جلسه سیصد و نود و دوم درس خارج فقه

عقود

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

ما در باب عقود یک بحث های کلی داریم که همشان تمام نخواهد شد در عرض این یکی دو روز ولکن خب بحث این سوال رو مطرح می کنیم و در جوابش فکر می کنیم عقود مانند بیع و نکاح و طلاق و هبه و وقف و چه و چه چه طرفینی چه طرفی اینا اخباریس یا انشایی قطعاً انشایس اخباری نیس کسی که مثلاً می گوید من فروختم یا خریدم اخبار از گذشته نمی کند و اخبار از آینده نمی کند بلکه این انشا می کند ایجاب می کند العقود بصورته العامه (01:14) این معلوم ولکن آیا عقد که انشا است انشا کار لفظ است یا کار باطن است انشا ایجاد دیگه یه دفه انسان خبر می دهد که فلان جنس را قبلاً فروخته ام ماضی خبر می دهد که فلان جنس را بعدا خواهم فروخت آینده خبر می دهد که فلان جنس را الان خواهم فروخت الان میخوام بفروشم باز خبر در مثلث زمان گذشته و آینده و حال خبر میده این مقوله ای نداره نخیر میخواد ایجاد کند بیع را ایجاد کند نکاح را طلاق را وقف را چه را در اخبار معلوم است که لفظ ناقل است فاعل نیست لفظ خبر می دهد از آنچه گذشته است یا خواهد آمد یا میخواد انجام بده لفظ حالته در انشا چیه (02:33) این بحث و ما جایی ندیدم بکنیم ولی بحث می کنیم لفظ چکارس آیا بعتو این لفظ این صدا این کلمه ایجاد می کند بیع را یا اخبار از اینجا آیا انشا کننده و موجد معامله این نفس انسان است اراده انسان است که لفظ اراده نیست اراده ام لفظ نیست این است سه بعد داره اینجا (03:15) اراده و لفظ با هم کمکن در انشا بَیِن است که اگر من لفظ بگم و اراده نکنم انشا نیست اگر گفتن بِعتو اصظراراً اکراهاً به شوخی گفتن بِعتو ولی نه یه لفظی گفتن انشائاً اینجوری نیست که لفظ به ما هو لفظون منشع باشد آنچه منشع است اراده انسان است اراده کنیم لفظ ندارد اراده انسان است که به اراده انسان انشاء می کند به اراده منفک می کند در بعد اراده به اراده ملزم می کند در بعد اراده فک عقد میکند ایجاد عقد می کند در بعد اراده اراده مزحل میخوام اگر بخوام شما بفهمید که من اراده کردم ایجاد چنین مطلبی رو ایجاد کردم یه لفظی یه کتبی یه اشاره ای یک عملی مضحری لازم دارد اما در اصل اینکه اگر من اراده کردم فروش را به شما شمام اراده کردید خرید را در واقع این عقد حاصل شده یا نه چون انشا مال اراده ست دستکاری نیستش که (04:54) من نیت دارم بفروشم خب کی فروختن نفروختن ولی (05:12) همین داریم عرض میکنم مضحر اراده است مضحر تحقق اراده ست نه مضح میگن بله من نیت دارم بفروشم خب نفروختن هنوز نه لفظ فروختم نه مع نیت نیست اراده است اذکله بعد توجه کنید انشا که ایجاد حالا ما رو انشا صحبت کنیم چون بعضی انشا رو چیز مشکلی گرفتن انشا یه چیز مشکل نخیر انشا مثل نیته همونطور که نیت کار بسیار ساده ایست و اصلاً نمی شود کاری بدون نیت کرد انشام کار ساده یس یا اخبار میکنید میگید شد بعداً خواهد شد الان می شود یا انشا میکنید میگین الان ایجاد کردم بعتو یعنی الان فروختم این بعتو الان فروختن شما با این لفظ میخواید ایجاد کنید ما این سوالو اینجا داریم (06:09) کدومشه اصلاً لفظ کاره ایه لفظ در باب اخبار خبر درست می کند دال در باب انشا خود لفظ ایجاد میکند نخیر (06:35) شما در الفاظ اخباریه و در الفاظ انشا ایه لفظ اخبار خبر می دهد از تحقق آینده یا گذشته لفظ انشا خبر می دهد از تحقق الان اگر شما قبلاً فروختید میگه بعتو این لفظ کارش اخبار از گذشته است اگر شما خبر داشتید لفظ ابیعو اخبار از بیع آینده اس اگرم که من ابیعو نگم شما بدونید معنا رو میدونید ابیعو فقط کارش اخباره یعنی دلالته فقط خودش از از حالت همینطور این که دقیقه ملاحظه کنید (07:18) آیا بدون اراده انشا شد اراده اس که انشا آیا لفظ بعتو بدون اراده انشا نه آیا لفظ بعتو با اراده هر دو انشا است مثل دو نفر که یک جنس بیس کیلو گرم بلند میکند یه نفری نمی تونه بلند کنه اما دو نفر که زمی شدن جنس بیس کیلوگرمی بلند میکنن اینا هر دو شریکن در بلند کردن آیا لفظ بعتو با انشا اراده بعتو با هم کمکن نه یکی از ادلین کمک مینویسن نیست که انسان در باطن انشا میکند کسی (08:07) آیا انشا شد یا نه انشا به اراده س اراده بعد از نیت است نیت کرد در باطن این در قدرت نفسی و درونی خود وقف کرد فرض کنیم بنده بین بنه ربی وقف کردم اما کی بداند لفظ بیاریم که بداند پس کار لفظ کار اخبار است فقط اخبار دو بعدیه دقت کنید آقایون اینجا رو یک نفر بفرماید این لفظ بعتو این دو جور اخبار است گاه اخبار از گذشته گاه ابیعو اخبار از آینده گاه اخبار از حال با فاصله لفظ بعتو با بیع حال مگر همون آن بدون کم و زیاد نه یکی دو ثانیه قبل ثانیه بعد این حال همش اگر من گفتم بعتو و با این بعتو اخبار کردم از اینکه یک لحظه قبل فروختم یا مقارن با این لفظ فروختن در هر دو اخبار است منتهی این لفظ گاه اخبار از گذشته است گاه اخبار از آینده است گاه اخبار از همین حال است لحظاتی قبل یا لحظاتی بعد گاه نخیر دوتایی با همه وقتی میگم بعتو دو عامل کار کرد لفظ بعتو انشا است به اعتباراینکه حکایت میکند از انشا درونی بع پس (09:44) به این معنا خبری نیست ببینین فرق خبری انشا این است اینه (09:55) مقارنت ندارد این الفاظ خبریه با وجود منشع در خارج عرض کردم بحث جای دیگر نیست ما داریم دقت میکنیم این اصلاً کار لفظیه لفظ آلته لفظ اصالتی ندارد لفظ هیچ اصالتی ندارد مگه ما در بحث مواقع لفظ باید بگیریم تا دیگران بفهمن اونی که اصالت دارد در ایجاد عبارت است از اراده حالا (10:29) اون دلیل داره ما اصل مطلبو داریم بحث می کنیم اصل العقد (10:36) حالا عرض میکنیم اونی که واقعیت دارد باب انشا این است که منشاء چیزیست که نبوده است و حاصل می شود قصورش با اراده است اگر من اراده کردم در باطن خود اراده کردم این اراده من مزدوج با اراده دیگری بود عقد اراده خالی بود این عرض می شود که عقد نیست بلکه ایقاف است اگر ما اینها از هم جدا کردیم حالا اینو عنایت بفرمایید آقایون این لفظی که من بعنوان اخبار دارم میگم گذشته ماضی آینده مستقبل حال با لحظاتی قبل و بعد این همش اخباره (11:20) اما اگر من الان دارم این کتاب به شما می فروشم فروختم اخبار از ماضی نه اخبار از آینده س نه اخبار از حال است بطور منفصل لحظه قبل فروختم نه بلکه اخبار از انشا بطار متصله یعنی همین الان میگم بعتو همین الان اراده بیع کردم پس این لفظ بعتو این انشا است به یک معنا اخبار است به معنای دیگر انشا است به این معنا که مقارن با لفظ بعتو به در لفظ اخبار است به این معنا که اگر این لفظ رو نمی گفتم شما نمی دونستی پس این لفظ هم انشا است به حساب مقارنه ه اخبار است به حساب مقاعند به حساب اینکه دوکار با هم اینجا انجام شده است در یک آن در یک آن دوکار انجام شده یک لفظ بعتو را که گفتم دو مقارن با لفظ بعتو معنای انشایی بعتودر نفس اراده کردن این دوتا با هم شده به این لفظ میگیم این لفظ (12:30) بدون زمان که نمیشه بیع کرد بلکه این از موزی منصرف است از مستقبلم منصرفه از حال چند لحظه قبل و بعدم منصرف است مقارنت دارد صد در صد با حال ایجاد این فعل موجد کیه لفظه نخیر موجد اراده است لفظ چیکار میکنه لفظ اخبار میکند از منشع اراده منتهی اخبار از منشع اراده در مربعیست اخبار از منشع اراده در مربعیست ماضی نیست مضارع نیست حال با فاصله مختصر میشه بلکه حال مقارنه و گف بعتو مثل اینکه من با دو دست این دو کتاب برداشتم کتاب را برداشتم دوکتاب را برداشتم در ای حاله این برداشتن عمل خارجیه و این لفظم حکایت میکند از عمل خارجی زیاد کاری به اخبار محض و انشا محض ما نداریم این حساب الفاظ انشا نمیکنه انشا کار باطن است و اراده اخبار از انشا دارای چهار بعد است یک بعدش میگن انشا یعنی الان که من گفتم بعتو اگر همین الان مقارنن با لفظ بعتو از به عین ته مقارنن با لفظ بعتو من ایجاد کردم در نفس خود و اراد خود به اعرا این میگه انشا لفظ انشا نکرد لفظ اینکار کرد این مرحله اولا که بعداً مورد بحث لفظ کاره اگه لفظ منشع باشه (14:06) پس اینطور نیستش که این لفظ و معنا با هم شریکن یا لفظ مستقلاً کاره ای بلکه معنا اراده ایجاد عقد که این اراده ایجاد میکند عقد را این نیازمند به مضحر است احیاناً احیاناً نه اگه نه هیچ مضحری نمی خواد مثل اینه انسان عهد (14:53) اگر انسان در قلبش با خدا معاهده کند باید انجام بده یا نه بله این غیر لفظ یمین است که لفظ میخواد غیرنذر است که لفظ میخواد امام عقد این مطلب درش عرض می شود که نیست حالا (15:10) این مرحله چهارم که من میگم بعتو این بعتو مقارن است با اراده بیع منتهی اراده بیع که مقارن است این دلیل میخواد (15:33)  اصلاً برانیس از ایجاد بله ایجاد صدا در گوش (15:42) بعتو ایجاد صدا در گوش صدا در گوش انشا چیزی را نمی کند فقط انشا شنیدن مطلب پس لفظ بطوری کلی برانیس از انشا ، انشا کار اراده ست حالا بحث دوم البته اینو بعداً باز صحبت می کنیم بحث دوم (16:00) اماره چن جوره شص جور اماره ما داریم یک اماره الفاظ معمولیس که انسان می گوید که دلیل است بر این داریم معامله می کنیم اینو من میخوام به شما بفروشم شما به اون بفروشید شما میخوای بخرید این الفاظ معمولیه الفاظ معمولی اگر دلالت کرد بر تحقق اراده این بیع است این نکاح است این هبه این ، دو الفاظی که انشا دارن ولکن الفاظ انشایی معمولی نیست انشا داره ها چون در باب طلاق که انت طالق باید باشه چیز دیگه نمیشه اونجا سه جور الفاظ داریم یک جور الفاظی که این الفاظ الفاظ مقارن با انشا ارادیس این الفاظ حکایت میکنن این کار کردم در قلبم من این به شما فروختم شمام خریدی ولی دارن اینو نشون میدن یه مرحله این ارائه س ارائه ما مدا ارائه ها ای یه جوره یه مرتبه نه من ارائه انشایی میدم یعنی این لفظ میکنم و در این حال مقارن با لفظ صد در صد این عمل اقرار می کردم ولیکن این الفاظ خاص انشایی نیست این دو ، سه الفاظ خاصه انشایی چهار (17:50) اگر اخرص مثل ایشون بخواد ازدواج کند اشاره میکنه اشاره دارد که ایشون زن ایشونه ایشون شوهر اونه اشاره ای که مهر و معین می کند و نوع عقد را معین می کند پس چهار شد این در باب الفاظ که سه تاش لفظه یکیش لفظ نیس بجای لفظه بجای لفظه این چهار ، پنج در باب کتابت می نویسد که من این را فروختم به شما اونم میگه منم خریدم آیا این اماره بر تحقق اراده هست یا نیس اگر بنویسد من فروختم اونم بنویسد من خریدم این دو نوشته اماره بر تحقق اراده هست یا نه این پنج تا شیش تا اگر چنانچه این امضاء می کند فقط نمی دونسته تو محضر رفتن محضری حرف خریدارو می نویسه حرف فروشنده رو می نویسه خریدار و فروشنده امضا میکنن آیا امضا اماره بر تحقق اراده بیع هست یا نیس حالا مقارن نباشه چه لزوم داره مقارن باشه کی گفته لفظ انشا باید مقارن باشه مراد این است که ما یه کاری بکنیم که معلوم بشود این تحقق پیدا کرده است یا بطور مقارن درصد یا ماضی یا حال با فاصله چه ما چون کار انشا کار اراده است فقط وکاری به لفظ ندارد لفظ موقعیتی جز دلالت بر تحقق ندارد یا تحقق به فعل یا تحقق مثلاً قبلی (19:27) اگر فهمید بله یه زنی آوردین میخواین آقا بگیره این اون ای همچین میکنه (19:41) اگه مخالف بشه چرا سکوت رضا اون تکون نمیده حالا دوتا اخرضه فکر کنیم ببینین این مراتب نمی خوام تکثیر موارد کنم خب در کتب یا کتب همون یا کتب لفظ فقط است یا لفظ حامل انشا است انشا معمولی یا انشا غیر معمولی یا اینکه نه از شما نمی نویسه نه کتب اول نه کتب ثانی نه کتب ثالث بلکه نوشتن شما امضا نمیکنی اگر امضا کردید این امضا (20:18) این کارا کرده اید قبلاً یا با امضا این کار میکنید یا با امضا مقارن اینکار میکنید یا اینکه این کار و قبلاً کرده اید اینهم عرض می شود که کتب (20:32) چرا برای اینکه یا مقارن با این گذاشتن کفش بدون فاصله این انشا قلبی کردش یا قبلاً انشا کرده حالا اشاره به علامت بنابراین در کل ابعاد (21:14) در تمام ابعاد در کل این هفت هشت جور بعد چه در اون حالیکه می گوید انشا میکند اشاره می کند می نویسد امضا میکند کفش رو کفش میذارد چه در اون حال اراده دارد که در همون حال من اراده می کنم که بهش می گن انشا که مساوات دارد نص با اراده نخیر این لفظ میگه من اینکار قبلاً کردم دیشب اینکار کردیم حالا داریم میگیم این عروس و دوماد دیشب عروس و دوماد شدن کسی نمی دونسته حالا داره میگه حالا عرض می شود که برای مرتبه دوم کفش میذاره این اصلاً کفش نداشته عروس و داماد زبون همدیگه رو می فهمن و اینکار رو بعنوان ازدواج نه بعنوان دوست بعنوان رفیق بعنوان عرض می شود که این کارو انجام دادن و حالا لفظ میشه غیر لفظ البته ما اصرار نداریم که لفظ نباشه (22:17) انشا باشد اخبار باشد وانگهی سوال میکند از برادران آیا لفظ بهتر اماره و دلیل است بر تحقق معنا یا عمل یا نوشتن عمل که بهتر عمل میکند احیاناً خود نوشتن خود امضا کردن این که احیاناً بهتر (22:51) میکند پس چرا شما انحصار دارید به الفاظ بله در مواردی ما طبق دلیل میگیم باید لفظ بشه مثلاً در باب عرض می شود که طلاق که (23:02) عمل فایده نداره نوشتن فایده نداره امضا فایده نداره هر کاری بکنیم فایده نداره این باید لفظ باشه چرا ما چه میدونم ما غلام دلیلیم (23:14) ولی در عهد نداریم در یمین دلیل داریم در عهد نداریم آهت الله این من میگم خدایا من با تو معاهد کردم خدا نمیدونه در قلب تو معاهده خدا نمیدونه ولی در نذر باید باشه در یمینم باید باشه اما در باب عهد ما دلیل ندیدیم بر لفظ کارباشه اصلاً خدا احتیاجی به لفظ ندارد که ماها هستیم نسبت به یکدیگر احتیاج به لفظ داریم و در ولذ در باب عقود و در باب ایقاعات ما الفاظ نمی گیم و چرا الفاظ می گیم دو بعد داره یکی اجتهاداًیا تقلیداً که باید لفظ باشه اونو قبول نداریم دو چون الفاظ آسونتره ما که لال نیستیم که بجای اینکه حرف بزنیم خب شما (24:02) در باب طهارت بحث کردیم آقایون ملاحظه خواهند فرمود (24:24) ما دلیل بر این مطلب زیاد داریم چون آب بهتر تطهیر میکند بیشتر در دسترس تمیزتره بسم الله با آب سوا اینکه الکلی در کار نبوده یا مسائل دیگر در کار نبوده اما اگر فرض کنیم که شما یک مقدار خون می جهد ای خونو با الکل تمیز کردید الکلم فعالیت از آب بیشتره میکروب قشنگتر می بره (25:16) پاک نشه چرا نجس بمونه آیا چون قبلاً (25:21) خب باشه حالا (25:22) اونی که نجس است نجاست است نجاست وجود ندارد (25:27) آیا چون این مکان بوده وقتی که برداشتیم مکان به تعبیر غیر فقهی متنجس است پس باید آب ریخت میگیم نخیر مکان چرا نجس گرفته نخیر ما اینو با الکل تمیز کردیم پاک کردیم خوب براق تمیز چرا این محکوم به نجاست باشه این مثالی بود که در باب عرض می شود که طهارت نجس عرض کردم حالا در اینجا در اینجا لا دلیل (25:54) قبل لفظ ندارد قبل انشا می کند لفظم انشا ندارد بلکه لفظ حاکی از انشا است به یکی از مراحل حکایت و شما بپرسین از کل فقها چه دلیل دارن برای این که در باب نکاح میگن (26:24) در باب بیع که واضحتر است در باب بیع بحث خواهیم کرد ان شا الله در باب بیع که بیع دو قسمت کنن بیع به صیغه بیع به معاتات صیغه رو میگن اون صیغه خاصه که اگر شما هر چند لفظ بگید اما صیغه بعتو نباشد این معاتاته یکیش سه بعدیه یا به لفظ صیغه خاصه س یا به الفاظ غیر صیغه خاصه یا بدون الفاظه آیا بیعی که در خارج وجود دارد ناعاً الفاظ دارد (24:02) بین خود متشرع بین خود مجتهدین یه کسی خواست (27:07) آقا این نون رو از شما خریدن یک تومان مسخره ست حتی بین متشرعین کسانی که فقط فتوا دارن و مقلدن بین اونها مسخره ست اگر ما این تقلیدها رو و این فتواها رو اشتباه بذاریم کنار هیچی نمی موند مگر اینکه اون عمل فروش است این عمل عقدو نکاح است این عمل چنین است چنان است و این فقط وقتی ما تحلیل می کنیم محتاجیم به انشا چیه محتاج به انشا اراده ست حالا انشا رو اینقد گردنش کلفت کردن که مردم گمراه کنن با انشا اقا شما انشا بلد نیستی من (27:47) مثل نیت ها نظرم هست درعرض می شود که مکه مکرمه بعضی می گفتن آقا ما رفتیم به عرض می شود که تنعیم و اونجا می خواستیم مُحرم بشیم به ما یاد ندادن نیت رو ما بی نیت مُحرم شدیم بهش گفتم ترحیم برای چیه گفت برای احرام گفتم احرامه نیته شما الان با من صحبت میکنید بی نیت صحبت میکنید نیت نمیشه عقدم بدون انشا نمیشه اگه میخوای انشا نکنید باید هر چی زور بزنی میتونی انشا نکنی من که اینو در اراده خود فروختم اینکه اخبار که نیستش که بله لفظ که میگم اخباره ولی خود عمل فروختن که ایجاد میکنید در لفظتون نقل و انتقال این سند و مسند رو اصلاً نمیتونید به غیر این شاء کما در باب اخبار بدون اخبار نمی تونی میتونی شما خبر بدی بدون انشا میتونی انشا کنی بدون خبر انشا با خبر این مربوط است به اصل اراده انسان بنابراین اینکه وضع را و قاعده رو قرار دادن فقها که باید عقود ایقاد لفظ داشته باشه الا مُخَرَج میگیم به عکسه نباید لفظ فقط باید که مضحر داشته باشد مضحر داشته باشد چه مضحر لفظی مضحر کتبی عرض می شود مضحر حضوریه صحبت کردن یا مضحر تلفنی مضحر تلگرافی (29:12) منحصراً لفظ که این لفظ تکرار کنید دوتا سه تا چهارده تا که چهارده تا به نام مقدس معصوم (ع) چهارده تا اینو باید پس شما 124 هزار پیغمبر بگیرید و 124 هزار مرتبه عرض می شود که این عقد رو انشا کنید این یک بحثی ست که ما لازم بود داشته باشیم ، چون امروز کسلم مقداری گرچه از صحبت من کسالت خیلی شاید پیدا نبود مثل اینکه یه رب ساعتی که مونده از آقایون عذر میخوام برای فردا ان شالله تتمه بحث را .

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. والسلام علیکم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

مراتب هشتگانه توحید چهار مرتبه ش در اهلیت در جهات مختلف پیداس اهلیت که با واحدیت فرق دارد فرق اصیلش این است که واحد در باب اعداد است واحد اثنا ثلاته و چه ولیکن احد اثنا گفته نمیشه (31:04) در صورتیکه احد نسبت به (31:07) استعمال بشود این لاو عدد است اگرم فرمودن لاو واحدواً لاو عدد یعنی احداً اگرم احداً در جایی استعمال شود که ترکب هست اما احدیت حقه حق سبحانهو و تعالی ز تمام مظاهر و ابعاد دور است ذات حق احدیس از نظر خودش توکب و ابعاد هندسی و فیزیکو زمانیو مکانیو چه ندارد و همچنین احد است نسبت به غیر خودش که احدی غیر از او وجود ندارد این دو علیک سلام

و همچنین احد است نسبت به صفات ذاتش که حیات و علم و قدرت نه به معنای مصدری بلکه به معنای حقیقت الحیات بصورت مطلقهً و حقیقت العلم بصورت مطلقه و حقیقت القدره بصورت مطلقه این سه با هم از نظر لفظ سه اند اما از نظر حقیقت احدیت دارن این سه چهارم این سه صفت ذات عین ذاتاً یا ذات احدیت دارد پس در این چهار .