جلسه چهارصد و نود و هشتم درس خارج فقه

عقود (اجاره، مضارعه و جعاله)

و بدونید که قید کرده باشد که باید تا اخر سال این استفاده کند که اگر خراب شد بسازه بدونید اینها الزام کردن مالک بر مجدد ساختن عمارت یا ساختمان این معنا رو داره.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این رو ما قبول داریم که وقتیکه این عین از بین رفت چند ماه مونده من اجاره رو فسخ کنم پولو بگیرم این قبوله و اما اگر من نخواستم اجاره رو فسخ کنم ایا میتونم االزام کنم که شما خانه رو بسازی؟ نه چرا؟ برای اینکه این التزام از اول نبوده اگر از او این التزام بود بسم الله چون ما دو تا التزام داریم یکیش است التزام اصل اشاره و دومی التزام شی در اجاره، التزام اصل اجاره رو قبول دارم مادامی که عین است شما در این 12 ماه استفاده کنید ولیکن دیگه این قید رو ما قرارداد نکردیم که اگر هم قبل از این 12 ماه قید کرد من بگذرم الان که قید نشده چرا الزام کنم، الزام نیست فقط خیار هستش.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه خیر چرا؟! { 01:25}اولا میگیم ….. نیست ثانیا ….. نیست فسخ هستش غیر از فسخ دیگه الزام نداریم

بین الطرفین ای هستش دیگه

نشد ما داریم اختیار رو میگیم. اگر اومد و گفت من فرفی نمیکنه من تا 12 ماه باید توی این محل باشم 6 ماه رو استفاده کردم 6 ماه دیگه رو باید برای من بسازی.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این حرف درستش نیستش که { 02:04}تفریط در کار نشده نه تفریط از موجر است و نه از مستاجر { 02:12}فسخ میکنه بسم الله …. این معلوم، این رو قبول کردیم فَسَخَ چرا؟ برای اینکه مقصر نبودم { 02:30}یعنی فَسَخَ نه فسخ نمیکنه میگه اجاره تا 12 ماه است منتها این نیست ….

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

حالا اگر منفسخ شد و اصلا میگیم روشنه. اگر منفسخ نشد یک راه دارد فقط مستاجر که فسخ کند اجاره رو اما مخیر باشد بین فسخ اجاره اون 6 ماه دیگه گذشت و پولش رو گرفت یا نه، من اجاره رو فسخ نمیکنم بلکه الزام میکنم مالک رو که مورد اجاره رو بسازه این بحث دیگریه { 03:08}…. سابق بوده حالا که مینویسن …. حالا اگر یک جایی اجاره شد و اختلاف شد بین موجر و مستاجر موجر میگه من اجاره ندادم مستاجر میگه اجاره دادی اصل چی هست؟ ایا اصل در ملک من میاد که اجاره داده باشم یا نه، این اصل رو چی از بین میبره؟ اگر مستاجر دلیل داشت و این دلیل شرعا اثبات بشود اصل از بین میره پس اگر چنانچه { 03:52}نشسته ….. ما اینجا یک عرضی دارم ببینید مگر این نیست که یَد عماره ی ملکیته اگر من عبام روی دوشمه این عبام که روی دوشمه میتونه کسی بیاد بگه این عبا مال منه نخیر من بینات بیارم نخیر بودن این عبا روی دوش من به حساب اینکه مسلمان هستم این از َامارات و علامات ملکیته یا ملک عین یا اجاره، من در خانه ای نشستم ظاهر اینه که من در خانه نشستم و حق دارم ظاهر حال مسلمان که در خانه ای یا در دکانی نشسته اینه که حق داره پس اگر مالک اومد و گفت من اجاره ندادم این اصل رو قبول نمیکنیم همانطور که این اصل با شهادت و بینه نقل میشد یکی از چیزهایی که نقض میکند فسخ را یَد است، ید، ظاهر بینه و چه تمام اینها اصل رو نقض میکنه چون اصل دلیل است  { 04:52}مگه اینطور نیست اگر دلیلی در کار نباشد اصل این است که بنده ملکم از اول مال من بود یا نه؟ بله بعدا میگن اجاره دادی میگم نه پس اصل با منه که میگم اجاره ندادم مگر این که طرف اثبات کنه و اثبات بَیِنِه نیست یا بینه یا ید ایشون بینه رو{ 05:14} میگیم …. وقتی که این مستاجر دست منه این علامتی است که موجر به من اجازه داده یا اجازه ایجاری یا اجازه ی مجانی بالاخره یکدومش هست و اینکه من اجازه دارم بشینم اگر من گفتم ایجاری به نفع مالکه اگر که نخیر در اینجا من حداقل این است که باید اجره الملک رو من بپردازم و { 05:49}نه ااجاره و نه ……. اگر موجر میگوید که نه این حقشه این دو حالت داره یکی اجاره کرده یکی مجانی اگر موجر میگه بگه من اصلا اجازه به اون ندادم اگر اجازه ندادی یک لنگش ثابته و اون این است که ایشون در خانه نشسته پس این مورد اجاره ایشون است کمااینکه این اختلاف رو ما در این دیوار بغلی داشتیم که همسایه میگفت این طاقی که شما دارین این طاق روی دیوار ما دارید با اجازه ی ما گفتیم نخیر ظاهر اینکه این طاق روی دیوار است این دیوار مال ماست بنابراین من اجازه دادم و مال من است که شما طاق تون رو که روی دیوار من زدید این شد که خلاف اصل است. { 06:55}این معلومه، مثلا کسی فرض کنید لباسی از شما میگیره که بشوره این امانت است دست شما اگر در این خیانت نکردی که هیچی اما اگر افراط یا تفریط کرده در اینجا { 07:29} اما راجب جراح چی؟ جراح که میخواد جراحی کنه خوب بشه بدتر شد یا مثلا مرد اینجا شخص جراح یا طبیب ضامنه هستش؟ نه برای اینکه به شما میده شما اجازه میدهید که من شما رو جراحی کنم و اگر هرچی شد به عهده ی شماست ولی من خیانتی نمیکنم تقصیری نمیکنم خب در اینجا که نه خیانتی در کار است و نه تقصیر و نه قصور البته این شرط رو اقایون نکردن یک وقتی است یک پزشکیه که خیانتکاره و بلد نیست این مقصر است اما اگر خیانتکار است و امین است و بلد نیست در هر دو صورت ضامن است اما اگر نه خیانتکار است و نه ناشی هم حاذق هست و هم امین است در این دو صورت اگر طرف هم مرد خون بهایی در کار نیست.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ید مالکی رو بحث نمیکنیم ید انتفاعی رو داریم بحث میکنیم ید انتفاعی با کیه؟ با مستاجر

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

باید ببینم اصل چی هستش وقتی این عبا روی دوش منه و من مرتب دارم باهاش راه میرم چیزی است که برای منه اینجا اَماره در کاره اماره ید هستش

ادعای اجاره میکنه و شاهد هم میاره که ید برای مالکه

ید انتفاع برای مستاجره

خب برای ید انتفاع باید شاهد بیاره

عزیز من شاهدش خود ید هستش من که ید مالکیت دارم بر این عبا باید شاهد بیارم بگم این برای منه ید مالیکت داریم ید اجاره داریم ید انتفاع هم ید عین اماره است هم ید انتفاع ولی قوی تر از شاهده چون شاهد گواه منفصلی است و این گواه متصل است.

و سلام علیکم

————————————————–

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

{ 10:39}استطاره قبود که بحث کردیم منتها عرضی که داریم این است که صیغه ی خاصه ای لازم نیست بلکه اصلا لفظی لازم نیست چون عقد مطلق قرارداد هستش منتها قرارداد یا به نوشتن یا به گفتن یا به عمل یا به هرچی باید اشکار باشد. { 11:18}این یکی از شرایطی است که نِما باید مشاع باشه ما این رو عرض داریم. ما دو جور درصد داریم در مضارعه من زمینی دارم یا تخم میدم یا نمیدم زمین از من است و زراعت از شما اینجا شرکت است بین زمین که، شی خارجی تبلور عمل است فرض کنین با اون شرایطی که ما در اولویت زمین ما عرض کردیم و بعد طرف میاد روی این زمین کار میکنه کارهایی که از این زمین استفاده ی { 12:20}در اینجا چند جوره؟ میگه اینجا شما بیا زراعت کن و وقتی که زراعت کردی من سالی اینقدر یا هر زراعتی به شما میدهم این مضارع نیستش که شما کسی رو به عنوان عامل به عنوان کارگر گرفتی و گفتی اینجا کار کنه این که مضارعه نیست اجاره است، اشخاصی رو اجاره کردید و به اونها مزد میدید که شما کار کنید زراعت چه دراومد چه در نیومد چه از بین رفت شما مزدیتون رو میگیرد چون دارید کار میکنید مثل عمله مثل بنا اینکه مضارع نیست پس مضارع اینجاست که شرکت در بُعد اول،  شخصی که مالک زمین است زمین میدهد و شخصی که مالک کار است کار انجام میده حالا یا تخم بده یا نده این مضارع است در اینجا که مضارع است بعد اول نتیجه این مضارع این است که اون حاصلی درمیاد درصدی برای صاحب زمین باشد و درصدی برای کسی که زراعت میکنه. ایشون قید میفرمایند که { 13:45}این گندم یا جو یا گلابی یا سیبی یا هرچی این نِمایی که از زمین در میاد باید مشاع باشه چند درصد صاحب زمین و چنددرصد مضارع یا باغبان اون قسمت شرقی چندمترش برای من اون قسمت غربی هم برای شما اگر 1 هکتار از اینقدر زمین هرچقدر درمیاد فرض کنید 50 درصد صاحب زمین 50 درصد هم برای اون ولی 50 درصد از مشاع نه اینکه بیاد بگه من 50 درصد از مشاع نمیخوام من میگم که این 1 هکتار زمین نیمه هکتار شرقیش هر چی در اومد برای من نیمه هکتاره غربی هر چی در اومد برای تو ایشون میگن ما این رو قبول نداریم چرا قبول نداریم؟ اگه غرر است که ما در صورت غرر که عرض نمیکنیم اگر زمین یک زمینی است که معمولا این زمین تمامش نتیجه داره خاک و اب و مراعات و مراقب یک جوره روی این مبنا چه مشکلی دارد که مضارعه روی این حساب باشد شمائی که روی این زمین کار میکنید فلان مقدار مصاحت از شرقی زمین نماش برای شما باشه و من که صاحب زمینم این طرف برای من باشه اگه غرر نباشد چه مشکلی داره؟ مگه { 15:30}میخوره ما میگیم که { 15:35}تعیین …… غیر مشاع از فلان جای زمین … یا نه …. نفع داشت، نداشت، زیاد بود، کم بود مثل باب مضاربه دیگه در باب مضاربه اگر همون مضاربه ی خالی باشد این 1 میلیونی که من به شما دادم هر چه نفع شد مثلا 40 درصد مال شما 60 درصد برای من اگه اینطور شد اما یک مرتبه نه ما میایم مصالحه در مضارعه میکنیم میگیم این 1 میلیون ماهی 100 تومن 50 تومن هرچقدر نبود، بود، کم بود زیاد بود هر چی بود اینها رو ما مصالحه میکنیم در یک مبلغ معین ما اگر بخوایم این 1 میلیون رو مضاربه صرف بکنیم باید هر ماه یا اخر هر سال حساب بشه اما ما به جای هر ماه یا اخر هر سال میگیم بنده به ازای این 1 میلیون ماهی مثلا 50 تومن یا 100 تومن از شما میگیرم مصالحه روی به مضاربه یعنی بالا و پائین رو عاقلانه در نظر بگیرند و اون حد متوسطی که عقلا میپسندند رو در نظر بگیرند این مصالحه روی مضاربه است در اینجا هم همینطوره.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اینجا هم اگر ضرر کرد همینطوره ضرر که هیچی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه شرط اینه که در همه یک جور عمل کنه. اگر نشه باطله اصلا شرط این است که در همه یک جور باشه. { 17:45}عقده لازمه و مدت معین شده. بنده این زمین رو به شما به عنوان مضاربه میدم 1 ساله 2 ساله 3 ساله { 17:58}ما سوال میکنیم از علامه بزرگوار این { 18:13}بالفعل یا نه؟ بنده صاحب زمینم و دیواری هم کشیدم و اولویت دارم منه اولویت دار خودم قدرت ندارم که از این انتفاع ببرم اما شما قدرت داری این کار رو بکنی این رو به عنوان { 18:29}حساب میکنی یا نه؟ اگر در بعد شخص خودم میخوای حساب کنی بنده انتفاع نمیتونم ببرم ولی شما میتونی ببری کمااینکه در باب فروش هم همینه فرض کنید یک ماهی است توی این حوز و این حوز هم ماله منه من میتونم بگیرم ولی شما نمیتونی بگیری میتونم بفروشم یا نه؟ اقایون میفرماید نه برای اینکه تسلیم باید کرد ما میگیم نه خیر تَسَلُم کافیه ولی اینکه چیزی که من میفروشم طرف بشود به دست اون بیاد چه من بدهم چه خودش بگیرد چه شخص سومی منتها در اینجا ارزون تر میشه در صورتی که خودش بدست بیاورد یا شخص سوم اینجا طبعا ارزان تر میشه اما اگر من ماهی که مشکل است گرفتنش خودم بگیرم و تحویل اون بدم در اینجا گران تر میشه { 19:17}من خودم نمیتونم ولی شما میتونی منتها ارزون تر میشه { 19:30}معلومه مثل باب اجاره. منی که مضارعه کردم با شما، شما خودت بکاری بدی به دیگری بکاره یا با هم بکاری یا با خود صاحب زمین بکاری در هر صورت طبق قرارداده { 19:55}من میگم اقا توی این زمین گندم بکاری شما میرید فرض کن چیز دیگری میکارید خب نمیشه این { 20:09}است در حقیقت … خراج و مالیت و چه باید مالک زمین یا صاحب زمین بده …. خَرص عبارت است از چِراء این چِرائی که در زمین هست و چیزهایی که حیوانات میخورند این طرفینی است مگر اینکه قید بشه اگر قید کند شخص صاحب زمین که فقط من گوسفندامو میتونم بیارم اونم قبول کنه خب مسئله ای نیست اون شخصی که این زمین رو میخواد درست کند بگوید گوسفندهای من فقط اونم درسته در صورتی که طرفین به توافق برسند درسته اما اگر هیچ قیدی نشد چون این زمین مشترک و بیناهما است پس انتفاع از این زمین در بعد اول و دوم مشترک است در بعد دومش که مورد … مضارعه است  { 21:02}در بعد اول چیزهایی است که حیوان خور است انسان خور نیست علف هایی که در میاد چه در خود زمین و چه در اطراف زمین این مشترک است بین طرفین  { 21:17}این دیگه احتیاجی به خوندن نداره ما ابحاث مهم فقه رو باید بحث کنیم   { 21:35} و الی اخر فقط ما یک مطلبی رو داریم که باید خارجا بحث کنیم. زمین بر مبنای که ما داریم  اون ملکی که  { 21:44}میشه خب این زمین دو حال داره یک موقع است من زمین رو در …. خود قرار دادم و میگم این برای من کاری هم نکردم این ماله من قباله گرفتم چه گرفتم مال من است نه تحجیری است نه احیائی هیچی این زمین رو من خریدم مثلا قباله ام کردم این حرفا بعد میخوام مضارعه هم بکنم مضارعه چی میخوای بکنی مال شماست این زمین. هر کسی که قدرت دارد به اندازه ی حاجت خودش میاد اینجا زراعت میکنه و زمین بر او اولویت دارد و  { 22:18}ماله خودش ولی یک مرتبه است نخیر بنده زمین رو تحجیر کردم یا صاف کردم این زمینی که …. است مرده مقدار این زمین رو اماده کردم یا مقدار اول که تحجیره البته حجره، تحجیر ممکن است که خاکی دور دور یا شاخ های یا درخت های خشک این مرحله ی  { 22:43}که حق اولویت رو برای من ایجاد میکنه اگر حق اولویت بر من ایجاد کرد در مضارعه حق من چقدره؟ خب کمتر هستش دیگه. اما اگر بعد از تحجیر من احیا کردم این امادگی برای استفاده  { 23:00} در اینجا حق مضارعه من بیشتره اگر تعمیر کردم طرح بندی تمام این کار ها رو کردم فقط تخم نذاشتم و اب ندادم در اینجا تعمیر شده و حق من بیشتره ولیکن در هر سه بُعد من مالک زمین هرگز نیستم که اگر چنانچه من تحجیر کردم بلکه بالاتر احیا کردم بلکه بالاتر تعمیر کردم طرح بندی چه و این حرفا همینطور گذاشتم و کاری بهش ندارم نه خودم روش کار میکنم نه دیگری در اینجا حق اولویت من از بین خواهد رفت من مادامی حق اولویت دارم که روی اون کاری کردم که تحجیر است و احیا است و تعمیر است روی اون کار بکنم و خصوصا اگر من بتوانم خود کار کنم یا به دیگران بدهم و یا نه خود کار کنم و یا دیگران همانطور زمین بماند اینطوری نیست که من اولویت داشته باشم اولویت از بین میره مانند جایی که شما در حرم یا مسجد برای نماز، اگر شما برای وقت نماز نرفتید دیگه تموم شد تا کی برسد شما برای دیگران هم جا بگیرید شما برای خودتون وقت دارید که برای وقت نماز بیائید نماز بخونید اما قبل از وقت نماز بیائید نماز بخوانید چه اشکالی داره نماز شروع شد دیگه حق شما از بین رفت دیگه مالکیت در کار نیست در باب مضارعه هم همینطوره در باب مساوات هم همینطور در باب مساوات یکی از شواهد از رسول الله روایت داریم که کسی سوال کرد من یک قناتی رو حفر کردم و مقداری رو استفاده میکنم و بقیش زیادیه اب این اب زیادی رو میتونم من بفروشم؟ براجی بفروشی این اب ماله تو نیستش که، بله اجرت بیرون اوردن اب را تقسیم کن بین خود و دیگران که به اونها اب میدی این فرق کرد مثل قضیه ماهی گرفتن و چه کردن و چه کردن، از اموال عمومی اگر به بیشتر از حالت معمول خود استفاده کردی بقیه رو نمیتونی بفروشی بقیه رو فقط مزد به دست اوردن مزد اماده سازیش رو میتونی بگیری این در باب مضارعه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

همه رو حساب میکنیم. برق و موتور همه رو حساب میکنیم. مثلا یک موقع هست که اب رو میخوام بفروشم این غلطه اما نه نمیفروشم میام حساب میکنم این 24 ساعت که اب میاد بیرون اولا چقدر خرج کردم که چاه زدم ثانیا مصرف برق و کارگر میشه این تقسیم میشه بین من و دیگران که از این اب استفاده میکنن { 25:53} اگه بفروشم 10 ها برابر این گرون تر خواهد شد …. دلیلش ….. علیه السلام وقتی که اون …. رو در رحل برادرش گذاشت و ……. در اینجا

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب بله ما اصل رو داریم میگیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

در مضارعه؟ { 26:43}هستش دیگه. ببینید یکی از غنی ترین مواد …… کافیه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 27:00}یوسف که جای خود اگه کافری هم این جائله رو انجام میداد و خداوند انکار میکرد این برای ما قابل قبول بود { 27:25 …………………. مینویسه، هر کس اصل من را در فلان جا پیدا کرد من اینقدر به اون چیز میدهم حالا در این “اینقدر” بحثه، اولا اینجا دو بعد دارد جائله یک بعد جنس است که قرارداد میکنند یک کسی این جنس رو اورد و یا پیدا کرد یا از دزد گرفت یا چه این جنسی رو که نمیتوانم یا خود نمیتوانم این جنس خودم رو بیارم و استفاده کنم من قرارداد میکنم اگر کسی اورد “اینقدر” حالا اینجا دو بعد است یکی اون جنسی است که مورد جائال{ 28:18} است یکی اون مالی است که به عنوان …. قرار میدیم ایا هر دو باید معلوم باشد؟ یقینا و دقیقا باید معلوم باشد مانند بیع و اجاره یا نه به طور عادی؟ این به طور عادیه چون { 28:32}چقدره؟ چند …. بالاتر چند … پائین تر این معلوم نیست { 28:40}کِی بیاورد؟ چجور بیاورد با چه وضعی بیاورد هم …. مجهول است و …. مجهوله ولیکن یک مرتبه جهلی که غرر است داریم یک مرتبه علم صد در صد داریم میگیم بین بین هستش پس در باب جائله نه مثل اجاره است نه مثل بیع است و نه مثل عقد است و نه چه و باید کاملا روشن باشه و نه اونجایی که غرر جهالت هست بلکه { 29:08}استفاده میکنیم که زمان انجام این عمل و کیفیت این عمل اگر هم معلوم نباشد صد در صد به طور اجمالی غیر غرری این معلوم باشد اشکال نداره و همچنین اون مالکی که در مقابل قرار میدن.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این ایه در هر صددی که هست قران بیان الناس هستش و هرچه میشود از ایه استفاده کرد میگیم مراد است مگر اینکه من بگم نه این مراد نیست 29:38}ما میگیم { 29:54}عمل غیرمقتول نه هر کس 10 مرتبه در این بلوار امین بره و بیاد اینقدر بهش میدیم بیخود کرده قرارداد درست نیست باید اون عمل باید عملی باشه که مورد نفع بشه یا نفع برای من یا او یا هردو یا نفع برای مجتمع باشه یک نفعی که در مقابلش پول میدم باید در کار باشه منتها  { 30:26}علامه میفرمایند ایشون قید نفرمودند چون اگه …… بودن در حد غرر است که ایات نفی غرر این رو نفی اش میکند، نه این30:36}این جهل ….. است که این مبلغی رو که معین میکنه اقا هر کس رفت این جنس من رو پیدا کرد ممکنه یک فرسخ باشد یا دو فرسخ باشه پنج فرسخ باشه کم باشه یا زیاد باشه این مجهوله اونی که جبران میکند جئل هستش هر کسی که این طلای من که 100 هزارتومن می ارزه پیدا کرد من 10 هزارتومن بهش میدم خود این 10 هزارتومن جبران میکند بالا و پائین و کم و زیاد بودن پیدا کردن را

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه اون طرفی که قرارداد میکنه معلومه. ایا پیدا کردن جنس چقدر کار میخواد؟ چه مقدار زمان و چه مقدار کار میخواد خب این معلوم نیستش که نه برای این طرف و نه برای اون طرف ولیکن اون شخصی که میرود این مدت رو مصرف میکنه و اون جنس رو میاره به چه حسابی میره به حساب اون پولی که مقرر شده پس این جبران میکنه. این پول جبران میکند اون جهالت رو منتها چه جهالتی؟ جهالتی که مورد مسامحه باشد در { 31:55}مثلا فرض کنید بنده یک 100 هزارتومن پولی رو در خاورمیانه گم کردم هر کس پیدا کنه 5 هزارتومن میدم ممکنه اگه 1تومن هم بدی نیاد بده این که نیمرود خاورمیانه رو بگردد نه باید حساب طرفین جریان رو بکند { 32:15}یک بار شتر گندم در اون قحطی گندم این هر چی هم دارن ارزش داره معلوم بوده در اون موقع همین جاها گم شده دیگه اینطور نبوده که برن شهرهایی رو بگردن و این حرف ها { 32:36}قدر و اندازه اوردنش معلوم باشه { 32:50}…. معلوم نمیکنم اگر کسی این جنس من رو پیدا کرد یک چیزی بهش میدم خب این درست نیست مجهوله این یک چیزی محول میشود به { 33:14}این بهترم هست. بعد از اونکه پیدا کرد تقدیر میکنیم که این مقدار وقتی که و عملی که مصرف کرده است این چقدر ارزش دارد این که بهتر است از اینکه قبلا معین کنیم هر دوش درسته چون هر دوش خالی از جهالت و غرر هستش اما دومی چون اگر کسی پیدا کرد بسنجیم که پیداکردن چقدر مزد داره مثلا { 33:39}اصلا خود مالک گفته اگر کسی پیدا کرد این اجرت اور هستش اگر چنانچه مالک نگفته بود کسی میرفت پیدا میکرد این رو هیچی و حمال، حمالی که جنس شما رو میبرد یک جایی میزارد که شما میخوای ولی نگفتید بهش این اجرت نداره اما همینقدر که گفتش اگر کسی پیدا کرد من چیزی میدهم این { 34:10} مالک خود این …. مالک یعنی من چیزی میدهم یا چیزی رو معین میکند یا نمیکند اگر معین کرده همونه به شرط اینکه عاقلانه باشد و …. و اگر معین نکرد باز این در ضمن قرداد خود مالک هستش میگه من چیزی خواهم داد { 34:27}گرچه اجرت معینی گفته کافی نیست ولی این عرض کرد مطلب رو ایشون میگن { 34:40}میگه این دینار …. بیخود شما معین میکنید اگر در یک شهری این شهرمثل تهران است که چقدر بزرگه اگه چیزی پیدا شد در اینجا میگه اگر شهر بزرگ بود دو دینار یک دینار چون فرق میکنه اینها بنابراین شما نمتونید این دینا و دینارین رو معین کنید  { 35:13}من میدونم شما یک چیزیتون گم شده بدون اینکه شما بگید من تبرعا میرم پیدا میکنم میدم بهتون حق دارم؟ حتی اگر خودم تبرع نمیکنم یک نفری رو میگم اقا شما اگه مال فلانی رو پیدا کردی من اینقدر بهتون میدم، خب مال رو پیدا کرد اینقدر هم من باید بدم ایا میتونم از شخص مالک بگیرم؟ نه عین حمال عین کارگری، کارگری که بدون اشاره صاحب کار، کار کنه این حقی ندارد اینجا هم همینطوریه  36:02}با دیگری هم این جعل کرده قرارداد کرده یا خودش انجام داده …. اگر شخص اجنوی این تبرع رو عمل کرد تبرع به جعل کرد ولو 36:26}خودش تبرع کرد …. خودش باید این کا رو انجام بده چون تبرع هستش … تا اخر مطلب تقریبا اینطور هستش. اگر فرض کنید که بگد که اگر کسی فلان کار ساختمان رو برای من انجام داد من اینقدر میدم عاقلانه اگر کسی به شروع کرد ساختمون رو داره انجام میده میتونه باید بگه که نه؟ نه دیگه نمیتونه بگه برای اینکه عفو { 37:19}چون قرارداد کرده معین هم نکرده کی ولیکن هر کسی این ساختمان رو با شرایط البته مشغول شد و انجام داد من اینقدر به اون مال میدم و طرفم بر میزان عقلائی بدون غرر و جهالت این کار رو قبول کرد، حالا اگر شما قبول کردی دیگه نمیتونی بگی نه حالا چه اگر شما بگی نه ضرر کنی یا رها کنی ضرر نکنی ممکن است شما رها کنی ضرر نکنی اگر یک اتاق ساختی و بقیش رو نه شما همه رو میتوانید بسازید نمیتونید شما رو { 37:57}چرا؟ مثل اینکه کسی معماری رو باهاش قرارداد کرد گفت من روزی اینقدر به شما پول میدهم تا 6 ماه یک ساختمون رو بسازید تا 6 ماه تموم نشده نمیتونم فسخ کنم این معامله رو مگر اینکه علل فسخی یا خیاری چیزی در کار باشد در باب جعل هم جائله هم عقد لازم است اگه طرف شروع کرد نمیتواند این شروع نکرده کسی نیست مثلا کسی بیاد بگه من این کار رو میخوام بکنم خب هنوز چیزی نشده ولی وقتی شروع کرد جائله متحقق شد این غیر از باب اجاره و بیع هستش در باب اجاره و بیع اگر قرار داد شد دیگه نمیتونه از بین ببرد اینجا تحقق قرارداد به این است که این شخصی که میخواد این کار رو انجام بده خودش مشغول این کار بشه مگر اینکه بیاد بگه اقا این قراردادی که شما کردید اگر کسی چنین کار و چنان من اون کسی هستم که این کار رو میکنم و این مبلغ رو { 38:53}قبول دارید؟ بله تموم شد پس اگه صورت عقل …. لزوم پیدا میکنه حالا بالاترین مرحله و { 39:02}این است که این شروط کرده است …. انجام بده شروط کرد دیگه هیچا کاریش نمیشه کرد مگر اینکه صاحب جعل بگه که این به درد نمیخوره این ضرر میزنه و فایده نداره مراد رو انجام نمیده پس در تمام مراحل باید عدالت در کار باشه { 39:21}هم مسجل باشه غرر و جهالت و کلاه و چه در کار نباشه این درست است یا فرض کنید یک کسی گفتش که اگر کسی من را عمل جراحی قلب کند چنین و چنان میدهم یارو شروع کرد وقتی شروع کرد گفت نه گفتم می میری اینکه من قابلیت ندارم مطلب دیگری است اما اگر من قابلیت دارم در اینجا هم ضرر به خود من خورده است که کار رو یک مقداری انجام دادم بقیه رو انجام ندادم و هم دارم ضرر به این طرف خورده اگر { 39:50}نمیشه این مثل کل معاملات لازمه ای است که نمیشه کاری { 40:00}انجام داد.

و سلام علیکم