که آقا روی حوله عرض می شود که گره دار خوابیدی مثلا. اما اگر دو طرفش را با سنجاق یا گره یا بستن به هم، پیوند دهید که همچون پیراهن قابل پوشش باشد، جایز نیست. که خب ثوب دو جوره. یک ثوبی است که درست و راست و حسینی دوختن، یک ثوبی است که نخیر با سنجاق وصل کردند. با سنجاق وصل کردید، بالاخره ثوبه. چنانکه بر حسب حدیث، گره زدن دو طرف شنل ممنوع است. دو طرف شنل رو گره نزنید شما به هم. توی عرض می شود که چیز کنید، توی لنگ. و حتی راجع به لنگ در موثقه سعید اعرج است که از حضرت صادق علیه السلام درباره محرم پرسیدم، لنگش را به گردنش ببندد؟ فرمود نه. لنگ را به گردن گره بزند؟ نه. این حالت لباسی به خودش میگیره، حالت ببخشید، ثوب به خودش میگیره که ظاهرا، که ظاهر در حرمت است و در صورتی که شنل را به گردن گره بزند، به طریق اولی جایز نخواهد بود. ولی ظاهرا گره زدن لنگ به کمر، برای محفوظ ماندن عورت، هرگز اشکال نداره. این چاره ای نیست در اینجا.  گرچه اگر لای هم بگذارد و گره نزند، خیلی بهتر است.

مسئله ده: چون بر حسب احادیث، لباس احرام همچون نمازگزار است، جز آنکه نباید همچون پوشش های عادی باشد، بنابراین بقیه شروط لباس نمازگزار را نیز بایستی داشته باشد که پاک باشد غصبی یا مو یا سایر اجزای حیوان حرام گوشت یا از اجزای مرده حلال گوشت نیز نباشد. چیزی که اینجا ننوشته ایم، مال قبل بوده، این است که خبیث نباشد که اگر دانسته بر خلاف این شرط بود، حرام است. گرچه کفاره ای ندارد. اگر این لباس احرام شما، اونقدر چرک و کثیف، پاک هم هست ها، اونقدر چرک و کثیفه از خبیثه که ﴿وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ﴾ [الأعراف: 157]  در اینجا، حرامه.

مسئله یازده: اگر پس از محرم شدن دانست، یکی یا تمام لباس های احرامش متنجس و یا از جنس ممنوع است، احتیاطا فورا تبدیلش کند. بعد فهمید و این هم نیست که اگر همچنان ادامه دهد، اشکال نداشته باشد. مگر در حال طواف و نمازش که حساب دیگری است. چون طواف صلاه، نماز هم که به حسب احادیث، طواف خانه خدا، نماز است. ولی میان ابتدای احرام تا طواف، تا حلق یا تقصیر، دیگر این شروط ظاهرا نیست. این لباس احرام که این شرطها رو دارد، در آغاز احرامه. چنانکه در آغاز احرام، لباس احرام شرطه، پس در آغاز احرام، این شروط هست. اما در بین، خب لباس احرام چرک شد، این مضره به احرام نخواهد بود.

مسئله دوازده: لباس احرام زن همان است که در نماز صحیح است. اینجا یه تعجبی ما می کنیم و اون این است که یاد هست، مرحوم آقای حکیم فتوا داده بودند که لباس احرام زن هم مانند مرد، این خیلی جالب میشه جریان که زن هم پیراهن و عرض می شود که بالای تن و پایین تن و همه رو درآره و دو تا پارچه که این خیلی وضع، عجیب میشه. بعدا هم هی به ایشون صحبت کردن، صحبت کردن، صحبت کردن و خب ایشون رای رو عوض کردن. ولی این رای از اول عجیب بود. آقا اینکه لباسه، اصلا اصل در زن پوششه. چون اصل در زن، پوشش است، این مخالفت دارد با پوشش زن. وانگهی ادله ای که می گد محرم باید از لباس و ثوب خالی باشد و لباس دو تکه بپوشد، این اصلا راجع به زن اصلا نیست. چون مرد است که برش پوشش واجب نیست و پوشش مختصری کافیست. اما زن که بطور کلی پوشش برش واجبه. بله، یه مطلب دیگر هست، این است که یکی از استدلالاتی که ما می کنیم برای اینکه وجه و کفین زن، باز بودنش اشکال ندارد، در حال احرام اگر زن رو را بپوشاند، حرام است. این رو، باید باز باشه. یعنی چی؟ در حال احرام که در میان مردها هست و در میان مردم هست و خب در میان اجتماع است، در این حال حرام است که رو را بپوشاند. آقایون چی میگن؟ می فرمایند که بله، حرام است بپوشاند که بچسبه. اما اگه فاصله باشه، نه. خب این حرف چیه؟ این رو را پوشاندن، احرام الرجل فی راسه و احرامه مراه فی وجه ها. مرد سر را نباید بپوشاند و زن صورت را که البته این بحث بعدیست، خواهد آمد. اما در اصل 37:13 داشته باشد. اما هیچ لباسی نپوشد و ستر لباس نکند، این فقط در مرد. لباس احرام زن همان است که در نمازش صحیح است به تن کند، مگر لباس زینت که هم در حال انعقاد احرام حرام است و هم مادامیکه محرم است به حساب زینت. گرچه مستحب است، لباسش سفید باشد و در حال انعقاد احرام، دو پارچه روی لباس هایش بر خود بگیرد.

مسئله سیزده: اگر در حال احرام فراموش کرده بود که لباس احرام بپوشد، اون وقت یادش رفته و پس از آن یادش آمد یا نمی دانست که واجب است و سپس دانست، واجب نیست لباس احرام بپوشد. چرا؟ چون وجوبش در آغاز بود. حالا چکار کنیم؟ حالا فقط حرام است که لباس عادی بپوشه. میتونه لخت بشه و اگر که میبینند، خب لباس احرام بپوشه. برای چی؟ نه برای اینکه از شرائط احرام است، بلکه این حرام است نگاه کردن. مگر به منظور برهنه نماندن و احرامش صحیح است. زیرا لباس احرام، واجب غیر رکنی است، آن هم در حال انعقاد احرام و شرط صحت احرام، هم نیست بر خلاف سه واجب دیگر.

مسئله چهارده: دلیلی بر وجوب پاک بودن بدن، در حالت احرام نداریم. بله، لباس بله. این صحیح حریز، گفتش که لباسی را که انسان در حال نماز می تواند بپوشد، در احرام. بدن چی؟ راجع به بدن نفی و اثباتی ما نداریم. پس بنابر این که بدن انسان متجنس باشد در حال احرام، این اشکالی نباید داشته باشه. این از اولویتی نداشته باشد؟ بله؟ از اولویتی نداشته باشد؟ نه چه اولویتی؟ نخیر. مگر حالت احرام، اولی از صلاته؟ دلیلی بر وجوب پاک بودن بدن در حالت احرام نداریم. گرچه احتیاط اکید است. بسم الله. مگر در حال طواف و نمازش که حساب دیگری است. چرا؟ چونکه الطواف بالبیت الصلاه. تمام شرایطی که در بدن و لباس نمازگزار هست، در حال طواف هم نیز هست. مگر در حال طواف و نمازش که طهارت نماز در هر دوی آنها واجب است. هم نماز طواف، هم طواف. اما در غیر حال طواف، نه طهارت بدن شرط است، نه ضو، نه غسل که در حال جنابت یا حیض و نفاس، بدون عذر نیز می توان محرم شد. حتی در حال جنابت یا حیض یا نفاس، می شود سعی بین صفا و مروه کرد. چون صفا و مروه، مسجد نیست و شرط صحت سعی هم، طهارت از حدث و طهارت از حدث اکبر و اصغر نیست. فقط در حال طواف است که حساب خاصی دارد. ولی طهارت لباس احرام شرط است، اگرچه هم عمدا متجنس بود. فقط حرام است و کفاره ندارد. بله، اونی که کفاره دارد که شما لباس بپوشید در حال احرام. اما اگر لباس احرامتون عمدا متجنس بود، حرامه. ولی تنجس لباس احرام یا خبیث بودن یا نجس بودن یا حتی غصبی بودن، این کفاره ندارد. بله، حرام مقلد است.

مسئله پونزده: بهتر است در حال احرام، لباس احرام را در بر داشته باشید، مگر در موارد حاجت و کسانی که لباس احرام با کارشان مزاحم است، بدون اشکال می تواند، حتی مرجوح هم نیست، بدون اشکال می توانند فقط با لنگی که عورتشان را بپوشاند، کارهاشون را انجام دهند. کما اینکه این کاروان دارها مجبور بودن دیگه، هی در میاوردن با همون لنگ می دویدن این طرف، اون طرف. ولی برای انجام مناسکشان خیلی شایسته است همان لباس های احرام را به تن کنند. این بخش چهارگانه احرام که این بود و نبود لباس و نفی و اثبات لباس در آغاز احرام و در استمرار احرام، این یک بحثه. بعدا در محرمات احرام.

محرمات احرام بعضی هاش پیش نمیاد اصلا، خیلی کم پیش میاد، مثل صید. اما از نظر بحث معرفتی خیلی مهمه که صید رو، که صید در چه بعدی در حالت احرام حرامه؟ در احرام، در حرم و خصوصیاتی در اینجاست که باید این رو ما بحث کنیم. مرحله اولی صید، مرحله دوم این است که شخص محرم البته اگر مرد باشه، مرد نباید که از آفتاب خود را بپوشاند. اینجا هم اختلاف عظیمی است بین ما دیگر فقهای بزرگوار اسلام. اخیرا آقای خمینی هم قبول کردن این حرف رو که ( 41:46) این در جایی است که آفتاب باشه. اما اگر ابر باشه و شب باشه چی؟ اگه شب باشه، شما باید حتما تو ماشین سقف دار ننشینید؟ یه همچین چیزی ما اصلا نداریم. این هم بحث دومه و بحث های دیگر که ان شاء الله مراحل گوناگون احرام رو با کفاراتش بحث می کنیم بعد سایر.. اللهم الشرح صدورنا بنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا لما تحبوه و ترضی و جنبنا ان ما لا تحبوه و لا ترضی والسلام علیکم.