جلسه چهارصد و شصتم درس خارج فقه

تجارت و بیع (ربا)

469

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین

کلا در شرایع مقدسه الهیه اقرا به جهل و جهل و تجاهل و استحضا و حیله و مکر وجود ندارد نسبت به مکلفین حرام است که از راه غیر صحیح وارد شوند لفظا و یا عملا در زندگی تکلیفی خودشون تا چه رسد که معاذالله نسبت حیله رو به خدا بدهیم که خود حیله کند یا به ما اجازه حیله و مکر بدهد خود معاذ الله کلاه برداری و یا کلاه گذاری کند در الوهیت و ربوبیتش و به ما هم اجازه کلاه گذاری و کلاه برداری بدهد اگر کسی گناهی را سریعا مرتکب گردد گناه است تبعا و حرام است اما اگر این گناه را مرتکب شود و نسبت به خدا بدهد چنانکه مشرکین نسبت میدادند والله عملنا بها ادعا می کردند که خدا ما را دستور داده است یا تکوینا و یا تشریعا که این کار حرام را بکنیم این گناه دو برابر است مرحله سوم که مثلثی از گناه ها خواهد شد این است که بگویند خداوند حیله کرده است و به ما حیله یاد داده است که انچه را که گناه می داند با این حیله حلال گردد گناه سه بعدی است خود گناه را مرتکب شدن یک نسبت این که من ارتکاب گناه کنم جایز است به خدا دو سه نه صریحا خدا فرموده است که این گناه رو انجام بده بلکه معاذالله خداوند حیله زده است و حقه بازی کرده است و حقه بازی را به شما نشون داده است کما اینکه این سه گناه که گناه سوم بسیار بالاتر است عصیان خدا نیست در بعد اول که مخالفت امر خدا بکند فقط این نیست در بعد دوم که خداوند اجازه داده است گناه کنم فقط اینم نیست بلکه در بعد سوم که خداوند به ما راه حیله و حقه بازی را نشان داده است که حرامش را به صورت حلال انجام بدیم انچه را حرام کرده است خداوند راه چاره نشان داده است که با یک وسیله ای با یک حقه و حیله ای این حرام را به عنوان اینکه حلال است انجام دهیم این حیله است این است که گناه بسیار بزرگی کسانی که حیله و مکر را در باب ربا قایل اند باید توجه کنند که نسبت حیله و مکر و حقه بازی را که عجز است که جهل است که خیانت است به خدا داده اند و اگر عمق این مطلب را توجه کنند فتوا نمی دهند اصولا در شریعت اسلام و در کل شرایع ربانیه زندگی تکلیف دارای سه بعده بعد لفظ دوم معنا سوم عمل با الفاظ وحی است که به ما معانی را توجه میدهند و با معانی وحی است که بعد از الفاظ ما را به عمل توجه می دهند یا عمل درونی که عقیدتی است اخلاقی است یا عمل برونی است که کارایی که انسان میخواد بکنه اما در این میان حقه بازهایی پیدا شدند که لفظ حق که دال بر معنای حق است که بر ما واجب می کند این حق را تحقق دهیم در عالم زندگی فردی و اجتماعی خودمون این رو حیله زدند و حقه زدند و عوض کردند و نسبت به خدا میدند احیانا افرادی هستند که قشریون و لفظیون هستند میگه لفظ لفظ را من می گویم و به معنا کاری ندارم اگرم معنا دارد به معنا توجهی ندارم لفظ است فقط بخوان فقط بنویس این لفظ است که در بعد لفظی و عبارتی زبانی یا کتبی شما را نجات می دهد این تنبل پروراندن است و شریعت معنا و شریعت عمل را زیر پا نهادن است و عمق شریعت را به حمق مبتلا کردن است ضلع سوم شرایع مقدسه الهیه عمل است اینکه قولوا لا اله الا الله فقط لفظ نیست بلکه این لا اله الا الله باید در قلب ما نقش پیدا کند در قلب ما لا اله همه معبودها همه موثرهای در عالم وجود باید رخت بربندند و در جهت ایجابی قلب ما منور به نور توحید ربانی گردد این مرحله معنا مرحله معنا و مرحله تحقق اعمالی را که ما انجام میدهیم هر عملی را که فردی یا اجتماعی انجام بدیم باید نقش لا اله الا الله درش متحقق باشد پس هم لفظ لا اله الا الله هم معنای لا اله الا الله در عقل انسان و قلب انسان هم تحقق لا اله الا الله که نقش پیدا بکند در کل اعمالی که به عنوان مکلف ما انجا میدهیم قولوا فقط لفظی هست فقط لفظ بخوان قران را بخوان حدیث را بخوان عبارت را بخوان آیه را بخوان روایت را خواندن معنا ندانید بدانید عمل کنید نکنید همین یک چند سطر دعا را که بخوانید تمام گناهان گذشته و آینده و فعلیه مانند قطرات دریاها و برگ درختان و چه و چه و چه همه بخشیده میشه این تنبل پروراندنه لفظ بعضیا از لفظ میرن بالا به قلب میزنن عمل خارجی نه شریعت ناموس را منکرند مثل پولوس و پولسیانی شیعه و پولسیان سنی و پولسیان یهود و پولسیان جاهای دیگر در تمام کسانی که ادعای شریعت می کنند میگه فقط قلب است به پولس می گویند که در تورات دارد که از سنن ربانیه در شریعت تورات و الی یوم الدین ختنه کردن عورت است میگد قلب را باید ختنه کرد عورت قلب میشد قلب ایشون عورت داره عورت قلب را باید ختنه کرد میگن در شریعت تورات بی ناموسی حرام است زنا کردن حرام است میگد قلب باید زنا نکند عورت مانعی نداره که قلب باید زنا نکند اما دست زنا کند چشم زنا کند عورت زنا کند هر روز زنا کند با زن مرد با مرد مردم نه خیر قلب باید زنا نکند اقا لواط در شریعت تورات حرامه قلب باید همه رو زد زد به قلب ما صوفیان صفا از عالم دگریم عالم همه صوراند ما از این چرت و پرتا مام داریم در سنی داریم در شیعه داریم میگه قلب فقط قلبه اصلا کاری به لفظ نداریم کاری به عمل نداریم پس گروهی به لفظ چسبیده اند به معنا کاری ندارند گروهی اگر به معنا کار دارند میگن معنا در انحصار درون است به برون کاری ندارد ما درون را بنگریم و حال را نی برون را بنگریم و غار را به این معنای غلط صحیح معنای صحیح نمیگیم معنای صحیح هم دارد البته که باید درون و نیت پاک باشه اینا گروهی ترمز می کنند در نفس گروهی ترمز می کنند در معنا اونم معنای بی معنا چون اگر معنای با معنا باشد معنا برای تحقق است اگر لا اله الا الله در قلب معنا دارد قلب فرمانده کل قوا است در ظاهر باید معنا داشته باشد اگر من بیام انا احبک شما رو دوست دارم این لفظ در قلب معنا دارد این محبت قلبی که قلب فرمانده قوا است باید در ظاهر این محبت نمود داشته باشد و آشکار باشد اینا ترمز می کنند اول در لفظ لفظیون بعد در معنا یا عقلا یا علما یا قلبا عده ای هستند که نه اول نه دوم عمل خارجی میخواد شما پول را به فقیر بدهید کمک به کسی بکنه نه نیت میخواد نه ایمان میخواد نه معرفت می خواد نه چیزی اون هم غلط این سه بعد را حساب کنید اگر سه بعد را انکار کنند نه لفظ حق نه معنای حق نه تحقق حق درکاره این که کفر مطلق است اگر اول را بگیرند دوتای دیگر را نه اول و دوم را بگیرند سوم را نه سوم و دوم را بگیرند اول را نه البته مراحل داره درکات داره اگر این سه با هم نباشند این مثلث وظیفه رسالیین و رسولیین که رسولیین رسل الله اند اینها مکلفین هستند که باید رسالات الهی رو تحقق بدن و عمل کنند این سه با هم است هم ظاهر هم باطن چنانکه می شنویم از ظاهر عنوان باطن اگر کسی زبان فروبندد  هیچ نگوید بگوید من قلبم موحده نماز در قلب روزه در قلب اصلا زبان هیچ کاری نمیکنه زبان هرچی میخواد بگه زبان بد بگه خوب بگه لال بشه ساکت بشه شریعت میگه نه خیر شما هم باید لفظا ایاک نعبد بگید هم معنا را در قلب بپرورانید و هم در خارج تحقق دهید که ایاک نعبد وحدت معبود نه تنها از یک بعد از ابعاده اصولا لفظ برای چیست لفظ برای معنا است اما این لفظ که برای معنا است حتما در واجبات باید این لفظ در کار باشد چون لفظ مذکر است معنا هم مذکر است مذکر الیه عبارت است از عمل اینکه یا ایها الذین امنوا اذکرو الله ذکر کثیرا و سبحه بکرتا و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملایکته و یخروجهم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما اذکر الله لفظ است مثلا این ذکر تذکر است یاد آور شدن است و یادآوری است یک یادآوری قشری داریم لفظ است لا اله الا الله انسان مرتب بگوید بهترین ذکرها که ریام ندارد همین لااله الا الله لب تکون نمیخوره بگه نه اینکه اکتفا کند به این که قلبا باید تمام وجود انسان لا اله الا الله باشد زبانش گفتن چشمش دیدن گوشش شنیدن عقلش تعقل کردن صبرش در صبر قرار گرفتن قلب در قلب نقش پیدا کردن عملش اعمالش نفی اثبات در خارج تمام وجود انسان باید نقش لا اله الا الله نه اینکه لفظ بله معنا نه لفظ و معنا بله عمل نه عمل بله معنا نه عمل بله لفظ و معنا نه تمام این مراحل باید ولکن اینها درجاتن لفظ برای توجه به معنا است معنا برای تحقق دادن در خارجه تبلور لفظ در قدم اول معنا است و تبلور معنا در قدم اول ولو اقدامی دارد عبارت است از تحقق دادن و تجسید و عمل کردن در خارج خوب ما خیلی از معرکه دوریم چقدر ما حقه بازیم نسبت به خدا میدیم در باب ربا در ابواب دیگر این سه تارو از هم جدا کردن یا لفظ به معنا توجه توجه نکردن یا اگر به معنام توجه کنیم به عمل کاری نداشتن این سه راه شرایع مقدسه الهی در کل شرایع الهیه با درجات و مراتبی دارد محقق می بینیم سپس بعضی از محرمات هست که محرم ابتلایی است محرم امتحانی است بعضی محرمات واقعی است محرمات ابتلایی احیانا هست احیانا نیست محرمات واقعی همیشه هست از محرمات واقعی در بعد اقتصاد که ما معاذالله حیله میزنیم درش باب ربا است باب منفعت پول خوردن است په ربا قرض باشد و چه ربای معامله باشه این فتاوایی که صادر میشود و بیشتر فتاوا هم اینجوره و کم است مخالفش که یادم هست اقای خمینی در نجف زد زیر این حرف که این حرفا چیه اینا چیه شما میگید که صدهزار تومن با یه قوطی کبریت شش ماهه صد و بیست هزار تومن یا بیع است حرفی که اون میزد یا بیع است که هیچ احمقی نمیاد بیست هزار تومن بده به یه قوطی کبریت بخره یا در باب مدت است که این ربا است دیگه حرف خوب را هرکس که بزند مخصوصا خوبی مانند اقای خمینی خوب خوب است حرف بد را هرکس بزند ولو مانند شیخ طوسی خوب بد است باز شیخ طوسی خوبه ولی حرف بد است و غلط کسانی که این غلط را دنبال کرده اند به مبنای بعضی از احادیث که بسیار منکر است و نسبت منکر دادن به معصومین علیهم السلام است خوب اینا چی میحوان بگن مثلا در قران شریف ایاتی که دیروز مقداری اشاره شد اگر در خدمت قران هستید خود قران رو باز کنید ایاتی که مربوط به جریان یهوده روش مقداری دقت کنید ایه صد و شصت و سه به بعد سوره مبارکه اعراف وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ رسول الله صلوات الله علیه ماموری دارد بپرسد از کی از یهودیت ایا همون یهودیهایزمان رسول الله مسئولند در این جریان یا نه اقدمینشون اقدمی چون اینها به کار اقدمین رضایت می دادند و خشنود بودند هرکس راضی باشد به عمل کسی انا به همون کس در اعمال زشت و زیبا محشور است وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ حیله بوده است تبریه بوده است قدس بوده است کاری به این نداریم چون اسقتو و ما سکر الله زحمت میکشن که چیه هر چی میخواد باشه فقط عن القریه التی کانت حاضره البحر ساحل بود یک ساحل دریایی بود اذن یعدون فی السبت هنگامی که تجاوز می کردند در سبت لغت سبت یعنی قطع و روز شنبه را که میگن روز یوم سبت به حساب قطعه برای اینکه در شریعت تورات چنین ماموریت بود که روز شنبه کارهای غیر ضروری را نباید انجام بدن حالا چه حساب دارد این بحث ارتباط مستقیم دارد که اینجا جاش نیست خوب در روز شنبه اینها حرام بود براشون ابتلا و امتحانا که کاری انجام بدن  و از جمله کارها صید بود خوب کارها مختلفه بعضی از کارها است که انسان می دود خرج می کند زحمت می کشد مالی به دست بیارد کم یا زیاد این ممنوع بود تا چه رسد اونجا که کار زیادی نیست صید کردن است مجانی از دریا گوشت تازه بسیار خوب گرفتن است این با گوسفند چراندن و چوپانی و شتر چرانی و گاو چرانی و بزچرانی خوب خیلی فرق دارد پس حرمت در این بالاتره چون اعمال سه بخشه یک بخش اعمال که ضروری است یک بخش اعمالی است که اعمال روزمره است و مورد حاجت غیر ضروری است اعمال روزمره که مورد حاجت است و غیر ضروری یا اعمال آسانی است درامد کم باشد یا زیاد اونا روز سبت ممنوع بودن یا عملی است که خودش اسان ودرامدش بسیار صیده دریایی مانند بعضی مثلا عسل بعضی برادران توجه دارند عسل ماده نمی خواد ماده اش رو گلهای درختانه  این ماده رو گلهای درختانه و عملهاتونم زنبورهان یه مقدار مختصری کار لازم داره و چقدر فایده داره و این فایده اش عبارت از عسله که یه شفا لناس برای بسیاری از دردها و مرض های درونی و برونی این شفا است حالا این اذ .. فی السبت اینها تعدی می کردند عدا هم رفتن است هم دشمنی کردن است مثل اعتدا عدی یه عدی هست یه عدو اگر عدو است عداوت است اگر عدی است تجاوز است دلیلش یعدون هر دو در روز شنبه که یهودیان ابتلا و امتحانا ممنوع بودند که کاری انجام بدن و مهمترین کاری که حرمتش مهمتر از کارای دیگر بود کار غیر ضروری و اسان و پر منفعت صید البحر بود و مخصوصا اذ تعدیهم هیتانهم یوم سبت شرعا چند روزی طول کشید ماهیا دیدن تمام ایام هفته صید میشه اما روز شنبه صید نمیشه ماهی ها فوج فوج رقاصی کنان می اومدن در مقابل چشمهای این یهود می رقصیدن راه می رفتن با هم قاطی می شدن شنا میکردن واقعا بی اطلاع بوده بله اونم یهودی جهود که برای ثنار پنجاه تا ملق می زنه وسالهم عن القریه التی کانت حاضره البحر اذ یعدون یعدون دو بعدی است یک یعدون فی السبت عدین دشمنی دشمنی با خدا واقعا دشمنی با خدا بود چون کلاه گذاریه اخه بله عدو یک عدوا داریم یک عذیا عدی راه رفتنه و عرض می شود که عدو دشمنی است خوب اینها هم تجاوز کردند رفتند و این صید را کردند به طور حقه بازی و هم این صید را انجام دادن به طور حقه بازی عدی و دشمنی با خدا بود گناهی را که به حساب عدی و دشمنی با خداست و بالاترین عدی و دشمنی با خدا این است که انسان گناه را بکند بگه خدا گفت این کارو بکن و خدا گفت حقه بزن خدا گفت حرامه رو اینطوری حلال کن این بالاترین دشمنی با خداست که این کونوا قردتا خاسئین به همین حسابه حالا ما ما فتوا بدهیم و این مطلب رو به نظر بیاریم که ما این بیست هزار تومن که میگیریم در مقابل کبریته به زمان کاری نداریم سر کی میخوای کلاه بزاری که قال صادق علیه السلام تو به صادق نسبت میدی که از رسول الله که عن الله نسبت میدی به خدا یا قصور دارید یا تقصیر اگه قصور داری چرا فتوا میدی اگر قاصرین و نفهمید چرا فتوا می دید پس مقصرید اگر توجه به اصل مطلب بکنید این عنادی است با رب العالمین که خدا را کلاه گزار و کلاه بردار و حیله باز و حقه باز معرفی کنی که خداوند اینقدر عاجز است اینقدر جاهل است انقدر خاین است که خودش نمی تواند حرامی را حلال کند میگه این حرامی که من گفتم حرام است شما اینجوریش کن حلال میشه لفظ عوض میشه اکل …مال اونکه یتیم رو بخور پس اذ یعدون فی السبت دو بعدی است اذ یعدون فی السبت منتها یعدون که به عنوان عداوت است و تجاوز است اذ تاتیهم درباره حیتان کارای دیگرم کاری نداریم کارای دیگرم انجام میدادم بسم الله ولکن اونی که قله عصیان بود و عداوت بود و تجاوز بود که موجب کونوا قردتا خاسئین باشد  إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ حیتانهم حوت ماهی بزرگو میگن ماهی های بزرگ الی صغیرها رو حوت نمیگن گرچه جمع است و شامل هر دو هست یعنی کل ماهی ها بله نه مگه قرینه خاص باشه چون نهنگ خوراکیم نیست حیتانهم ماهی ها اینکه فرمود ماهی سماک نفرمود چون سمک ماهی کوچیکه سمک ماهی کوچیک و نهنگ خودش اسم داره و عرض می شود که حیوانات دریایی دیگر خودشون اسم دارن فرض کنید که در دریا ما شبه ادم دریایی مثلا داریم یا خوک دریایی داریم خوک دریایی داریم حیتان حیتان تمام ماهی هاست بزرگ باشه کوچک و چرا حیتانهم سماک نفرمود برای اینکه ماهیها فهمیدن که روز شنبه هیچ خبری نیست می اومدن رقاضی می کردن جلوی عرض می شود که ساحل برای اینکه چسم این یهودی ها رو کور کنن این ابتلا به ..  إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ علت داره چون حیتانه که مربوط به اون جزیره بود نه اون ته دریا نه تملک نمیخواد این دریایی که ما در ساحلش قرار داریم یک بخش از این ساحل ماهیهاش مربوط به ماست ملک باشه گاه ملک بالفعله گاه ملک به الشانه ماهی هایی که می توانستند اینها با قایق با چه با چه بگیرند این مربوط به اینها است حیتانی که مربوط به این جزیره و ساحل بود این نسبت به اینها داده میشه چرا برای اینکه در دسترس صید اینها بوده است یا دورش یا نزدیکش هر چی  إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ روز شنبه شون یا روز قطعشون هر دو روز شنبه شون که در شنبه خداوند امر فرموده که اینا منقطع عن العمل باشن کل اعمال کل اعمال الا الاعمال ضروریه حالا که دو جور عمل ممنوع بودند که جور بدترو انجام دادن اینجا اینجا مورد بحث روی بدتره شُرَّعًا سبت وفوج در فوج ماهیدر ساحل زیادم نمیاد تا چه رسد فوج در فوج ماهی خداوند ماهیا رو قلقلک داده که بیاین یالا هم خودشون هم دیگه رو خبر کرده بودند خداوند به این کما اینکه وقالت نمله یا ایتها اون نبی نمل ها خداوند به اون فهموند که بلند شو صحبت کن صحبت کرد و نملها رو متوجه کرد با سلیمان صحبت کرد در اینجام ماهی ها اینطور شده بودند  إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ روزهایی که انقطاع از عمل ندارند که روزهای هفتگانه دیگر شنبه است اصلا نمی اومدند هیچی به طور کلی ماهیها بسیج عمومی میکردند در نیامدن روزهای غیر شنبه و در امدن روز شنیه هر چی در این جزیره ماهی هایی که در دسترس اینها بود گرچه روزهای شنبه کلا می اومدند و روزهای دیگر اصلا نمی اومدند بنابراین اینا دیگه از خوردن گوشت این شد که مفت ترین گوشت هاست گوشت ماهی محروم بودند كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ این بلوا به حساب فسق اونهات اونم کانوا علی طول الخط اینا فسق داشتند فسق عن الله فسق عن موسی فسق در اعمال فسق در چه که تاریخ منحوس تاریک یهودیا وقتی در قران مشاهده میکنیم بدترین اقوام حتی از مشرکین بدتر از اون ملحدین بدتر که با تمام اون رحمتها و نعمتهایی که خداوند به اینها داد و نبوتها در میان اینها در خاورمیانه شام کبیر یا عرض می شود که فلسطین کبیر مع ذلک فسق اینها برخلاف انچه رحمت خداوند به اینها بیشتر بود فسق اینها از همه بیشتر بود كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ علی طول الخط دایما فسق می کردند نبلوهم بلوای هم عمل نکردن روز شنبه یک دو نسبت به ماهیها هم که عملی چندان نیست سه ماهی ها همه شنبه بیایند و روزهای دیگر نیایند و همینطور چند بعد است این بلوایی که خداوند .. کرده خوب ایا تحریم کرده بودند بله تحریم کرده بودند چیزی که خداوند حرام کند چه موقت باشد چه دایمی تخلف از اون حرام حرامه حالا این حرام موقت یا دایمی دارای یک بعد است گاه دو بعد است گاه سه بعد است اینجا حرام سه بعد کلاه شرعی گذاشتند خوب اینجا چند احتمال است نسبت به حقه ای که اینا زدند چون حقه ای که اینها زدند این صبر و تقسیم و تحلیلی است که عرض می کنم حضور برادران و به تفسیرم مفصل مراجعه بفرمایید این چند جوره این کسانی که یعدون فی السبت هم با خدا دشمنی کردند و هم تجاوز کردند نسبت به گرفتن ماهیان صرف گرفتن ماهی بود روز شنبه گرفتن ماهی روز شنبه بدون عداوت بدون حقه بازی بدون تحلیل بدون کلاه گذاری یه گناه عادی است گناه عادی کونوا قردتا خاسئین نمیاره که گناه عادی عداوت رب العالمین نیستش که مگر هر کسی گناه کند با خدا دشمنی کرده است گناه در بعد اصل گناه ربنا غلوت علینا شهوتنا و کنا قوم مشرکین اینطور نیستش که هر گناهی عداوت گناهی که عداوت با خداست بسیار کمه پس در اینجا صرف ماهی گرفتن روز شنبه نیست صرف خوردن از این ماهی که دیگران روز شنبه گرفتند و اینها نگرفتند نیست بلکه اذ یعدون فی السبت بدترین گناهی که نسبت به صید ماهی امکان دارد انجام دادن که دارای سه بعد است یکیش این است که در روایت داره پیغمبرم در روایت دارد می فرماید که شما مثل اصحاب سبت نباشید که منا کانوا یستحلون الحرام بالحیله حیله نکنین اونو استحلال میکردند حرام رو با حیله روایشو بعد می خونیم براتون این کار شما نکنید عرض می شود که این بعد اولش که این حرام رو می خورند بالاخره این حرام رو عمل میکردند و میخوردند اما اونی که مضاعفات است و مضافات است که یعدون فی السبت است که خصوصا در اینجا ذکر شده نسبت به ماهی ها اون روایت تصدیق مکنیم چون چند احتماله که اینا روز شنبه بالاخره راه برگشت ماهیارو میگرفتند روز شنبه ام صید نمی کردند ولکن روزهای بعد قر و قر ماهی رو میگرفتند می گرفتند و می خوردند و به عنوان حلال چرا برای اینکه ما روز شنبه ممنوع بودیم این یک بعدش این یه بعد حقه دیگر که نه ما که شنبه نمی گیریم اما کسانی که تعدی میکنند می گیرند ما میخوریم اینم کلاهه مگر حرم علیکم صید البر … معنیش چیه حرم علیهم کدومه چه شما صید کنید در حال احرام یا در حرم یا هر دوی احرام حرم چه صید بکنید چه صید را حفظ کنید چه صید را بخرید چه صید را بفروشید چه صید را بخورید حرم همه رو میگیره دیگه این بعد دوم اگر هم این یهودی ها بعد اول نباشد بعد دوم که بله صید دریا روز شنبه ممنوع است یعنی خود عمل صید اما اگر کسی عمل کرد صید را و من خوردم مطلبی نیست این حقه دوم هم احرام میگیره هم داخل حرم بودنو که بعضیاش در باب حج هست که حرما هم در حال احرام و هم در حرم بودن حرم هر دو رو شامله حالا در اینجا عذابی که خداوند مقرر فرمود در اینجا گناه به قدری بزرگ بود به قدری بزرگ بود که عذابی را که خداوند مقرر کرد کونوا قردتا خاسئین که هیچ حتی نسبت به کسانی که ساکت شدند و خود صید نکردند و حقه نزدند ساکت شد ولی در مقابل حقه بازی اینها ساکت بودند همون طوری که حقه بازی و حیله و نسبت حیله را به خدا دادند بدترین حرام است الساکت عن الحق شیطان الاخرس کسانی که می بینند که اینها حقه بازی میکنند و نسبت به خدا میدهند حقه بازی را که حرام را حلال می کنند اگر ساکت باشند یعنی راضی هستند که بندگانی مکلفینی حقه بازی را نسبت به خدا بدند این بعد دوم بعضیا بین بین بودند و اذا قالت امت منهم لم تعظون قوما لله مهلکهم و وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا گروهی از اینها لم تعظون قوما لله مهلکهم او معذبهم عذابا شدیدا که در باب نهی از منکر بحثی شده و اینجا جهت دیگری میخوایم بحث کنیم اینا سه دسته شدند یک دسته این حیله رو زدند یک دسته هم عرض می شود که حیله نزدند و ساکت شدند یک دسته حیله نزدند و نهی کردند نهی کنندگان را چهار دسته میشن ولی دو دسته اش … داره برای اینکه یک دسته ای که خودشون حیله رو زدند دسته دیگر حیله نزدند و نهی کردند این دوتا دسته سوم حیله نزدند و نهی ام نکردند و ساکت شدند. اشاره و نه حیله زدند نه نهی کردند ساکتم نشدند بلکه اذ قالت امه منهم لم گفتند شما چرا نهی از منکر می کنید گروهی را که قوما لله مهلکم او معظ.. یعنی یقین است که خداوند اینا رو حلال خواهد کرد چرا از کجا فهمیدند گناها عادیه ایا درگناه عادی خداوند هلاک میکند باز بی دلیل و خداوند تصدیق میکنه این حرفو که مهلکهم او معدهم خداوند یا نابودشون میکند یا به عذاب شدید مبتلا می کند یوم التکلیف و یوم الدنیا و فرمود گناه بسیار بسیار بزرگه ولی شما چرا نهی این نهی که اثر نداره قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ دو بعد داره لعلهم یتقون میخواد این معنا رو برسونه که واقع اعم است از علم ما ممکن است ما یقین داریم که اینها خداوند هلاکشون میکنه و خداوند عذابشون میکنه به جهنم میبره و چه ولکن ممکنه در واقع توبه کنند ممکن است برخلاف علم  اطلاع ما توبه کنند بنابراین و لعلهم یتقون به این معنا است پس در باب نهی از منکر اگر علم دارید طرف قبول نمی کند نهی از منکر وجوبش ساقط نمیشه چون لعلهم یتقون حالا بالاتر بالاتر اگر که علم من هم موافق واقع است اگر صددرصد علم من با واقع موافقه و حتما جهنمیه ولی معذره الی ربکم باز جا داره چرا برای اینکه عذرا او نذرا نسبت به رسله عذرا او نذرا یا نذرا انذار کنیم انذار در اونها تاثیر کند اگرم من یقین دارم تاثیر میکنه شاید تاثیر کنه ولی اگر در موقعیتی هستیم تاثیر کند عذرا من معذور عند الله مثلا درباره مشرکینی که خداوند در قران خبر میدهد سواء علیهم ام لم تنذرهم علیهم فرمود علیک نیست بر این کفاری که کافر و مشرک می رند سواء علیهم اانذرتهم ام لم تنذرهم و لا یومنون برای اینکه سواء علیک هست نه پیغمبر عذرا او نذرا یقین دارد به وحی الهی که اینا مشرک می میرند منکر و ادامه بدهد چرا چرا علل مختلفی دارد یکیش این است که خدایا یه مرتبه به ما گفتند بیشتر میگفتند شاید تاثیر میکرد پس اینجا عذر اینها را قطع کند و در مقابل خداوند معذور بشه که من تا اونجا که می توانستم گفتم و نهی از منکر کردم خوب فلما نسو ما ذکروا به کیا؟ اینا چهار دسته بودند کیا نسیان کردند دو دسته نسیان نکردند ماذکروا به خداوند تذکر داد که یوم السبت نباید عملی مخصوصا صید دریایی انجام بدید نسو عملیا رفتند و صید کردند و حقه زدند این یک دو نسو دوم کسانی که ساکت شدند نه موافقت کردند عملا و نه نهی کردند نسو نسیان کردند که این کار بسیار حرام داره انجام بشه باید نهی منکر بکنند نکردند سه کسانی که اذ قالت امه منهم لم تعظون نه تنها ساکت نشدند بلکه گفتند تصریح کردند که چرا شما نهی میکنید اینام نسو منتها این نسیان ها مراتبی داره سه درک دارد نسیان درک اول نسیان این است که معرفتا و اخلاقا نسیان کردند عمدا و رفتند این حقه رو زدند این نسیان که در درکه اوله درک دیگر نسیان این است که نهی کردند نهی کنندگان از این سو را لم تعظون که میخوایم … نسیان درکه اول که کمتر از این دوتا است این است که سکوت کردند نه نهی کنندگان را نهی کردند نه عاملین این حقه را نهی کردند اینا همه هر سه مشمول این جملاته فلما نسو ماذکروا به دلیلشم انجین الذین ینهون عن السوء در این چندتا فقط الذین همون انسوا رو نجات دادیم کسانی که نهی کردند از منکر فقط اینها اما کسانی که ساکت بودند نه کسانی که بدتر نهی کردند ناهین را نه بالاتر کسانی که خودشان انها را انجام میدادن فلما نسو ماذکرو به انجین الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا هر سه که چهار دسته بودند دیگه هر سه رو عرض میکنم أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ مراحل داره ولکن یک دسته شون که در درکه اسفل از فسق و نسیان عمدی بودند اینها سوء شون و عذابشون عذاب بدتر بود فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ عتوا عملیا نه اینکه عتوا خیالی عتوا زبانی عتوا سکوتی نه خیر اونها همه عاتی بودند و لکن عتوا تخلفی که  در بدترین درک بود کسانی که این حیله رو زدند فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ اینو گفت بقیه رو نگفت حالا این قردتا خاسئین به حساب بدترین گناهی است که هم عتوا است و هم عتی است که گرفتن ماهیا است صرف گرفتن ماهی نیست بلکه ماهیها را جوری بگیرند که حلال بدانند و مرحله بارز و ظاهرش این است که راه برگشت ماهی رو روز شنبه ببندند روز یک شنبه به بعد همینطور صید بکنند هم صید میکنند و هم میخورند بنابراین ثالوثی از حرمت در اینجا وجود دارد باز تکرار میکنم ثالوثی از حرمت با ث اول حرام را انجام دادند دوم حرام را انجام دادن از طریقی که به خیالونن که حلاله این دوم سوم این کلاه گذاری و کلاه برداری و حیله را نسبت به خدا دادن که حرام را انجام میده حلال میده اگر انسان حرام را انجام بده و حرام بداند گناه است اما حرام را انجام بده و حلال بداند دو گناه است اما حرام را انجام بده و حلال حرام را انجام بدهو حلال بداند درنتیجه فتوا خدا بدهد که این حرام حلال شده است با کلاه گذاری کلاهبرداری این سه گناه است این گناهی که مثلثی از گناه است و بدترین گناه است که عدو است و عدی است و همه چیز اگر ما شیعه های مرتضی علی فتوا بدیم چی روایاتی هست که اقایون کتاب رو باز بفرمایید متناقض قسمتی دیروز براتون خوندیم که بله کان ابی اجر اهل المدینه و از این حرفا در مقابل صفحه سیصد و نود و هشت اینجا نوشتم ولکنه بعث الشی ذلک الاحتیاجه گفته نعم الحیله الفرار من الحرام الی الحلال که نسبت داده بود به امام صادق علیه السلام که پدر من این کارو میکرد در مقابلش این روایته ذلک امامه تهدیدات باکل الربا روایت از امام رضا علیه السلام وعلت تحریم الربا خط ششم تقریبا و علت تحریم الربا لما نهی الله العز وجل خدا نهی کرده نهی لفظ کرده همه است و لما فیه من الفصادف الاموال اقتصاد … لان الانسان اذاشترد درهم به درهمین کان ثمن الدرهمین درهما و ثمن الاخر باطلا وسایل شیعه دوازده صفحه چهارصد و بیست و چهار جلد چهارده صفحه چهارصد و بیست و چهار به سند ..سنان عن علی بن موسی الرضا علیه السلام فی حدیث کاری به سند نداریم ولیکن صحیح است اونم صحیح است ولی صحیح اول باطل است و صحیح دوم صحیح است چون موافق قرانه می بینید علت اینه لان الانسان اذا اشترد درهم به درهمین کان ثمن الدرهم درهما من دو درهم میدهم یک درهم میگیرم یا یک درهم میدهم دو درهم میگرم یک درهم در مقابل یکی و درهم دیگر باطل است یا نه و ثمن اخر باطل است پس چطور شما نسبت به امام صادق علیه السلام میگید که ایشون گفت عیب نداره شما عرض می شود که یک دینار رو با هزار درهم در مقابل دو دینار بابا یک دینار و هزار درهم یک دینار در مقابل ده درهم است از هزاره اونوقت هزار درهم نهصد و نود درهم اضافه است در اینجا این نهصد ده اضافه است این اضافه باطل است و در مقابل چیست بنابراین اگر اقایون حدیثی باشند احادیث متعارضه و اگر کتابی باشند اگر صدها حدیثم داشتیم برخلاف نص قران است در چند بعد و مخصوصا در بعد حیله همین ایاتی که امروز بحث کردیم یک ایه میمونه اقایون روش فکر کنید که ممکن است این ایه استناد کنند ولی نکردند چون روی قران کاری ندارند نکردند ولکن ما تا اونجایی که ممکن است بتوند استدلال کند اونو نقل می کنیم و استدلالی که امکان دارد بهش بشه میکنیم که بعد که جواب داده شد دیگه بعدها هم اگر یه موقعی قرانی خواستن بشن به قران مراجعه کنند نتونن استدلال کنن در سوره مبارکه صاد ایه چهل و چهار وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ حضرت ایوب وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُولِي الْأَلْبَابِ وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ استدلالی که ممکنه بشه البته نکردند ها چون با قران کاری ندارند که استدلال ممکنه بشه می گویند که در روایات هست یا هر جور که وقتی که ایوب مبتلا به اون مصیبت ها شد تا اواخر اواخر اواخر زنش با او بود ولی جوری شد که زنشم او رو رها کرد زن ایوب تا اخر اخر نماند اخر اخر راها کرد خواست رها کند ایوب نذر کرد یا عهد کرد یا قسم خورد که صد ضربه به تو بزنم این بر حسب اونچه که بود ولکن بعد که ایوب علیه السلام حالش بهتر شد یا در همون حال بود براساس اختلاف روایت زن ایوب امد خدا هم لطف کرد و وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ زیادم بهش داد در اینجا چون زن ایوب امد اگر گناهی بود توبه کرد یا فرض کنید رفت و برگشت در حالی که این مرض هنوز باقی است اینجا بنا است که این صد ضربه بهش نخوره من بیان اون اشکالی که ممکن است بکند استدلال اینجا خداوند حیله یاد داد معاذ الله به ایوب و وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا ضغث یعنی صد چوبه نعناع به دست بگیر انقد میشه فضرب به با صدتا چوب نعناع زدن مسخره است دیگه کتک که نیستش که یعنی این صد چوب نعناع جای صد چوب را میگیرد ابدا و عددا عددا خوب صدتا چوب اینم صد تا چوبه منتها چوب کلفت نیست چوب نعناع است عددا صد مرتبه با صد چوب زدن با هر چوبی یکی یا اینکه فرض کنید یک چوب رو صد مرتبه زدن یا با صد چوب با هر چوبی یه مرتبه زدن یا با یک چوب صد مرتبه زدن این صد مرتبه زدن با یک چوب را یا با صد چوب یک مرتبه کرد چون صدتا طاقه نعنا است صدتا طاقه نعناع فضرب به و لاتحنث خوب اینجا باید گفتش که مثلا حرفی که امکان داره بشه که ایشون لاتحنث نذر کرده عهد کرده قسم خورده برای اینکه نشکند اون عهد یا قسم یا عرض می شود که نذر را میگه تو نقض عهد و نقض قسم نکن اینکه نقض قسم هست که اگر قسم درست است و باید صد ضربه بزند این حقه چیست اگر قسم درست نیست چون قسم در زمینه ای بود که این زن استحقاق صد ضربه رو داره ولکن الان معلوم شد استحقاق در برابر ضربه رو نداره پس بنابراین از بیخ اون نذر درست نیست اگر کسی مثلا نذر کرد که در روز عرفه کربلا باشه متوجهم نیست که امسال مستجع خواهد شد متوجه نیست اگر که بعدا متوجه شد که مستفی است حج باید بره یا باید بره عرفه کربلا این نذر بیخوده این نذر رحجان نداره این نذر حرام است اصلا ولی نمی دونسته قایده نذر اینه در اینجا این نذر یا درست است یا درست نیست چه درست باشد چه درست نباشد خذ بیدک ضغثا یعنی چی کسی که میخواد استدلال کنه ها نگفتن ما داریم عرض میکنیم ما میگیم تا اونجایی که امکان دارد بگیم بگن اگر بگن بگویند عرض می شود که این اگر نذر درست است که صد تا ضربه باید بزنه اگر نذر درست نیست چون زن مومنه بودو بعد استغفار که چه صدتا ضربه نه یکی ام یه انگشتم به این نباید بهش بزنه پس این بینابین چیه این بینابین مثل حرف صاحب جواهر است که در باب نماز جمعه میگد که ایه و دویست روایت دلیل است بر وجوب تعیین نماز جمعه از طرفی از طرف دیگر اجمعات منقوله میگوید نماز جمعه حرام است در غیاب عصمت ما .. تخمین میگیم میگیم وجوب تخمینی شما صاحب جواهر هم بر خلاف کتاب و سنت است که خودتون اعتراف دارید هم بر خلاف ..منقوله است در این جا خد بیدک ضغثا بر حسب اشکالی که ممکن است کسی بکنه این هم مخالف است با صحت نذر هم مخالف است با بطلان نذر چس چه باید گفت اگر اینجا امده باید گفت که خداوند این حیله را به ایوب یاد داد و خدا خودش نتوانست ببخشه این زن رو ایوب می تونه ببخشه خداوند این حیله رو به ایوب یاد داد که صدتا چوب نزنه اما یک بسته ای که صدتا عرض می شود که ساقه نعنا است به این بزنه اینو اقایون در جوابش فکر بفرمایید در خود سوالم اضافه ای دارید فکر بفرمایید در جوابشم فکر کنید که ایا می شود این ایه دلیل باشد برای کسانی که قایل به حیله و کلاه گذاری در باب ربا هستند یا نه.

الهم اشرح صدورنا به نور العلم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا لما تحبوه و ترضاه و جنبنا اما تحبوه و لاترضاه.