بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
همونطوری که شهادت در تلقیش و در القائش شرایط شرعیه دارد، خود اقرار هم در باب القاء نه تلقی، در باب القاء شرایط شرعیه دارد. همونطوری که هر شهادتی قابل قبول نیست در القائش و همچنین در تلقیش قابل قبول نیست، اقرار هم در القائش همیشه قابل قبول نیست مثل اقرار بر گناه در جایی که امر نداریم و تدبیر نداریم، اقرار بر زنا، اقرار بر لواط، اقرار بر چه، غیر از اقرار بر مال، اقرار بر سرقت، اقرار بر جان، اقرار بر چه. پس اینطور نیستش که هر اقراری علی انفسهم جائز باشد، اقرار العقلا {01:10}این قاعده هست و کلیت ندارد و این طور هم نیستش که عقیمُ شهادت بالله هر شهادتی، شهادتی که تلقی این شهادت و هم چنین القاء این شهادت طبق مبانی شرعیه باشد. مطلب بعد که امروز اغاز صحبت هست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بحث میکنیم، مطلب دیگری که در دو خط اخر شروع میشه در صفحه ی 56 01:58}خب اقرار علی النفس با شرایطش بسیار قویست اما شهادت علی الغیر با شرایطش صد درصد نیست فقط حکم ظاهری رو اثبات میکنه، بنابراین اگر تعارض بین اقرار و شهادت شد، بنده به حالت عادی و عقل کامل و با توجه و بدون اجبار و بدون خوف اقرار میکنم که 10 هزارتومن به اقا بدهکارم، دو شاهد عادل میاد شهادت میده که نخیر من دیدم که دادی، ایا اقرار مقدم هست یا شهادت؟ اقرار مقدمه، چون اقرار شهادت درونیست و شهادت، شهادت برونیست من بر خود بیشتر اگاهم یا بر دیگری؛ بر خودم اگاهم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مگه شاهد نصیان نمیکنه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
انسان، انسانه دیگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اخه چندتا گیر داره، عادل یا اشتباه میکنه احیانا، یا دروغ میگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب دروغ چطور دورغ نمیگن؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میدونم ولی مگه عادل دروغ نمیگه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب نمیتونن وارد بشن.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله اگه قرار هست اقرار رو پس بگیره بله ولی اگر اقرار سفت گرفته و پس نمیگیره، میگه من کاملا یادمه، فکرم یادمه، نوشتم یادمه، همه یادمه که من 10 هزارتومن به اقا بدهکارم و ندادم حالا بَیِنِه امد و شهادت داد که ایشون داده، منتها شهادت اینطوریه که من دیدم داده این میگه بنده ندادم، در اینجا سرجمع اقرار قویتر هست یا شهادت؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اون رو حرف نداریم نه میگه گرفتم نه میگه نگرفتم، من خبر ندارم نمیدونم، یادش نیست، بعضی وقت ها یادش نیست، بنده که مُقِرم من روی موازین میگم من بدهکارم ندادم، شاهدین عدلین میاد میگه که شما دادی، ایا اقرار در اینجا مقدمه یا شهادت؟ میگه نصیان؛ خب
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چراااااااااااا، دو نفر میان شهادت میدن میگن شما دادید، علیه، علیه کی؟ علیه همون مُقَرله در حقیقت در اینجا این کسی که اقرار میکنه من دادم لَه مقرله هستش اون کسی که میاد شهادت میده علیه مقرله هستش درسته؟ اینجا شهادت علیه داره میده نسبت به مقرله، مقرله هم ساکته، میگه من هیچکدوم یادم نیست، ما اینجا رو داریم بحث میکنیم، در اینجا اقرار بر شهادت مقدمه؟ میگیم نصیان، اولا نصیان منه بدهکار که دادم یا ندادم کمتر هست از نصیان اونها، چون من نسبت به جریان نفس خودمه و مخصوصا مال {05:25}حتی خیلی اتفاق می افته که این شخص نداده خیال میکنه داده، اما این ادم که فی قراره النفسه این مطلب براش بسیار روشنه اگر هم نصیانی در کار باشد، نصیان این شخص عاقل، متوجه کمتر است از نصیان شاهدین، اولا، ثانیا، این شخصی که خودش اقرار میکنه به خودش نزدیک تره یا اونها، ثالثا، این شخصی که اقرار علی النفسه میکنه که فسق درونش معنا نداره، این چون فاسق هست میگوید 10 هزارتومن بدهکارم ندادم خب این که نشد، این به عکس میشه، اما شاهدین از نظر ظاهر عادل باشند ولی واقعا عدل نباشن، پس شهادت شاهدین {06:08}صد در نیست ولی اقرار صد در صده بنابراین اقرار در ابعاد گوناگون این مقدم هست بر شهادت. {06:20}…. حداقل اصدقه، اقرار من صادق هست از شهادت اونها، چون من علیه خودم دروغ نمیگم که، من پول رو دادم بعد بگم ندادم که دوباره بدم! اینکه نیستش که و دیگران ممکنه که اشتباه کرده باشند. خب مطلب دیگری که علامه بزرگوار میفرماید که {06:58}من میگم که قبلا من اینقدر بدهکار بوده ام و ندادم این اقرار اثبات میکند این حق رو، این رو چرا شما سابق میگیری، حق حالی چرا نه؟ حق ثابت، حق حالا، بله در بعدیش اختلاف داریم، در بعدیش اینجوری میگه که بنده اقرار میکنم که پس فردا به فلان شخص باید این مقدار بدهم چون تعهد کرده ام، این اقرار به چیه اقایون؟ اقرار به حق سابق هست؟ نه، اقرار به حق فعلیست؟ نه، اقرار به حق اینده هست؟ بله، منتها حق اینده دو بعد داره: یک بعد، من دیروز قرارداد کردم که پس فردا به شما پول بدم، این حق دو بعد داره: یک بعد در عهده و یک بعد در ادای عهده د بعد عهد خب عهد سابقه ولی در در بعد ادای عهد چیه؟{07:57} . پس این سابق ایشون زمینه ندارد در اینجا نخیر، …. شما بر من حقی دارید این حق یا مالیست یا حق مالیست یا هر حقی من اقرار میکنم که حق داری و این کافیه ما نوشتیم {08:15}قبول داریم منتها … نزد کی؟ اگر بنده اشاره میکنم و این اشاره برای مقرله و برای حاکم این اشاره صریح هست خب بسم الله یا اگر من اشاره میکنم برای اونها صریحه بر من صریح نیست ممکنه بنده اشاره میکنم و در نظر من صریح نیست ولی دیگران صریح میدونن، این فایده داره؟ نه، پس اگر همونطوری که در باب صراحت اگر من لفظی میگویم در نظر من صریح نیست ولی در نظر دیگران صریحه، کافیه؟ نه، در نظر من صریحه در نظر دیگران صریح نیست، کافیه؟ نه، باید این لفظ چون ابعادی داره مقر، مقرله، المقربه. مقر و مقرله باید براشون روشن باشد که این ادم اقرار کرد که چنین پس این باید صد در صد صریح باشه بنابراین در اشاره فقط نیست بلکه در لفظ صریح هم همینطوره صراحت هم برای مُقِر باید داشته باشه و هم برای مقرله باشه، یک طرف باشه کافی نیست {09:34}دو طرف نباشه ایشون میگوید …. عند کی؟ …. هر دو این اشاره براشون …. بسم الله …. بعد سوم، مقرله حاکم شرعه، حاکم شرع از این ها خواسته که اگه مطلبی هست بگین، مقر اقرار میکند مقرله موجوده ولی حاکم شرع براش این ثابت نیست پس حاکم شرع نمیتونه حکم کنه، بله مقر به اقرار خودش مال رو مُقَرله میده، مقرله حق داره مال رو بگیره اما ایا اگر مقرله مال نتوانست بگیره یا مقر مال رو نخواست بده در اینجا چیه؟ در اینجا که حاکم{10:20}خود که چی؟ پس بره حاکم بشه، حاکم د صورتی حکم میدهد به این اقرار که صحیح باشد پس سه بعدیه: {10:30}فروعی رو در اینجا ذکر میفرمایند خیلی هم لزوم نداره این فروع برای این که کلا یا صریح هست در ابعاد ثلاثه یا صریح نیست، یا یکی یا دوتا یا سه تا، اگر صریح هست که اقراره {10:58}باید خودش علی نفسه بداند مقرله علی نفس مقر بداند، حاکم شرع مِن مقرله و علی المقر بداند، بداند که {11:10}علی انفسهم … یا … این باید ثابت بشه. خب در فروع صحبت میکنیم مثلا ولو قال نعم مثلا من به شما عرض میکنم ایا به من 1000 هزارتومن بدهکاری؟ شما میگی نَعَم، ایشون میفرمایند که {11:32}ما میگیم نخیر اینطور نیست برای اینکه چند جوره: گاه نعم به سلب میخورد گاه نعم به ایجاب میخوره، توی اختلاف هست، دعواست، چنین و چنانه، من میگم اقا 10 هزارتومن بدهکاری؟ میگه بله، بله یعنی نه، از نه هم نه تره، بعضی از وقت ها اینطوریه، پس نعم صریح که نیست، اشاره ی {12:00}هم نیست چون نعم گاه به این ور میخوره گاه به اون ور میخوره، ما میگیم {12:05بلا هم همینطوره بلا هم عین نعمه … ایا بر عهده ی شما …. بله، شاید این بله میخواد که …. نخیر …. بله …. این بله خلاصه صریح نیست واقعا که ما حرف اون طرف رو قبول داریم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب یعنی چی؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
در عرف ما اینطوری که نیست داور هر چی میخواد بگه. شما ببینید بلا چند جوره: یک بلای نعمته یک بلای بلاست واقعا
ولی در نوع محاوره معلوم میشه
نوع کافی نیست، ما در خصوص این مهم داریم بحث میکنیم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله قبول شد پس حرف علامه درست نیست پس کلا نمیشه گفت بلا اقراره، بعضی وقت ها اقراره، بعضی وقت ها اقرار نیست، بعضی وقت ها گیر داره و وقتی گیر داره دیگه اقرار نیست، پس کلا نمیشه گفت به خلاف نعم، ما میگیم نعم هم همینطوره. بنده عرض میکنم {13:14}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عبارت این نیست {13:33}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ببینید {13: به خلاف نعم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اون هم احتمال غیر داره دیگه {13:52} مثلا فرض کنید موارد همینطوری که ایشون اشاره کرد فرق میکنه، ایا جنابعالی 100 میلیون بدهکار به من نیستی؟ بله، این بله مسخره هست واقعا
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
احسنت، پس کلا نمیشه علامه بفرماید که این کلا اقراره چون ما در کلی داریم بحث میکنیم. ایشون میگوید به خلاف نعم ما میگیم نخیر، نعم هم همینطوره چرا؟ برای اینکه من 10 میلیون از تو طلب کارم؛ نعم، خب نعم گاه به سلب میزنه گاه به ایجاب، نعم یعنی نخیر مثل اول، نعم یعنی بله. مطلب دوم، {14:30}این نعم میگوید به سلب تو ایجاب میکنی این سلب میگه …. پس دو جوره مگر دلیل داشته باشه ….. چرا؟ …. مثلا فرض کنید که صحبت سر این هست که شما بدهکارید به من یا نه، شما میگید اَنا مقرن نمیگید که انا {15:05انا مقرن، این انا مقرن علامه میفرماید که اقرار نیست خب دلیلش چی میتونه باشه؟ برای اینکه ممکن هست که این انا مقرن یعنی بعدا من اقرار خواهم کرد، حالا که نه، چون انا مقرن زمان که نداره، انا مقرن؛ من از اقرار کنندگان هستم، کِی؟ قبلا بوده، حالاست، بعدنه، خب اگر بعدن باشه خب بنده بعدا اقرار نکردم چی شد؟ پس اقرار حاصل نشد، وعده دادم اقرار کنم ولی اقرار حاصل نشد پس اقرار نیست، اقرار باید بالفعل باشه من الان اقرار میکنم چنین در حالت عادی اما در اینجا انا مقرن، من از اقرار کنندگان هستم، کِی؟ خب یکسال بعد، یک ماه بعد، ولی بعدا اقرار نمیکنم پس اقرار من نکردم. {15:59}مگر اینکه تصریح کند بگه انا مقرن حالیه مثلا، …. خالصه، اقراره خالصه ببینید قاطی نداره ….. اینجا خیلی حرف داریم، دعواست؛ اقا من یک 100 میلیون طلب دارم … بالاخره به یک جایی میرسه، من میگم اقا شما میگی طلب دارم اگر فلان اقا که رفیق منه حرفش رو قبول دارم اگر این شهادت بده، شهادت به این معنا اگه بده و بگوید که شما بدهکاری قبول دارم، اگر نگوید بدهکاری قبول ندارم علامه میفرماید که اگر گفت اگر فلانی شهادت داد که شهادت، شهادت شرعی نیست اقراره، این اقرار علیه رو قبول کردم، وقتی من علیه خودم اقرار میکنم یک مرتبه اقرار شما رو هم علیه خودم قبول دارم اگر اقرار شما رو علیه خودم قبول دارم اقرار هست یا نه؟ خب بله دیگه، چه من خودم بگم 100 تومن به شما بدهکارم، چه اینکه هر چه اقا گفت من قبول دارم، اگه اقا گفت 100 تومن بدهکاری من قبول دارم واین اقرار ثانویست به اقرار من، اقرار {17:20}علامه میفرماید که اگر چنانچه بیاد بگوید که فلانی بیاد شهادت داد که من بدهکارم من شهادت او را قبول میکنم، ایشون میفرماید که اگرشهادت داد که معلومه، بله اومد جلو {17:38}بله ایشون 100 تومن بدهکاره اقرار میکنه و حتی لو لم یشهد، اگر هم شهادت نداد باز قبوله، از علامه سوال میکنیم چرا؟ میگیم برای اینکه این لو شَهِدَ معنیش این هست که من بدهکارم منتها یک نفر دیگه این مطلب رو بگه اون مطلب روشن تره و این دعوا ختم میشه، ما هر دوش رو قبول نداریم چرا؟ برای اینکه اگر طرف شهادت داد لو یشهد فلان عَمَلهُ طرف شهادت داد، ایا این دلیلی هست که من قبول دارم؟ نخیر، من اطمینانم به این اقا جوریست که میدونه وضع منو، اطمینانم به این اقا جوریست که اگر بگوید این قدر بدهکار قبول دارم {18:18}بله، اطمینانی که به طرف داریم مگه این اطمینان صد در صد ….. موافقه؟ خیلی ها هستن که انسان بهش اطمینان داره ولی توی زرد از اب در میاد، حالا من میگم اگر فلانی گواهی داد که این خانه مال شماست من قبول دارم، این اقرار صد در صد بر اقرار هست؟ نه، چون من اونقدر مطمئنم که این خانه مال شما نیست که حتی دیگری هم بگوید که این خانه مال شماست باز قبول میکنم ولی مطمئنم {18:51}روی اطمینان صد در صدی دارم که خانه مال من هست و مال شما نیست میگم این الان اقرار کنه قبول دارم در عرف معاملات اینجوریه در عرف برخوردهای مالی اینطوریه، پس حتی اگر شهادت بدهد و بگوید که این خانه مال فلانی هست این اقرار نخواهد بود چون روی اعتماد به این شخص علیه من حرف نخواهد گفت من منکرم، چون اگر منکر نباشم که اقرار میکنم، ببینید من که میگم این خانه اقرار نمیکنم مال شماست مال منه، یعنی چه؟ یعنی انکار، در حالت انکار اون طرف اصرار میکند، اصرار میکند بالا و پائین که میگم بابا اگه ایت الله فلان گفت خانه مال شماست پس مال شماست در {19:38}اقایون، … من منکرم منتها روی این کار من ملجا که نفر سومی در کار بیارم به اعتماد اینکه نفر سوم هم به نفع من کار خواهد کرد همون انکاری که من دارم اون هم انکار خواهد کرد، ولی این بر خلاف نظر من باید بگی خانه مال فلانیه این خودش اینقدر، لو شَهِدُ ایشون میگوید لم یَشهَد ما در هر دوش اصرار داریم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میگه برای اینکه این رو در حالتی میگوید که صد در صد میداند خانه مال اونه منظور ایشون، میگه اگر فلانی گفت در هر صورت پس خانه مال اونه، ما میگیم نه، اصلا این زمینه ها خیلی زیاد اتفاق می افته که ملجا میشود چون فلانی گفت پس قبول دارم تازه اگه فلانی گفت میگه قبول نکنه چرا؟ برای اینکه اطمینان دارد فلانی چنینه مثلا، پس ما هر دو بعد فرمایش علامه رو قبول نداریم {20:35} چرا …. ؟ مگه عبد ادم نیست مگه فکر نداره، اقرار کنه چطور میشه؟ اقا این عبد رفته چلوکباب خورده پولش رو هم نداده بعد میگه بنده 200 تومن {20:53}بدهکارم؛ نه فایده نداره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میگن مالک، حالا مالک نیست ولی حالا بدهکاره چی؟ مالک این هم که حرف راست بزنه این ادم بدهکاره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چرا؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مگه {21:10}نباید بده، باید بدم، من خودم مال دارم، من یک عبدی هستم که مال دارم و رفتم چلوکباب مردم رو خوردم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
این مطلب رو قبول نداریم اینقدر به{21:22}ظلم شده هست که …. میگه وقتی که ازادش کرد اقرار کرد قبول میکنیم اما حالا قبول نمیکنیم، حالا نه عبد نه مولا، اقا ایشون رفته یک ماه چلو کباب خورده، این عبد گرسنه هم بوده مولا هم بهش نداده فرض میکنیم حالا هرچی، رفته چلوکباب رو خورده حالا اقرار میکنه فایده نداره چون این عبد هنوز ازاد نیست، 20 سال خونه ادم بوده ازاد نشد {21:48}این … عرض میشود که خود عبد بدهد …. بعد، …. {22:00}غلطه، …. من اگه اقرار میکنم که این مال، ماله فلانیه باید فلانی اهل … داشته باشد …. اقرار کردم این خانه مال زید بن حارث هست چون … ایشون نخواهد بود …. اگه به نفع عبد اقرار کرد، من نمیگم این عبد این 100 هزارتومن رو از من طلب داره، میگیم به نفع مولا، به مولا بده، یعنی چه؟ این عبد طلب داره این عبد برای من کار کرده پدرش دراومده یک سال زحمت کشیده اینقدر طلبکاره، چطور طلب این عبد مال مولا؟ این که میگن {22:47}دروغه اصلا این حرفها نیستش که ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ ایا این عبدی که رفته حمالی کرده رمالی کرده چه کرده، سعی رو مولا کرده یا ایشون؟ و در وضع {23:00}بهم نزده هاااا به جای اینکه این عبد بره بخوابه رفته کار کرده، یک مرتبه اون وقتی که باید برای مولا کار کند این وقت مسئله دیگری شد این عبد هم ….. شد، بنده یا اگر شما اجاره کردی که برم مکه قبول هم نکردم، بنده امسال به جای دیگری نمیتونم برم چرا؟ برای این که این وقت مورد اجاره هست اگر در عبد هم این بود اون مقداری که عبد شرعا باید برای مولا کار کند در اون زمان، اون زمان را کار برای مصرف دیگری کرده چیکار میکنیم؟ میگیم هر چی از دیگری گرفت به مقداری ارزش این وقت برای مولاست باید به مولا داده بشه اگه {23:35}بقیه اش مال عبد خواهد بود. …. من اقرار میکنم یک چیزی بدهکارم تفسیر نمیکنم من به این اقا یک چیزی بدهکارم خب این چی شد؟ قطعا شما بدهکاری، حالا که قطعا طبق اقرار بدهکاری خب بگی چقدر، اگه نگی چقدر {24:12حبس کردین، خودتون به اقرار خودتون، خودتون رو بدهکار کردید
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
{24:20}مجبوره، چرا؟ برای اینکه وقتی که این ادم گفت من به شما بدهکارم و نگفت چقدر پس بدهکاره، خب حالا این بدهی رو میخوای بدی یا نه؟ اگه نمیخوای بدی پس چرا اقرار کردی، اگه میخوای بدی معین کنی این بدهی چقدره، {24:38}یعنی این رو باید نگهش دارن تا بگه که چقدره …. اگه بگه من 1000 بدهکارم که معلوم نیست چقدره؟ 1000 درهمه؟ 1000 دیناره؟ ولیکن اگه خودش گفت اگه درهمه خب درهم رو قبول میکنیم {25:00}چون درهم بعد از اَلْف امده هست پس ما الف رو می پذیریم، درهم رو نمیپذیریم …. اینطور نیست …. البته، چون دراهم مختلفه، دراهم منشوشه، دراهم غیرمنشوشنه اینها فرق داره با هم …. درهم خاص …. خب یک مرتبه علامه از زمان خودشون دارن صحبت میکنن، یک مرتبه از کل زمان ها چون فکر ما مال کل زمانهاست، اگه یک نفر بیاد بگوید که کذا درهما من بدهکارم میگه 20 دینار، 20 درهم خب چرا؟ کذا مگه یکی کذا نیست؟ خب کذا یکی هم میگیره دیگه ، اقا تبصیر هم نمیخوای بکنی، اجبارم نمیکنی چون میگه من میدونم چقدر بدهکارم، این یک درهمه ولی به جائی که بگم یک درهم میگم کذا درهمه خب چرا شما میگی {25:27} از کجای کتاب در اومد؟ کذا فقط اونی که میشود …. باشد در این بدهی من و اقرار من یک درهم کافیه …. کافیه، پس چرا علامه بزرگوار می فرماید که …. ما میگیم …. چه در زمان ایشون چه در زمان بعد {26:29}باز چرا؟ کذا دراهم …. خب چرا؟ کذا دراهم …. ایا …. دراهمه اقایون یا درهمه؟ نه در درهمه دیگه پس چرا ایشون لغت رو یادشون رفت کذا دراهم از سه تا ده و هرچه {26:55}اینهاست رو میگیره اما … رو که نمیگیره. {27:04}البته معلومه استثناء، اگر متصل باشد من بدهکارم به شما 100 الی 2 تاخب … متصله، یک مرتبه میگیم من به شما بدهکارم 100 دینار بعدا در خودِ کلام خودم بگم که 5 دینار بدهکارم نیستم هر دو رو قبول میکنیم در صورتی که این منفصل هم در ضمن کلام باشه نه اینکه بنده امشب بگم 100 دینار بدهکارم بعدا بخوابم بگم الا 5 دینار اینجوری نمیشه، کلام باید کلام متصل باشه چه استثنا، استثنای متصل باشد، چه باشد منفصل و چه منقطع {27:45}این حرف رو ایشون میزنن بعد …. عرض میشود که بله میرسیم به اواخر …. ما در حرف اول حرفی نداریم در حرف دوم حرف داریم، من میگم که این فرش مال زیده بلکه مال امره، حرف اول قبول هست یا دوم؟
دوم
چرا؟
اقراره دیگه
خب اقرار باشه! اینجا نه استثنای متصله نه منفصل
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه نشد ببینید در حال عادل اقرار کرده
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
احسنت. بدون اجبار و در خواب هم نبوده و در حالت عادی بوده. اقا این فرش مال اقا تقی
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اقرار قابل قبول نیست، قبول نمیکنیم که اشتباه کردی. اگر کسی اومد اقرار کرد بعد فردا اومد گفت من اشتباه کردم قبول میکنی؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اولا عاقل بوده یا نه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اصلا طلبکار ها نشستن هیچی هم نمیگن، حالا اگر گفتش که این فرش مال زید هست، نخیر مال زید نیست مال امره، حالا ما *بله* رو قبول کنیم یا *نخیر* رو قبول کنیم؟!، چند تا اقراره اینجا به نظر شما؟ یک دونه هست {29:29}اگه دو تا باشه که هم فرش مال زیده هم مال امره که و اینطوری نمیشه که اقا این فرش یا مال زید هست یا مال امر هست نمیشه هم مال زید باشه و هم مال امر
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
یکیه {29:40}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
احسنت پس یک اقرار، وقتی که یک اقراره ایشون باید که یکدونه باید بده یا دو تا؟
یکی
ایشون میگوید که اقرار اول قبول هست فرش مال اونه و به قیمتش هم دوباره باید بده {29:55}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
شاید دومی اشتباه کرده؟ ببینید این ادمی که با شرایط اقرار: عاقله، متوجه، بیداره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اشتباه کرده چرا باید قبول کنیم؟ اخه اقرار کرده، اقا چی نقض میکنه اقرار رو به نظر شما؟ شهادت نمیتونه نقض کنه چه برسه به کار خودش، وقتی خودش در مقام بیان هست، عقل هست، اجبار نیست دیگه با این فرش با شرایطش مال اقاست، حالا میگه نخیر مال این اقا نیست مال این اقاست چرا این مسئله رو قبول کنیم؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه دومی انکاره اقراره اخه، اولی اقراره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چرا معنا نشه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اشتباه کردن ثابت نیس اخه ببینید، اونی که اول گفت با شرایطی که اقرار دارد این شخص اقرار کرده، خب اگر نمیگفت بَل به این عمل میکرد یا نه؟ میکردیم دیگه اشکال داشت؟ میتونستیم بگیم شاید نصیان کرده باشه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حالا میرسیم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حال این بَل که میگه بل میخواد اقرار رو از بین ببره، به چه دلیل اقرار رو از بین ببره؟ چرا؟ چرا از بین بره؟ {31:17}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اقاجان اگه گفت من 10 هزارتومن بدهکارم، فردا اومد گفت من بدهکار نیستم چیکار میکنیم؟ اشتباه کرده که اشتباه کرده فرق میکنه، چه بل رو حالا بگه چه بعد بگه ببینید یک مرتبه میگه {31:28}نخیر، …. بنده به اقا 10 هزارتومن بدهکارم نخیر بدهکار نیستم نخیر رو قبول میکنیم ما؟ این انکار اقراره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
پس من اقرار که کردم قاعده این هست که اقرار قابل قبول هست میگه که انکار چه متصل باشد، اونکه استثنای متصل و منفصل چیز دیگه ای بود این انکار چه متصل باشد و چه منفصل این قابل قبول نیست، علامه چه میفرمایند؟ میفرماید که اولی رو قبول میکنیم، اقرار کرده {32:10}اولی که فرش رو بهش دادیم به عنوان قیمت فرش بهش دادیم میگیم اقا دو تا اقرار که نکردیم این یک اقرار کرده، یک اقرار فقط اولی قبوله، دومی قبول نیست، این با فرمایش علامه هیچ {32:25}ندارد …. برای اولیه، چون اقرار اولی رو با این کار نمی تونیم رد کنیم و این درسته ولیکن … رو قبول نداریم، دلیل شون چیه؟ … دلیل شون …. دو تا اقرار که نیست، اگه دو تا اقرار بود و دو اقرار متهافت بود بله، ولی اینجا دو اقرار نیست یک اقراره، سوال میکنیم که ایا بالاخره این فرش مال دوتائی شونه یا مال یکی شونه؟ مال یکیشونه، منتها اول گفتم مال اونه بعد میگم مال اینه، پس یک اقراره، وقتی یک اقراره پس چرا دوبله شد قضیه؟ اقا من اقرار میکنم 100 هزارتومن بدهکارم شما 200 هزارتومن گردن من میزاری! یکیش فرشه یکیش هم قیمت روی چه حسابیه؟ {33:21}این …. از اقرار اوله، این اقرار الثانی نیست، اگر هم اقرار بر ثانی باشد من دو اقرار میکنم میگم که این فرش مال فلانیست {33:40}هم نمیگم این فرش مال فلانیست کلا، بعد میگم که این فرش مال دیگریست، هر دو اقراره دیگه کدوم قبوله؟ اولی، میدونم نصیان کرده اولی دیگه خب دومی نصیان کرده، اگه نصیان هست؟ هم در اولی میاد هم در دومی، ثانیا باید نصیان اثبات بشه اگر ثابت شد نزد حاکم شرع که ایشون خواب بوده این حرف رو زده یا در حال نصیان و در حالت غیر عادی بوده این مطلبیست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
وقتی اقرار نیست چیو قبول کنیم ما؟ حرف علامه رو اینجا اصلا قبول نداریم. خب بعدش ایشون میگن که {34:15}میگیم باز فرق داره، مثلا فرض کنین توی راه مشهد که ادم میره یک زنبیل های چوبی انجیره که میفروشن، اینجا اختلاف شد، ایا این انجیرها مال این اقاست که میگه خریدم من پول دادم؟ یا مال این اقا نیست؟ اگه ثابت شد انجیرها مال اقاست ظرفش هم مال اقاست یا نه؟ خب بله، این ظرف قیمت مستقله نداره پس کلا نفرمائید چون جاها فرق میکنه، اگر اقرار کرد که این انجیرها مال اقاست این انجیرها در یک ظرفیست که این ظرف مال خود این انجیر هست با خود این انجیر فروختیم یک مرتبه نه، فرض کنید توی کاسه ی منبت نمیدونم قدیمی فلان که ده برابر ظرف معدود .قیمت داره و این بره مثلا یک کیلو عسل بفروشه، یک کیلو عسل که 500 تومنه توی ظرفی که 5 هزارتومنه حالا اینجا بگیم که اگر اقرار کرد که این عسل ها مال اقاست ظرفش هم مال اقاست؛ نه دیگه فرق داره. سه حالت داره: یک حالت بَیِن هست که ظرف جزو {35:18}دو، حالتی که نمیدانیم اینکه اقرار کرد …. ظرف هم باشه یا نه. سوم، میدانیم نیست، در اینجا که میدانیم هست یا میدانیم نیست که مطلبی نیست، ولی اونجائی که شک داریم چی؟ اونجائی که شک داریم اونی که مورد اقرار هست چیه اقایون؟ عسل، ایا ظرف هم مورد اقراره؟ شک داریم، وقتی که شک داریم پس در اینجا اقرار فایده نیست. پس شما در این سه بعد چرا علامه بزرگوار فرمود که کلا لَم یَدخُل چرا لَم یَدخُل؟ بعضی وقت ها یَدخُل بعضی وقت ها شکه، در اونجائی که یَدخُل، که لَم یَدخُل در اونجا که شکه …. در اونجا که یقین داریم {36:09}خب بعد میرسیم سراغ مسائل که برای فردا انشالله.
.
.
.
وسلام علیکم