بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
ضوابط کلیه ای که در باب جهاد یا به تحلیل دوم دفاع است بطور مختصر حضور برادران عرض کردیم و در بعضی از جهات هم بطور مفصل اقوامی که با اونها باید جهاد کرد خب یک دسته اهل کتاب الثانی من عداها هااولئک کفار من المنهدین و المشرکین الثالث المسلمون المهاجمون که بحثی ست که حال من عداها هااولئک کفاریجبو جهادهم ولا یقبلو مهنواله الاسلام خب این لا یقبل من الاسلام چه جوره اینجا فرق شد بین کتاب دین و غیر کتاب با کتابین که ما جنگ می کردیم مسلمانم نمی شدن اهل زمه بودن خب چرا ملحدین و مشرکین اگر مسلمان نشون اهل زمه نباشن همونطور که اهل کتاب اهل زمه ان با شرایط ملحه و مشرکین چرا اهل زمه نباشن چی میخواید شما بگید میخواید بگید ما به اجبار وادار کنیم منکرین خدا را ملحدین یا مشرکین را که شهادتین بگن لا اکراه فی الدین و اگر به اجبار بناست خب اهل کتاب که نزدیکترن به ما اهل الکتاب عقرب لنا من حق من الملحدین و مشرکین (02:16) اینجا ا دو حال خارج نیست یا ما بیان وافی حق را نکرده ایم خب هیچکدام اگر بیان وافی حق را نکرده ایم و یا کرده ایم و طرف قانع نشده است بنابراین وادار کردن به اسلام نه نسبت به یهود و نصارا که میگیم نه لازم است و نه نسبت به مشرکین دورتران واگه بیان حق کرده ایم و من شرائط الجهاد دعا الامام اله السلام امام یعنی قائدالقوه المثال الحدقه (03:20) اگر وافی نباشد که هیچکدوم واگر وافی باشد که هر دو پس چرا نسبت به یهود و نصارا ما می گوییم که شما مسلمان نشدید در زم اسلام باشید امام در ملحدین به مشرکین نه چرا جواب این است که یهود نصارا مقداری راه حق را آمده اند در اون مقدار بعدی اگر استصلام دارند و عناد ندارن که خب اهل زمه ان و اگر استصلام دارند و استصلام دارند و عناد ندارند اهل زمه ان و اگر استصلام ندارند و عناد دارند که قتل اونها واجب میشه یا اسیر کردن اونها واجب میشه و نسبت به ملحدین و مشرکین اگر اینا استصلام دارن ولو جهاد شرکیشون باقیست استصلام دارن خب ما چرا اینا رو مجبور کنیم کلمه حق بگن اینجا یک فرق هست کسانی که مقداری به ما نزدیک ان زیاد اونها لزومی تحویل خطری نسبت به ما نخواهند داشت و اما ملحدین و مشرکین با تبیون حق با اینکه حق برای اونا روشن شده (05:09) خب یهود و نصارا که قبول دارن موسی ها و عیسی ها و ابراهیم ها رو این مقدارش نیومدن اما کسانی که ملحدن یا مشرکن حق براشون بیان شده کاملاً و باید قانع بشن خب یا قانع شده است یا نشده است اگر قانع نشده است مقصره اگر قانع شده است و اظهار میکند مقصره (05:35) حداقل لفظ بگیر لا اله الله ولو (05:40) این غیر یهود نصاراس که حاضر بگه محمد رسول الله مثلاً اینطوری ، بار امده قانع نشده که هیچی کاریش نداریم قانع نشده ما باید بیان کنیم باید صبر کنیم بیان بیان کامل بشه و این قصور از ماس تقصیر از ماس باید بیان بیان کامل بشه بنابراین فرقی بین محاربه با مشرکین و ملحدین و اهل کتاب نیست مگر این جهت که اینها یک مقدار راه آمدن بنابراین میشه شرایط زمه و این حرفها حالا که بت پرست و خر پرست و گاو پرست و منکر خدا و اینا بیان داخل اهل زمه بشن لفظ نگیر والاسلام یجعلو غیر المسلمین فی ختواتن (06:49) این مرحله ایست و با لا فی الدین منافات ندارد که لا اکراه فی الدین اینجا اکراه نیستش که (07:22) این مطلب اول ، ما اینجا نوشتیم که (07:34) مطلب دیگری که علامه می فرماید و یبدعو (08:40) قاعده همینه دیگه اگر ما دشمن داریم دشمنایی که اینجوری دشمنهای فتنه گر که چه جنگ سرد دارن چه گرم چه هر دو نزدیکتر هست نزدیک هست دور هست دورتر هست العقربو یعربو علقه باید اول حساب نزدیک و رسید بعد دورتر و ما اگر اول برویم سراغ دورتر و نزدیک چه خواهد شد دورتر خواهد فهمید که ما عرضه اینکه نزدیکتر رو آدم بکنیم نداریم پس قوتش بیشتر میشه روحیش قویتر میشه پس بلکه اول نزدیکشون کنیم بعد دورتر اللهم الا اینکه از ما امنیته اللهم الا اذا کان القتالو الابعد یضعفو الاکثر عو(09:30) اگر کل شر را نمی شود از بین برد بعضشو ولو قلیل است باید که از بین برد بله و یبدوع (09:51)با همون شرایط که عرض کردیم و یجدو کی هم یلونکم یجدو هم دیگران یجدو، نزدیکه نه تاریخ طبیعی نزدیک شما هستن یلونکم یعنی غریب یلونکم الا اذا کانو عقربا خطراً و اشه اون دورتا خطرش زیادتره شدیدتره البته اونجا الیقربو ابعد نیست بلکه عقرب همون ابعد ( 10:33) یعنی غلظه ای که هم خودش و هم دیگران و وادار می کند که غریض باشن (10:59) خب از شرایط قتال که تا حالا از این عبارت ما بحث نکردیم اگر بطور کلی و انما یحاربو بعد دعا من الامام اون نسبه و چه دعایی دعوت ، دعوتم شد بیا اینجا اگه نشدی چنین خب این دعوت باید دعوت مقبوله باشد والا ما بریم جلو لشکر کفر بایستیم که خدا یکیست 360تا نیست چه نیست فلان همین دعا نیستش که اگر دعا برای دعا کردنه مثلاً خدا اینا والا این دعوت باید دعوت مبینه باشد دعوت منطقی دعوت مبینه مقبوله باشد کرد اگر قبول کردند که بسم الله اگرم قبول نکردن عناد است و توش فتنه قرار داره پس این دعا رو باید معنا کرد ما عرض می کنیم که خاصاً او عام اله الاسلام خاصاً او عامه خاصاً اسلام محمدی صلواه الله علیه عامه اسلام توحید عرض میکنیم کما یرا ان یدعو و حجته (12:14) دماغشون به خاک می ماله در حجت کاملاً اینها محلول باشن علامه می فرماید که (12:28) یااسلام خاص که مسلمان شن یا اسلام عام که موحد شن اینجا حل قتالهون (12:44) دستور جنگ کنیم حالا قرآن و حضرت علم کنیم این نیستش که و ان کانه غیره فقد یجوزه فقد لا یجوز (13:09) اگر رئیس قوای حربی معصوم نباشد و بعداً شورای حربی اسلام هم نباشد ممکنه خطا کند ممکن نه بنابراین اینجور نیست که اگر دعوت کرد که حالا ما که گفتیم بیایید جنگ حتماً باید بیایید نه اینطور نیست علامه می فرماید که (13:35) خیلی جالبه که اگر یه کسی اشتباهی اومد در صف مسلمین بعد فهمید که اشتباه کرده و برش میگردونه لطف اسلام چقد عجیبه چقد عظیمه مثل اینکه مسلمون نمیخواد کسی رو بکشه نمیخواد غافلگیر کنه حالا که اومدی میخوای برگردی خب برت میگردونیم وقتی که برش گردوندن مسلمونها به مامن خودش این فکرش عوض میشه اگر قصوری هست برطرف میشه اگه تقصیری هست این کم میشه (14:20) این عده ابولهبه اما توی مسلمونها داره جنگ میکنه اگه گفتیم فلان فلان فلان رو شما عرض می شود تحت زمه قرار میدید و کاریش نکنید قبول میشید (14:39) این نمیدونه این نادونی داره جنگ میکنه پس ما باید کاری کنیم یه روزنه دانش روزنه فهم و معرفت در او باز کنیم در حقیقت اسلام برای این نیستش که قوا رو بدست بگیرد و مملتا رو نه میخواد قلوب رو فتح کنه و فتح قلوب از هر منفذی از منافذ که امکان دارد باید فتح قلوب بکنه مادامیکه امکان این هست که طرف دعوت حق را بپذیرد باید اینکار کرد ما عرض میکنیم (15:23) کلام الله دو جوره یه جور داره قرآن میخونه کافی نیست خیر سمع کلام الله که درش (15:45) اینکه آقایون می فرمایند اگه یکی از مسلمونها گف فلان و فلان و فلان و زیاد و کم این در امر قبول کنیم ولو مثلاً عبدک کلیت نداره این باید که قوات مصلحه برای (16:09) مطمئن باشن درش مطلبی نیست والا شما ابولهب و ابو جهل و فلان و فلان و چون اونا گریه کردن و ریش گذاشتن و چیکار کردن و این حرفا و این خطر داره برای اسلام آیا احترام تامین و عرض می شود که امن دادن یکنفر مسلمان مهمتر است یا حفظ مردم مسلمان که مبادا مبتلایی به شکست بشه و از بین برن شرط داره اینجور عرض کرد که و اما (16:45) اتاق جنگ مراجعه کرد و کسانی که نظر صحیح جنگی می توانند بدهند آقا فلانی رو ما می خوایم که امن شیم چطوره اگر بدون دغل و بدون حالا چی میخواد واسطه یه سرباز باشد سر لشگر باشد فانه امقا (17:23) برای حرمت اسلام ما اینکار اما اگه از روی جهالت دارد یه کسانی و تامین می دهد که خطر است که نیست حرف دیگر ایشون ولا یجوز الفرار اذا کانه العدو (17:50) فرار از جنگ حرامه منتهی ولی فرق میکنه مراحلش این بحث موضوع مستقله (18:09) اگر من و فلان و فلان فرار نکنیم قطعاً مسلمانان شکست می خورن پس این فرار برای قرار صورتاً فرار اما واقعا ً برای جلوگیری از شکست مسلمین پس فرار که موجب شکست و ضعف مسلمین است این فرار حرام اما گر فراری که قرآن بیان می کند که الا کذا یا ایها الذین آمنو (18:41) شرط ضعف منتهی ملاقات دو جوره از اول به خودت رفتی جنگ شما که دویستا سرباز داری در مقابل یک میلیون خب بیخود کردی رفتی جنگ اصلاً نباید رفته باشی رفته باشی باید فرار کنی اگر فرار نکنی همتون کشته میشی نه ضعفاً به این معنا که شما دنبال کردی اونها رو با شرائط صحیح یا ایها الذین آمنو اذا لقیتو(19:10) خب با حفظ این جهت که رفتن شما به جنگ روی حسابه تاکتیک جنگی رو در نظر گرفتی قوای دشمن قوای (19:37) در نظر گرفتی و مناسبت ودر نظر گرفتی که حداقل دفاع میشه کرد اگه نتونیم در مقابل او جهاد کنم دفاع است اگه نتونم در مقابل او فتنه شو جلوگیری کنیم حداقل دفاع می کنیم از جان خودمون و چه اگه اینه و من یولهم (19:55) اگه ا اینجا فرار میکنی میری ا اونجا سر در بیاری از این جبهه در میره میره به جبهه قویتر مطلبی نیستش که یا نه او متعهداً الا فعه از اینجا افراد کمن و این آدم خیلی ارزش دارن تاکتیک جنگی از این در میره ، میره ملحق میشه به یه گروه که در اون گروه موثره و هم میتوانه یه کاری انجام بدن پس الا (20:25) در جایی از این فرار از ضعف حرام است موجب ضعف مسلمین بشن ما عرض میکنیم ذلک ولا (20:34) لقا که ضعف باشه لقا بیخودی اصلاً حرمت نداره که لا ضعفاً لا یجوز (20:49) تاکتیک جنگ جوری باشد که ما میریم غالب میشیم یا میریم که دفاع کنیم اما اگه میریم و میدونیم ا بین میریم یا احتمال نمیدیم که غالب میشیم اصلاً نباید رفت (21:08) قضیه یکی به دوتا یکی به ده تا تمام این جریانات رو در نظر نگرفته اند و مع ذلک میرن به جنگ دشمن اللهم انا دفاعاً (21:31) دفاع کردن چون در دفاع نابود شدن خودشون به کلی محو میشد اسلام جهاد که هیچ (21:52) قبلاً بحث کردیم با چی ما جنگ کنیم آیا وسائل جنگی هر جور وسائل جنگی میتون استعمال کنیم یا نه وسائل خاصه جنگی علامه می فرماید (22:12) خب در زمان ایشون این هسته اتوماتکی نبود الان البته حتی هسته غیر اتوماتیکی ام اون وقتا نبوده خب به اون صحبت نبوده ایشون میگن (22:30) هر چه دستت رسید به هر وسیله ممکن شد با اونا جنگ کنید ولحرم مکافه باشه اگه سلاح اونا از نظر عِده و عُده چنین است مال ما یا آنچنان باشد یا قویتر باشد کمتر نه ویجوسه (22:47) اصولاً این بحث اصلیست اصولاً وسیله جنگی باید چشم داشته باشه با شمشیر بریم ابو لهب در بیاریم یا سلمان و میگه سلمان قاتی میشه آخه اسلحه جنگی باید چشمش داشته باشه یعنی انسان بداند کیو میزنه به روی استحقاق اما اگر نداند کیو میزنه چرا بزنه چون این جمعیت گروهی (23:22) قتلن گروهی نیستن گروهی داخل اومدن گروهی مسترن گروهی چنانن گروهی چنانن در این جوی تو این شهر هست گروهی محاربن گروهی نیستن ما یه بمب بندازیم چه محارب چه غیر محارب کشته بشه محاربم کشته نمیشه محاربا در سنگر هستن در جاهایی هستن که خود رو حفظ میکنن اما تو خانه ها موشک بیفته چه کجا بیفته تو کجا بیفته این جنگ کور است (23:47) البته سوال هست اینجا سوال چیه خب اگه اونا با فانتون و مانتوم و چه و این حرفها بیان ما چکار کنیم ما که نمی تونیم با تیر کمون و با عرض می شود شمشیر و با نیزه و این حرفها که نمی تونیم نه ما در بعد اصلی داریم حرف می زنیم ضابطه اینه ضابطه جنگ این است که کسی که محارب است بداند با کی جنگ می کند و وضع جنگ را آگاه باشد و تاکتیک جنگ رو و بداند این شمشیر که میزنه کیو می کشه و اما اگر فرض کنید بمب افکن انداخت یا موشک انداخت یا آتش زد یا سنگ ریخت یا چه (24:33) در اینجا یه نمونه ایست الا قم زنموجک نمونه های جنگها کور بطور کلی مطرود و نمونه های جنگهای چشمدار و بینا که انسان بداند چه میکند این درسته این از نظر ضابطه کلی (24:49) بله حالا اینو بحث خواهیم کرد بله بحث خواهیم کرد که چند جور جواب داره این سوال که ولی سوال (52:02) مطلب بعده کم کم میریم جلو حالا در صورتیکه کافر دارد جنگ میکند با ما با اسلحه چشمدار ما اسلحه کور مصرف کنیم غلطه اما این ضابطه اولیست اما اگر با اسلحه کور داره جنگ میکنه ما چه کنیم آمریکا عراق جای دیگه جای دیگه با موشک و چه و این حرفها اومده ما چه کنیم خب ما که نمی تونیم موشک رو و فانتم رو و چیو و چیو با اون اسلحه قدیم یا با شمشیرابن زیاد جواب بدیم اینجا اون مقداری که شرط دفاع از بیضیه اسلام است شرط دفاع از مسلمین است باید ما انجام بدیم اینجا این بحث میاد (25:54) کما اینکه عراق اینطور بود عراقیا عده ای از شیعه ها رو زن ، بچه این در جایی قرار میدن که آسیبرس باشن آسیب خور باشن چه کنن در اینجا در اینجا از دو حال خارج نیس یا این مسلمانهایی که تُرس شدن و ترس شدن معنی فارسی مانع شدن ما مسلمانها ما مقدسیم دیگه ما (26:23) مسلمانه نماز شب خونه حرم رو اینا نباید زد اگر اینها به این وسیله حقه زدن که ما عده ای از مسلمانا داریم که کفار جلو قرار دادن و در جبهه هستن (26:36) خیلی فرق دارن حالا در هر جایی در هر جبله ای این شهر مرزی را که شیعه هستن زنن بچه ن محارب نیستن این شهر مرزی تترس واقع شد آیا این میتاند مانع باشد از اینکه ما مسلمانها دفاع کنیم به دفاع به هر معنی از معانی خب مراحلی دارد مرحله اولا (26:58) صد تا زن و بچه اگه این حالیشون نشد اینجا داوران هم با همیم اگر این زن یا بچه البته مرحله اولش عرض کنم اگر این زنها این پیرمردها که حال جنگ ندارن اگر اونا مقصرن در اینکه حاجب شدن خب جانشون هدره اینها با تفسیر خود آمده ان اینجا ها ایستادن که ما مسلمونا میتونیم دفاع کنیم در اینجا هم مهمه هم حفظ اسلامه حفظ مسلمینه بنابراین اینا ا بین برن یه مرتبه نخیر قاصراً اینا رو بزور صدام آورده در جبهه های نزدیک و خودشون هرچه داد و فریاد و آه و ناله دارن فایده نداره میگه اونجا امن امنه فرض کنیم یه نفر آدم این مظلوم است بی تقصیر است چنین است چنان است اما اگر این کشته نشه صد نفر مسلمان کشته میشن این کشته بشه صد نفر آزاد آیا جان صد نفر مسلمان مهمتر است یا جان این بالاخره یا اینا باید کشته بشن یا این در اینجا درسته این مظلومه کما اینکه زلزله میاد یه عده مردم از بین میرن خدا که ظلم نکرده که در اینجا درسته این مظلومه ولی این باید کشته برای حفظ اسلام کما اینکه مقاتلین که در جبهه های جنگ میرن اینا در صورتیکه کشته نشن جنگ میرن نه اینا میرون که یا بکشن یا کشته شون یا هردویش چه گناه دارد گناه ندارد این ثواب است و این تکلیف است که بروند و جان اسلام و مسلمین را از خطر کفارنجات بدن این همینطوره (28:40) جواب دادم دیگه ما می زنیم چاره ای نیس شهر های ما رو بزنه ما اصلاً اگه اون شهرهای ما بزنه ما نزنیم تموم شد یگه کار تموم شد اهم باید در نظر گرفته شه بله ولا یقتل نسا و ان (29:26) ولو این زنها در عرض می شود که طبابت یا اینکه در پرستاری و چه در جمع کفار کمک میکنن نباید کشت الا مع الضروره اگر این کمک اونها به مجروحین کفار در جنگ موجب میشد که اونها غلبه کنن بر ما یا ما نتونیم غلبه کنیم اونجا باز(29:51) اگه معاونت با قتال ا بین میره باید (30:13) اشکال داره آقا اصلاً فی دارالحر مشکری که اصلاً فی دالحر اسلام سلیما خب خودش ، زنش ، بچه ش محفوضه اما زمینش باید گرفت نفهمیدیم زمین کی باید بگیره اگرزمین مسلمانی بگیرید این نزدیکتر به حق تا اینکه شما زمین مشرک الان مسلمون شده این باید ترغیب کرد به اسلام مشرکی که در دالحرم تسلیم شده و تسلیمم ایشون نمیگد که تسلیم عرض می شود که واقعی غیر واقعی من استصم عمه من استصم استصعاماً سلیماً او استصلاماً غیر سلیم یعنی این تسلیم کرده خودشو ولو عقیده نداره پس ما این حرفو قبول نمیکنیم ول هی هونا منهم این غنائم یعنی چه عرضو مال غرائم یعنی چه ما عرض میکنیم بل هی هونا منهم لیست الغنائم قضیه الاسلام هی غنیمت است مال مسلمان میگیره مشرک بود که مطلبی نبود حالا که تسلیم شده غنیمت از مال مسلمان تازه مسلمان بگیریم که این باید ترغیبش کرد (31:54) مطلب این است که اگر عد یک مشرکی مسلمان شد اینجا هم قبله مولا خونده میشه هم قبل مولا قبله مولا هست به این معنا ولو من اسلمو عبدو قبله مولا این عد مسلمان شد مولا هنو مسلمان نشده حالا قبل از اینکه مولا مسلمان بشه چه بدانی مسلمان خواهد شد چه نه آیا این عبد اتوماتیکی خارج میشن همینکه تو یا نه باید صبر کنیم اتوماتیک خارج نمیشه برای اینکه عبد مسلمان که نمی شود عبد شراک مشرک این منفصل میشد بدون فصل (32:49) وجود نداره وجود ندارد در عصر ما که وجود ندار بله اگر ما با مشرکینی جنگ کردیم و ازشون اسیرهایی گرفتیم با شرایط اسلامی البته این جایز میشه با شرایط ، شرایط اسلامی اگه عمل کنیم هیچ انسان خریدن نیست (33:12) بلکه مثل مدرسه شبانه روزیست در مدرسه شبانه روزی چه میکنن اینجام همینطوره الثالث (33:18) امام عادل کیه اگر امام عادل معصومه خب بله چشم بهم گذاشتن ما قبول داریم هر کس که خروج کند علیه امام زین العابدین امام صادق باید باهاش جنگ کرد باید دفاع کرد حداقلش اما اگر امام عادل یه مسلمانی باشد عادل باشد مرجع باشد هر چه میخواد باشد ممکن اشتباه کرده باشه آقا ممکنه این آقا اشتباه کرده و اون آقا درست میگه چرا شما اینو محور قرار میدید اینجا ما بحث داریم اینطور اشارات این آقایی که قیام کرده است چنین کرده چنان کرده مثلاً فرض کنید در قُبرُس ر قُبرُس یکی از اسقف ها شد رئیس جمهور ولی اسقف رئیس جمهور اگر یک اسقفی یا چند اسقفی دیگری یا همه اسقفها همه اسقفهای قُبرُس علیه اون قیام کردن میگن تو اشتباه داری میکنی و باید همه رو کشت دیگه به خاطر یه نفر همه رو کشت این قبول نی امام اگر امام معصوم باشد مطلبی نیست ولکن من فقط به خوندن عبارت اکتفا میکنم اینجا ایشون میگد (34:27) بله ببخشید ایشون میگد که (34:33) قیادت داره هر چی مرجعه زیر سایه منه هر چی فقیه هر چی من میگم همون اینطور نیست حتی مقلدین مراجع دیگر لزومی ندارد از شما تبعیت کنند (34:59) امامی که میگوید همتون تحت میز منو همتون مقابل رای منو با انی من مخالفت نکنید این خودی از مقاته اصلاً (35:20) قبوله مجتهدینم با این رهبری صالح نباید مبارزه کنن ولو راهشون برخلاف ولکن اینطور نیست که به عکس میشه که اون آقا بگه نخیر شماباید بلند شید برید جبهه بابا من حرام میدانم نخیر باید بری جبهه والا شما رو چه درست نیست و ان کانه علیهم ایضاً (35:56) انتقاد کنید اگر قبول شد شد اگه نشد (36:07) خب اینهم بحث بعداً بحث های دیگری هست که اینا بحثهای فرعیست غنائم است و غیرغنائم وکار ما به اینجاها نخواهد رسید روز چهارشنبه عرض کردم ما فعلاً لباس خود را بپوشیم که لخت و عور نباشیم حالا دیگران پیشکش بعد منتقل بشیم به بحث بعدی فعلاً انتخاب نکردم یک بحث مختصری رو انتخاب میکنیم از نظرابواب فقهی که در طول این هشت نه روزی که بحث داریم ایفا بشه ان شاالله .
اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن آقایون نظر بدین ما چه بحثی رو انتخاب کنیم برای این هشت نه روز ما نظر شما رو تبعیت کنیم بحث امر جهاد تمام شد بعد چه بحثی رو آیا ، بله ، مفصل نیست ، حالا آقایون رای می دین ما فکر میکنیم .