جلسه صد و نود و ششم درس خارج فقه

تیمم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ الطَّاهِرینَ

(أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) [مائده: آیه ۶]

ما که حساب نکرده بودیم اما آنچه را بعداً حساب کردیم یک وفق عددی عجیب بین کلمات آیه طهارات ثلاث و صفحات تفسیر الفرقان درآمد.

من اینجا نوشتم که صد و نه صفحه در تفسیر الفرقان راجع به آیه طهارت ثلاث بحث کردیم. چهل و هفت صفحه مربوط به وضوست، یازده صفحه مربوط به غسل است، سی و یک صفحه مربوط به تیمم است، می شود صد و نه صفحه.

در بین راه هم که می آمدم، کلمات مفردات این آیه رو شمردم صد و چند کلمه است. ممکن است کسانی به فکرشون برسد که این تفصیل برای چه؟ عرض می کنم ما به اندازه فکر و استعداد، (قطع صدا) این مختصر است، تفصیل نیست.

و تلک اذاً قسمةٌ ریزه (قطع صدا)

چهل برابر شرایع شرح است. اما راجع به قرآن شریف که تقریباً سی برابر تفسیر نوشته شده در سی جلد، این زیادی ست. یا اگر برادران دور و یا احیاناً نزدیک که تازگی با هم آشنا شده ایم در مائده قرآن، می فرمایند پس روایات کو؟

خب ما آیات رو در اصل بحث می کنیم و روایات رو در فرع. اما در سایر دروس برادران بزرگوار فقیه و اصولی و فی رسول و عارف و منطقی و ادیب بروید، اونجا اگر بحثای حدیثی احیاناً می شود بحثای قرآنی نمی شود، ظاهراً کسی سوال نمی کند پس آیه کو؟ مثل اینکه ما اصالت الحدیثیم. ما می خواهیم اصالت القرآن شویم.

چنانچه خداوند در قرآن فرموده و در حدیث ثقلین، این مطلب ثابته.

حالا از طهارات ثلاث، تیمم مانده و تتمه آیه رو از برادران تقاضا می کنم که به این چند صفحه ای که حدود سی و یک صفحه راجع به تیمم در الفرقان آمده است، مراجعه بفرمایید و نوعاً این کتاب رو دارید.

احیاناً سوال هم میشه که خب مطالبی که در تفسیر آمده، شما چرا مجدد بحث می کنید؟ البته بعضی از سوالات قبّنه و حالا بعضی سوالات چیز دیگره.

ما عرض می کنیم اگر آنچه در کتاب آمده نباید بحث کرد، دیگه حوزه رو تعطیل می کنیم. چون درس های خارج بر مبنای رسائل است و جوارح است و حدائق است و و و و و خب هست.

اصولش هست مفصل تر از اونکه آقایون می فرمایند، فقهش همچنین، فسلفه اش همچنین، عرفانش، منطقش، ادبیاتش و و و و در علوم که در حوزه های ما رائج است، خب هست پس بحث نکنیم. این بحث برای بهم دوختنه.

مثل اینکه شما یک پارچه ای بخرید بگید دیگه خیاط می خوام چیکار، همین پارچه است اونطور میشه. باید اینو خیاطی کنیم. اینو باید بهم بدوزه به طوری که یک قبا، لباده حسابی برای شما بشه.

إلّا اینکه یه مطلب هست. ما در راه اجتهاد و کوشش کردن در به دست آوردن مرادات احکامیه فرعیه حضرت حق سبحانه و تعالی راه برامون ساده تره، آسون تره، هم آسان تر است، هم ساده تر است و هم نزدیک تر است.

زیرا اگر ما بر محور فقه القرآن و آیات فقهی قرآن بحث کنیم، هر چه هم دقت کنیم، نتیجه اصلی و محکی می گیریم.

اما در روایات هی بحث کنیم، هی بحث کنیم، هی بحث کنیم، آخر سندش چجوره، آخر خلاف شهرته، آخر معارض دارد، آخر دلالت ندارد؟ تتمیع دلالت به فرمایش فقهاست، بالاخره شکه. و التائب علی غیر بصیرت لا تزیدهو سرعت السیر الّا بُعداً عن الطریق (05:35)

یه موقع یه تاکسی می خواستم سوار شم تهران، به اندازه شاید صد قدم بود من نمی دونستم. این تاکسیه مفت خود دانست ما رو سوار کرد و دور گردوند برد اونجا، بعد فهمیدم که خب اون راه نزدیکه، گفتم چرا راه رو دور کردی؟ خندید.

حالا ما چرا برای آشنایی به مرادات حق سبحانه و تعالی راه رو دور کنیم؟ آنقدر مقدمات، یک قسمتش به درد نمی خورد اصلاً و یک قسمتش مزاحم است به قول مرحوم ملاصدراالدین شیرازی رضوان الله علیه در جلد هفتم تفسیرش که جلد واقعه و رحمان و این هاست، گفتم فردا براتون می خونم مقداریش رو، که اینا نوعاً در آخر عمر اعتزال می کنند از حق سبحان الله که چقدر ما وقتمونو گذروندیم.

وقت هایی رو گذروندیم، گذروندیم، بعد شروع کردن ایشون تفسیر نوشتن، ولی خوب با کمال ادب باید عرض کنم تفسیری که ملاصدرا نوشتن همون اسفار است که به صورت آیات در اومده، هر چه هم خواستند زحمت بکشند که خود رو خالی کنند از اون اصطلاحات فلسفی، علی شیئی هستند، فهمیدم هیچی ندارم تازه باید چیز پیدا کنم. مع هذا این جریان اتوماتیکی ست.

خب تتمه آیه که مربوط به تیممه (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶].

خب سوالاتی در اینجاست که ما عرض می کنیم سوالات رو و در تفسیرم ملاحظه خواهید فرمود ولی خب یک مطلب تبلوری دیگری هم هست.

خب

(صحبت حضار) این آیه شامل همه میشه یا فقط شیعیان است؟

همه مسلمین (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)

(صحبت حضار)

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)

(صحبت حضار)

خب دیگه عمل نمی کنیم دیگه.

(صحبت حضار)

شامل شیعه و سنی همه هست منتها سنی ها حفظ می کنن قرآن رو، ما حفظ نمی کنیم.

خب ببینید سوالاتی در این زمینه مثلاً می شود یا شده است یا می شود که بشود. یک، در این آیه طهارات ثلاث از اول حدث ذکر نشده.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ) [مائده: آیه ۶] نگفتش که (قُمْتُمْ) از چی؟

(صحبت حضار)

و نفرمود که این باید محدث باشد به حدث اصغر، اینو کسی سوال کنه.

بعد فرمود (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] خب اون هم به طریق عام است. اون وقت سوال دوم اینه، اونوقت چرا بعداً دو تا دو تا با هم خلط شد و با هم ارتباطی ظاهراً ندارن.

دو تای اول (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] این دو تای اول، مرض که حدث نیست، سفرم حدث نیست، بلکه مانع است از استعمال آب احیاناً، چه استعمال وضویی و چه استعمال غسلی.

سوال دوم اینه (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] بعد، باز أو خیر ابقصٍ به او عینی و اشکر و اقرابٌ بها عیباً لمیذ اینجا تقسیمه دیگه. (09:03)

تقسیم می کند مواردی رو که (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] به همه می خوره. (إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى) (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً)، (أَوْ عَلَى سَفَرٍ) (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً)، (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً)، (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶].

خب این (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] که می خواد تیمم رو بیاره، که طهور دوم است بدل از وضو در جایش و بدل از غسل از جایش، چرا؟

(صحبت حضار) مقصود از صعید چیه؟

بحث می کنیم چشم بحث می کنیم.

این چرا بعد از این چهار تا اومده که دو تای اول با دو تای دوم، رابطه ای ظاهراً ندارد؟ چون دوتای اول (إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] نه مرض حدث است، نه سفر حدثه، این یک.

دوم، مگه هر مرضی موجب عدم جواز استعمال مائه؟ نه. کسی پایش درد می کنه خب وضو می گیره. یا مگر هر سفری موجب عدم وجدان مائه؟ این اولاً.

ثُمَّ اون مرضی هم که موجب می شود انسان نتواند وضو بگیرد و اون سفری که موجب می شود انسان دسترسی به آب نداشته باشد که بر حسب روایات حرمت سهمٍ أو سهمٍ از این حرفا، این چه ربطی به جمله دوم دارد که (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶]؟

جواب، ببینید اگر (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) قبلاً ذکر شده بود، خب جواب این سوال سطحاً بود که خدواند حدثین رو ذکر فرموده.

اما جریان زمینه وضو مفهوم نبود. تیمم مفهوم نبود. که تیمم در چه زمینه است؟ آیا تیمم در زمینه ایست که آب پیدا نکنید یا اگرم آب پیدا کنید مریض باشید؟ آب پیدا کنید مال مردم باشد، آب پیدا کنید و یک کسی تشنه است و او مقدم است، خب اینا رو نمیفهمیدیم.

اما در تأخیر اون دو جمله بعدی مطلب رو می فهمیم.

وانگهی ببینید عذر از استعمال آب دو جور است که هر دو جوری دو جوره. دو جور اول، یک جورش داخلی ست و یک جورش خارجی ست.

(إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى) [مائده: آیه ۶] داخلی ست. مرض یک امر داخلی ست که مانع از استعمال آب می شود یا وضوعاً یا غسلاً که (فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] این مرض.

عرض می شود که (أو کُنتم علی سفر) بودن در سفر این یک عذر خارجی نوعاً ایجاد می کرده است سابقاً حالا کمتره، یک عذر خارجی ایجاد می کرده، در داخل آب نداشتند تا چه رسد در سفر.

و این عذر خارجی نوعی که خب در سفر انسان دسترسی به آبی که باهاش وضو بگیره یا غسل کند مثلاً ندارد، پس این دو عذر رو یک عذر داخلی به عنوان نمونه بارز و یک عذر خارجی به عنوان نمونه بارز ذکر شده.

بقیش رو از فهم (قطع صدا)

که این مانع داخلی ست. نمونه ای ست از مانع داخلی. نمونه های دیگه هم بهش ملحث می شود. (أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] نمونه ای ست از موانع خارجی. این دو تا مانع.

خب بعدش چی؟ (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] دو حدثه. یک حدث (جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) که اصول زوایای هندسه حدث اصغر رو ذکر کرده. نوم رو ذکر نکرده، جای دیگه است مثلاً. تغشیه کامله رو ذکر نفرموده از جای دیگه استفاده می کنیم. اما به عنوان یک فرد بارز که در قله افراد حدث است (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) حدث اصغر.

بعدش (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] خب ببینید (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] مگر موجب (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] میشه؟ خب بله، چرا؟

برای کسی که میرد به عرض می شود که رفع حدث بکند، خب آبم احتیاج داره دیگه. آب یا برای بول یا برای غائط یا برای هر دو احتیاج داره یا نه؟ اینکه نمیشه که نشسته بیاد بیرون که.

پس چون آب لازم داره و ممکن است اون آبی که لازم است تمام بشود در رفع نجاست بول و غائط، بعد آب نداشته باشه (فَلَمْ تَجِدُوا).

در (لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) هم همینطور.

(صحبت حضار) این آیه شامل سفر عادی هم میشه یا سفر غیر عادی شامل نمیشه؟

عرض می کنم، عرض می کنم چشم. عرض می کنم چشم.

(أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) در صورتی که انسان با زنش کاری انجام بده خب نجس می شه، وقتی که نجس شد خب میره خودش رو آب می کشه فعلاً تا بعد غسل کنه.

پس هم (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) زمینه مصرف کردن آب است و هم (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) زمینه مصرف کردن آبه. مصرف برای رفع حدث غائطی که بول باشد یا غائط رسمی باشد.

پس اون دو تای اول دو عذره، یک عذر داخلی که مرض است و یک عذر خارجی نوعی که سفر است مخصوصاً در اون موقع ذکر فرموده.

و دو تای بعدی (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] اولیش نمونه بارز حدث اصغر است، دومیش نمونه بارز حدث اکبر است.

بعد (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶]. مطلب خوب فهمیده میشه، که چی؟ اگر (و إنْ لَمْ تجدوا ماءً فتیمموا) بود به جای (فَلَمْ تَجِدُوا) و جاش اینجا نبود و تفریع نبود ما خیال می کردیم که (لَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] یعنی اگه آب نباشه.

اما اگه آب باشه در هر صورت، بخرید، به زحمت بیفتید، دیگران تشنگی بکشند، ضرورت باشد، مریض باشید، چه باشید، میگه نه (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] این دو تاش داخلی و خارجی.

(أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الخارج) اشتباه استاد (مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] فَ، پس این ف تفریعه، پس (لَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] مفرع بعد موارد معمولی.

موارد معمولی دوتاش حدث اصغر و اکبر است که وقتی انسان از اون عرض می شود که مستراح میاد بیرون، خب رفع می کند نجاست حدث بول و حدث غائط رو، پس آب مصرف میشه و چون آب مصرف میشه اون وقتام آب کم بوده (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶].

و در دو تای اولیشم عرض می شود که (إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى) [مائده: آیه ۶] معمولاً کسی که مریض است، مرض معمولاً مانع از استعمال آب مثلاً کلاً نیست.

(أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] سفر اون موقع، حالا نه. سفر در اون موقع که آیه مبارکه نازل شده یا اگر در جایی هم الان بشه یا بعداً بشه، یکی از موانع خارجی استعمال آب عبارت است از سفر.

بنابراین (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] البته (تَيَمَّمُوا) بحث داره (صَعِيدًا طَيِّبًا) چنانکه اشاره می فرمایید بحث داره، ما قدم قدم می ریم جلو. ما مثل شما بزرگ نیستیم ما بچه هستیم. قدم قدم، یواش یواش می ریم جلو.

(صحبت حضار) وقتی که مریض است و آب داره، (فَلَمْ تَجِدُوا) چطور میشه؟

حالا عرض می کنم، می خوام همینا رو عرض کنم.

گفتم که الفرقان مطالعه کنید که با هم مطالعه کرده باشیم. بنده همه رومطالعه کردم. شما فردا مطالعه بفرمایید که باز بیشتر این مطلب رو. الفرقان غیر فرقان. فرقان یعنی قرآن البته. فرقان ما که در حاشیه قرآنه.

حالا ببینید (فَلَمْ تَجِدُوا) وجود نیست. (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] این که آب نیست، نیست. بلکه آب نیافتن برای وضو یا غسله. و نیافتن دو جوره.

یک نیافتن آب برای نبودنه، هر چی می گردی آب پیدا نمی کنی. یک نیافتن آب برای این است که من مریضم استعمالش برام ضرر داره. نیافتم صحیاً.

یک نیافتن آب هست مال مردمه پول ندارم بخرم، پولم دارم نمیشه خرید، با آبی که مال مردمه نمی شه تیمم، غسل کرد یا وضو گرفت پس نیافتم.

(فَلَمْ تَجِد صحیاً فَلَمْ تَجِد عرفیاً فَلَمْ تَجِد وجوداً. فَلَمْ تَجِدوا) در تمام. دو تای فَلَمْ تَجِدوی اول عذر درونی و برونی را ذکر کرده. و راجع به دو تا فَلَمْ تَجِدوی دوم، هم حدثین را ذکر فرموده و هم این مسئله را حل کرده.

مسئلةٌ، اگر کسی آب دارد به اندازه ای که یا بول و غائط رو تمیز کنه یا وضو بگیره. چکار کنه؟ این بحث بین فقها. قول داره روایت داره، آیه حل کرده.

اگر ما به آیه توجه نکنیم خوب گیج می شیم، گیر می کنیم، بالا می ریم، پایین می ریم، بالاخره أحوط و اقواست، ولی آیه حل کرده. چرا؟ (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] پس این مقدمه.

پس این رفع نجاست خبثی بول و بزرگترش که معمولاً بعد از اینکه از غائط انسان میاد، میاد میره تو رختخواب یا تو اتاق یا تو تخت که با جلو و عقب نشسته که نمیاد که، مگر آب نباشد مطلب دیگریه، این میشه جواب داد. این یک جواب.

جواب دوم این است که نجاست خبثیه رفعش بدل نداره. اما نجاست حدثیه رفعش بدل دارد (التُّرابُ أَحَدُ الطَّهُورَیْنِ) البته به دومی ما استدلال نمی کنیم. (18:39) میشه استدلال کرد ولی اولی را ما از خود آیه به وجه بیّن عرض می شود که استفاده می کنیم.

حالا ببینید، این دو تای اولی (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى) [مائده: آیه ۶] می فهمیم چه مرضیه. اون مرضی که (فَلَمْ تَجِدُوا) میاره، نه هر مرضی.

کما اینکه در باب صوم مگر اینطور نیست؟ (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) [بقره: آیه ۱۸۵] این در کجا می فرماید؟ در اینجایی می فرماید که (وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ) [بقره: آیه ۱۸۵].

سوال، کدوم مرض؟ هر مرضی؟ من پام شصت پام درد می کنه وضو نگیرم، روزه نگیرم. یا شیکم درد می کنه از پرخوری روزه نگیرم. دوبله باید روزه بگیرم. این بیان می کنه. (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ) اون مرضی که معسر است، اون مرضی که روزه اعسار ایجاد می کند و اون سفری که روزه اعسار ایجاد می کند.

و لذا در مرضش اونجور، در سفرشم (مسیرة یوم به اغلب غالب علی المسیر) است که بحثش در جای خودش عرض می شود که خواهد آمد.

در اینجام همینطور (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] چه مرضی؟ چه سفری؟ مرضی که (فَلَمْ تَجِدُوا مَاء) [مائده: آیه ۶] بیاره (وجداناً صحیاً) سفری که (فَلَمْ تَجِدُوا مَاء) بیاره (وجداناً عرفیاً) یا آب هست و نمی تونید بخرید. سفره دیگه یا آب باید که برید تهیه کنید عسر است، حرج است، بالاترش حرج است یا نمی شود.

پس (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] مطلب رو به طور بیّن بیان کرد. منتها ما باید که روش فکر کنیم بیشتر. اینجور نباشد که تأملات کتاب یا مکاسب فقط فکر کنیم، خب اونا رم فکر کنیم تا تازه آخر سر معلوم بشود که آخوند اشتباه فرموده، تأمل احتیاطاً فرموده، ولی قرآن که اشتباه نمی کند که.

قرآن شریف (لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ) [بقره: آیه ۲۶۶] (لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) [ذاریات: آیه ۴۹] (لَعَلَّكُمْ) کذا (لَعَلَّكُمْ) کذا، اینا برای این است که ما درست فکر کنیم.

منتها در چیزهای دیگر، در عبارات دیگر که معصوم نیست، اگرم فکر کنیم به عمقش برسیم شاید اشتباه باشه اصلاً از بیخ. اما در قرآن شریف خب عمقش معصومه.

راه را هم خداوند نبسته است برای فهم قرآن. این قران که (تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ) [نحل: آیه ۸۹] است، (بَيَانٌ لِلنَّاسِ) [آل عمران: آیه ۱۳۸] برای اینکه ما بفهمیم، تذکر کنیم، تفکر کنیم.

(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ) [قمر: آیه ۳۲] از ما می خواهد ابتکار کنیم، تفکر کنیم، اعمال کنیم نیروهای ادبی را، نیروهای لغوی را، نیروهای درونی تقوا و برونی تقوا رو برای فهم آیات.

(فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] در (فَلَمْ تَجِدُوا) حرف است. خب ببینید، گاه اوقات عدم الوجود، (لَمْ تَجِدُوا) این است که نمیابم آب، در سفرم، حالا در خانه ام همینطوره ها، در سفر فرمودم چون نوعاً اینجوره، من آب نمی یابم.

ولکن اگر مقدار زیادی بروند که حرج است

(صحبت حضار)

بله مشکله. بله، خطرناکه، خطرناک است، حرج است (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) [بقره: آیه ۱۸۵] و این دو بُعد داره.

یک مرتبه تهیه آب خطر دارد برام که این حرامه. یک مرتبه نه مشکله واجب نیست. حرج است واجب نیست. اگر عسر است یا حرج است چون (يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) [بقره: آیه ۱۸۵] واجب نیست، اما اگر رفتید و به عسر انداختید خودتون رو، به حرج انداختید، آب پیدا کردید و وضو گرفتید و غسل کردید نمازتون درسته، بلکه بهتره، چرا؟

برای اینکه ما چند آیه در قرآن شریف داریم (فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ) [بقره: آیه ۱۸۴]. اینو کجا فرمود؟ در دو جا. یک جا آیه صومه، عرض می شود که (وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ) [بقره: آیه ۱۸۴]

یعنی کسی که جونش بالا میاد روزه بگیره، مریضم نمی شه، مریضم نیست، مسافرم نیست ضرر نداره، ولی خیلی ناراحت می شه، میگه واجب نیست. (وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ) [بقره: آیه ۱۸۴] بله؟ (وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ) [بقره: آیه ۱۸۴]  بهتره ها به همینا داره میگه.

بعدش (فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ) [بقره: آیه ۱۸۴] پس این اگر روزه رو با حرج بگیره، یادمه آقای شاهرودی با واقعاً حرج می گرفت. نود سالش بود روزه می گرفت. یادمه آقای خمینی در نجف در اینجا روزه می گرفت و بهش عرض می شد که شما خب آخه سخته، می فرمود بله سخته اما استدلال به آیه نمی فرمودند سخته، سخت که حرام نمی کنه که.

حالا، ما استدلال به آیه می کنیم (فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ) [بقره: آیه ۱۸۴] (عِنْدَ رَبِّهِ) [بقره: آیه ۱۱۲] در بعضی از آیات داره.

اما اونجایی که تهیه آب حرامه، آدم باید التماس کنه از یک کسی آب بگیره ولو مجانی بده، مگه التماس کردن جایزه بیخودی؟ مگر انسان آبرو خودشو ببره جایزه؟

(وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ) [منافقون: آیه ۸] عزت مال خدا و رسول و مومنه، مگر گدایی کردن ذلت نیست؟ و إلّا اگر یک مؤمنی که میدوند شما آب لازم دارید، خودش آب بدهد مطلبیه.

اگر شما اشاره کنید و منت و امتنان نباشد مطلبیه، اما اگر نخیر باید شما التماس، (قطع صدا)

از خداست، باید منت بکشید تا اینکه به شما آب بدند، این منت کشیدن شما حرامه اصلاً، حرام است شما آب رو با منت بگیرید. شما در عروة الوثقی مراجعه کنید، همه محاشیین هم همینطور فرمودند، اگر نمی فرمودند ما استدلال داریم در اینجا.

حالا آنکه اگر کسی آبی دارد، به شما می فروشه، به هیچ وسیله ای نمیده مگر فروش و شما پولی دارید که بخرید، واجب است بخرید اگر می توانید بخرید، وضو بگیرید.

اما، اگر آبی دارند، پول نمی خواد هر چی هم پول بخواید بدید نمی خواد، ولی میگد منت بکش از من، تذلل کن، گدایی کن تا آب بدم. اینجا وضو گرفتن نه واجب است نه حلال. غسل کردن نه واجب است نه حلال. گر چه ما در بُعد پول دادنش حرف داریم عرض خواهیم کرد.

(صحبت حضار) در مقام ضرورت جایز نیست؟

ولی اینجا ضرورت نیست، نه وضو گرفتن من ضرورت است نه غسل کردن.

(صحبت حضار)

حالا بله، توجه بفرمایید.

ببینید، (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶]. ما دونه دونه بحث می کنیم. اگر کسی مریضه، مرضش جوری ست که وضو براش ضرر داره. خب این وضو گرفتن براش حرامه دیگه.

اما، اگر کسی مریضه وقتم برای نماز ظهر و عصر پنج شیش ساعت داره، این مرض را می تواند به یک وسیله ای برطرف کند که هم صحیح بشه مزاجش و هم وضو بگیره به عرف.

اینجا آقایون وضو و غسل واجب است یا نه؟ مصطفای دیگه. حتی، حتی اگر عسر باشد براش رفع مرض، اینجا در عسر هم واجبه. چرا؟ برای اینکه اهم در کاره. اهم صحیح بودن انسانه. اگر یک انسانی از مرض دارد میمیره، این حتی خودشو به حرج باید بندازد برای اینکه این مرض برطرف بشود، اگه بتونه.

اگر چنانچه استعمال آب برای وضو یا استعمال آب برای غسل این مقدمه حرجی را دارد که اگر من خود را به حرج بیندازم، آب پیدا کنم، این آب برای رفع تشنگی من واجب است یا نه؟ خب واجبه، من تلف نشم یا چه نشم.

خب، خب این برای وضو و تیمم واجب می شه. پس اینکه نفی عسر و نفی حرج شده در اونجایی که اهمی در کار نباشه، اما اونجا که صحت مزاج انسانه و انسان خوف تلف داره.

یک کسی میبیند داره تلف می شه، یک بچه ای ست، یه بزرگی ست، حتی یه  حیوانی ست، این مرغ شما داره تلف می شه از بی آبی، شما اگر آب رو به اون مرغ بدید دیگر آب وضو و غسل ندارید و اگر ندید دارید.

اینجا این حیوان باید حفظش بشه. نفقه این حیوان بر شما واجبه. حتی بالاتر از این مطلب دیگری هم هست که حالا عرض می کنم.

خب ببینید پس، (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] این عدم الوجدان را در چند بُعد می گیرد و هر بُعدی هم چند بُعد دارد.

عدم الوجدان وجوداً، عدم الوجدان صحیاً، عدم الوجدان از نظر اینکه مثلاً منت باید انسان بکشه و به تذلل بیفته، بعضی از این ها عدم الوجدانیست که یا اصلاً نمی شود وجدان شود

(صحبت حضار)

یا می شود وجدان شود

(صحبت حضار)

عدم الوجدان صحیاً، مریض باشه، عدم الوجدان شرعیاً، کی اجازه می ده ما آب بادی شما رو که مال شماست و ملک شماست بردارم و برم وضو بگیرم، مگه وضو طاعت نیست؟

این وضو که طاعت است منحصر باشد به اینکه من به مردم ظلم کنم، خدا دستور ظلم بده، اینکه نمیشه. توجه کنید، پس این، اینکه (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] بعد افتاده، این بعد افتادن حساب داره، اون دو جمله قبلی قبل افتاده است، تمام این ها حساب داره. حالا ما در چند فرع باید بحث کنیم.

یک، اگر ما جایی هستیم که خب آبی نمی تونیم تهیه کنیم، کسی هم آب داره به ما میفروشه، اما مثل راه مکه مدینه یه لیوان آب رو می گه یه ریال. ریالم سی تومن مثلاً.

آبی رو میفروشه این برای بازار گرمی گرون کرده، چون اینجا جای آب نیست گرون کرده و إلّا آب گرون نیست که. مگه خود اون یه ریال تهیه می کنه؟ نه.

ببینید یه مرتبه است آب جوری ست که خب اصلاً گرانه، یه جایی ست اصلاً گرانه، اونم گران میخره، گران می فروشه. اگر شما بتوانید بخرید حرج نباشد، عسر نباشد، اهمی در کار نباشد، بسم الله برید بخرید، اینو همه فقها می فرمایند. اما دومیش رو ما عرض می کنیم فقها نمی فرمایند.

دومی اینه که یه آدمی ست که مفت خود می دونه، یه مقداری آب آورده جایی که معمولاً آب نیست یا فعلاً امروز آب نیست. این آبی که براش اصلاً قیمتی نداشته تهیه اش یا خیلی کم، آورده اینجا می خواد یه پول خیلی زیادی به جیب بزنه به وسیله این آب.

حالا من می گم آب. میگه برای وضوت بنده پونصد تومن می گیرم. بنده هم بلیونرم. وقتی بلیونرم، خدا نکنه و خدا بکنه. خدا نکنه گم کنه ما رو، خدا بکنه به طلاب قرآن داده بشه.

حالا بنده که بلیونرم، در اینجا میگه پونصد تومن بده یک لیوان آب بگیر. فقها می فرمایند اگر می توانی بده. بنده به دلیل عرض می کنم که می توانی هم نده. چرا؟

برای اینکه صحبت توان مالی ست و صحبت توان اقتصادی ست. من توان مالی دارم. توان دارم که یه میلیونم بندازم تو چاه، بکنم؟ نه. مگه هر مصرف گری درسته؟

در اینجا کسی که أکل بالباطل می خواد بکنه بنده تلف بشم؟ آدمی که آب ده شاهی رو میخواد پونصد تومن بفروشه، بنده پونصد تومن منهای ده شاهی به اون اضافه بدم؟ مفت خوری حرامه، مفت خوراندنم حرامه، وساطت در مفت خوری و مفت خوراندن حرامه (وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ) [نساء: آیه ۲۹] طرفینیه.

أکلش حرامه، ایکالش حرامه، وساطتش حرامه. این آدمی که می خواد مفت خوری کنه و این آبی که اررش نداره چندین ده و چندین صد برابر بفروشه، منم دارم به او نمی دم.

مگه در باب قمار کسی که پول داره قمار حلاله براش؟ کسی که پول کم داره حرامه؟ کسی که تلریاردر هم هست، صنار در قمار ببازه حرام است دیگه.

در باب ربا هم همینطوره. زیادش و کمش فرق نمی کند، چون ربا مفت خواریه. در اینجا این آدمی که می خواد مفت خواری کنه بنده توان اقتصادی دارم، توان شرعی ندارم. چون مفت خوراندن است.

مفت خوراندن یک عمل حرامه، کما اینکه مفت خوردن حرامه، مفت خوراندنم حرامه. ظالم، مفت خوری که با صنار آب می خواد عرض می شود که چه مقدار جیب خودشو پول کنه و درست کنه، این به دلیل شرعی عرض می شود که جایز نیست. یا

(صحبت حضار)

حالا همینطوره

(صحبت حضار)

بله همینطوره. شما اصلاً براتون دویست تومن تموم شده، دو هزار تومن بفروشید میشه؟

(صحبت حضار)

حالا هر کسی، هر کسی، حالا، توجه کنید.

حالا ببینید

مثلاً

(صحبت حضار)

از جمله ببینید این غلوة سهمٍ أو سهمین که داره، راجع به سفر اینو آقایون ملاحظه کنید از لحاظ فقهی.

کل فقها تا اونجا که من دیدم اینطور مرقوم فرمودند در کتاب های استدلالی فقهی و در کتاب های احکامی و اسلامی فقهی که اگر کسی در سفر است و آب گیر نیاورده در اونجایی که هست، اذان گفتن و ظهر است و خب وقت نمازه، آبم گیر نیاورده محتاج به وضو یا محتاج به غسله.

فقها تراً و کلاً میفرمایند که اگر چنانچه زمین ناصاف است به اندازه دو تیر انداختن، تیرهای سابق نه تیرای حالا، تیرای سابق که صدمتره نه حالا که ده هزار متر ممکنه بشه، هزار متر بشه، خب می گن اون تیرای سابق که مثلاً صد متره، فوقش صد متره.

اگر زمین ناصاف است عرض می شود که این دویست متر، یعنی دویست عرض می شود که کلاً سهم دو تیر انداختن. به اندازه تیر تو کمون. و اگر زمین ناصاف است به حساب ناصافی، غلوة سهمین. استنادم به روایات می کنن. (32:53)

خب ما سوال می کنیم (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] تا (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] اگر بنده عرض می شود که در راه قم و تهران هستم، دو ساعت راهه.

در راه قم و تهران جایی رو دیدم اذون گفتن، حالا می خوام نماز بخونم. وضو هم ندارم، بدتر غسل ندارم. می خوام وضو بگیرم یا غسل، نیست اینجا چکار کنیم؟ فقط به اندازه یک دقیقه ماشین راه بره آب پیدا می شه. اگر دو دقیقه راه بره معلوم. اما کمتر از یک دقیقه نه. خب یک دقیقه راه بیشتر از صد متره.

خب پس بنابراین کمتر از یک دقیقه راه که من حالا وسیله دارم، ماشین دارم، این چون بیشتر از غلوة سهم أو سهمین است بنده معذورم.

خب وقتم دارم آبم اونجا هست من هم وقت دارم وجدان وقت، هم آب دارم اونجا آب هست وجدان خارجی. هم صحت دارم وجدان صحی، هم وجدان قدرت دارم، این مخالف آیات هست، این حرف.

این روایاتی که تهدید فرموده است به غلوة سهمٍ أو سهمین (34:00) می دونید چی می فرماید؟ یا باید توجیه کنیم یا باید بذاریم کنار در مقابل قرآن.

توجیه، می گیم اینکه فرموده غلوة سهمٍ نوعاً در اون وقت به اندازه یک تیر پرتاب کردن در جایی که پستی بلنده، عسر بود وقتم نبود. یعنی عسر باشه وقتم باشه.

ممکنه الان می خوام نماز بخونم، بیشتر از غلوة سهمٍ او سهمین عسر باشه ولی پنج ساعت وقته خب بره اون طرف تر نماز بخونه. (34:23)

پس فرض در اونجایی ست که اگر من بخوام صبر کنم به اونجایی برسم که آب است وضو بگیرم یا غسل کنم، نمازم از بین میره. در این صورت باید فرض کرد، ولی وقتی من پنج شیش ساعت وقت دارم یا شاید بیشتر وقت دارم که نمیشه این کار رو کرد.

پس ببینید این (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً) [مائده: آیه ۶] که تفریع شده است که کن، کُنتُم علی سفرٍ (فَلَمْ تَجِدُوا)، این سفر موجب شد که وجدان ماء نباشد، وجدان صحی نیز هست، وجدان خارجی نیز هست، وجدان در قدرت نیز هست.

چهار ساعت با ماشین چهارصد کیلومتر راه میرد بعد چشمه است، قل قل آب میاد بیرون، اونجا می ریم نماز میخونیم دیگه. پس ما چطور می تونیم روایات غلوة سهم و سهمین رو اولاً بگیم همون تیرهای سابقه، خب تیرهای حالام نه، تیرهای حالم نه.

شما اگر با طیاره دارید مسافرت می کنید و تو راه آب نیست، شما هزار کیلومتر با طیاره میرید ولی فرودگاه که بشینید، آب هست. اینو بگیم قلوة سهم و سهمین؟ آخه نمی شه. (35:21)

اسلام عزیز که فقط برای اونموقع نیست که تیرکمون چوبی بود و اونطوری. این اسلام عزیز برای کل مواقعه. و لذا ما استناد به قرآن می کنیم.

(إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] وجدان معقول ندارید، وجدان شرعی ندارید، وجدان صحی ندارید، وجدان خارجی ندارید، وجدان فارسی نه ها، وجدان به عربی.

نمی توانید بیابید، نمی توانید آب بیابید در سعه وقت، در این وقتی که هست، شما حساب می کنید نمی توانید در این مدت وقت آب بیابید یا آب پیدا نمی کنید در مدت وقت که نماز رو باید بدون طهارت بخونید یا اگر آب پیدا می کنید مال مردمه یا اگر مال خودتونه شما مریضید و الی آخر.

سوال، قرآن شریف اون دو موردی که ذکر فرمود، مورد اول (إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى) (إِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] (كُنْتُمْ) چیه؟ یعنی مریض بودید، یعنی حالام مریضید دیگه.

و إلّا مریض بودید حالا صحیح شدید که نمی گه که. این تعرق در مرضه، یعنی مرض جوری ست که (كُنْتُمْ) داره. این ادامه داره، بوده و حالام هست. اما. اگر انسان سالمه، سالم سالمه، ولی آب به قدری سرده که اگر با این آب وضو بگیره یا غسل کنه، این سرما می خوره یا احتمال عقلایی می ده سرما بخوره. این (كُنْتُمْ مَرْضَى) هست.

مثل قضیه صوم دیگه، مثل قضیه صوم (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] در اینجا قضیه وضو و غسل است و در باب صوم (وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [بقره: آیه ۱۸۳] اون مرضی که روزه معسر است و اون سفری که روزه معسر است.

در اینجام اون مرضی که (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] میاره و اون سفری که (فَلَمْ تَجِدُوا)میاره، اما سفری ست که (فَلَمْ تَجِدُوا) نمیاره، چون وجدان ماء در کی شرطه؟ در کل وقت. اینطور نیست آقایون؟

وجدان ماء با شرایطش در کل وقت شرطه که این وجود ماء و صحت انسان و حلال بودن آب و عرض می شود قذر نبودن آب و اگر آبی هست مال خودمه زیادم هست، یه حوض آبه، اما انقدر توش چرک و کثافت و آشغاله، آبه هنوز ها، هنوز آبه، هنوز آبه ولی من با این آب وضو بگیریم یا نه؟

شما اگر به رساله ها مراجعه بفرمایید، آقایون می فرمایند خب واجب است دیگه. ولی ما عرض می کنیم حضور آقایون بزرگوار که حرام است دیگه. یا جایز نیست یا واجب نیست. چرا؟

برای اینکه قرآن شریف می فرماید (وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ) [الاعراف: آیه ۱۵۷]. این آب که از خبائثه، بوی گند و کثافت و آشغال و فلان ولو آبه، نجسم نیست، با این آبی که خبیث است و قذر است و طبع بشری انسان به ما هو بشر استخباث می کند ازش، اینکه نمی تواند با این آب وضو بگیرد.

در اینجا باز (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] ست. چرا؟ برای اینکه وجدان ماء اینه که طیب باشه یا اقلاً خبیث نباشد. وانگهی ملاحظه کنید.

(صحبت حضار)

مثل همه، مثل همه، مثل همه

(صحبت حضار)

بله چی؟

(صحبت حضار)

خب. به سر و رو زدن چه؟ استعمال هست یا نه؟ به سر و رو زدن این آب کثیف دماغی چرکی فلان و فلان حالا اونو عرض می کنیم، که الان حالتون بهم می خوره.

حالا این به سر و رو زدنش استخباث داره یا نداره؟ داره. پس (وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ) [الاعراف: آیه ۱۵۷] حرامه.

و لذا در باب تیمم ما همینو عرض می کنیم بعداً. در باب تیمم که وقتی نداریم. نظرم هست که خدمت فقیه بزرگوار اسلام آقای خویی بودیم، وقتی که نجف بودیم در درس استطاع شرکت می کردیم. استطاع میکردن، ما جنبه قرآنی رو می گرفتیم دیگه.

یه مرتبه سوال کردن ایشون که اگر کسی خاک دارد برای تیمم، پاکم هست اما کثیفه آشغالیه بو گندوئه متعفن فلان و فلان و فلان، بزرگان فقهای اون عصرم بودن، خب با این خاک ما تیمم بکنیم یا فاقد طهورینه؟ ایشون طبق معمول فقهی فرمودن خوب نجس که نیست، تیمم کنید.

بنده به ایشون عرض کردم آیه صد و پنجاه و هفت سوره اعراف (وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ) [الاعراف: آیه ۱۵۷] اصلاً حرام است با این خاک تیمم کردن. استخباث هست یا نه؟ فرمودن فتوا میدی؟ عرض کردم بله. فرمودن خلاف همه است گفتم موافق قرآنه. چون قرآن می فرماید (فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] طاهراً که نفرمود که.

ببینید، به ایشون عرض کردم قرآن می فرماید (فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] ما تنها به قاضی نمیریم. کسی فکر نکند که بله ما با ده بیست نفر، سی چهل نفر نشستم داریم بحث می کنیم، نخیر.

ما با فقهای بزرگوار اسلام زیاد بحث کردیم، چه خودشون چه کتاب هاشون، ولی محور بزرگ اصلی ما عبارت است از قرآن فتیمم (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا) [مائده: آیه ۶] امره. امر است به تیمم چی؟

امر تجویزه و امر وجوب (صَعِيدًا طَيِّبًا) اگر صعید نباشد نه، اگر صعید غیر طیب باشد نه، صعید خبیث باشد نه و استطابه در اینجا مراحل متعددی دارد که باید ما انشالله بحث کنیم.

اللَّهُمَّ اشْرَحْ صُدُورَنَا بِنُورِ الْعِلْمِ وَالْإِيمَانِ وَمَعَارِفِ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، وَوَفِّقْنَا لِمَا تُحِبُّهُ وَتَرْضَاهُ، وَجَنِّبْنَا عَمَّا لَا تُحِبُّهُ وَلَا تَرْضَاهُ.

وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ