بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
علامه میفرمایند که ﴿اخراجه النفسه﴾ از شرایطه وقفه، ﴿اخراجهُ﴾ دوجوره، البته در وقف که دائم هست، یک اخراج عین هست ولاکن بعضی از منافع باقیست، یک مرتبه اخراج عین هست با کل منافع، ما دومی رو نمیتونیم قبول کنیم، چرا؟ برای اینکه اصل وقف، وقف عین هست دیگه، خب این عین را به عنوان عین از ملک خود خارج کرد اما بعضی از منافع ماند، یعنی خود را با موقوف علیهم شریک در بعضی از انتفاعات بداند چه اشکالی داره؟ اخراج که نیستش که؟ مگر اینطور خبال بشه، بگه نخیر، وقف اخراج عین است با کل منافع اولا، بعد شرط میکند بعضی از منافع به من برگردد، این چه حرفیه؟ چه لزومی دارد در وقف که اخراج عین با اخراج کل منافع بشه نخیر، وقف این است که این مال را، عین را توقف دهید از تصرفات مالکی خودتون به هر وضعی از اوضاع هست اما یک مرتبست که این عین را از ملک خود کلا خارج میکنم و منافع در ملک من باقی باشد، تناقضه خب نمیشه، چرا وقف کردی اصلا؟ بنده این خانه را از ملک خود خارج کردم ولاکن خودم و تمام ورثه تا وقتی این خانه هست استفاده کنند، این بازیه این تناقضه، اینو که ما بحث نمیکنیم، یک مرتبه شما وقف میکنید این خانه را عینا و منفعتا، کلا از خود خارج میکنید این درسته حرفی نیست، حرف در بَینَهُماست که اینجا با علامه بزگوار بحث داریم، ﴿اخراجه النفسه﴾ یعنی اخراج ملک به تمام معنای کلمه هم صد در صد عین و هم صد در صد منافع، ما صد در صد عین را قبول داریم اما در منافع بله، میگن من این خانه را از ملک خود خارج کردم برای موقوف لهم یکی از موقوف لهم خودم هستم، مال دیگران منانفع حادثه هست که احداث میکنم با اخراج عین و مال خودم منافع مستمره هست چه اشکال دارد؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟ بله همینه دیگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اونو که ما عرض نمیکنیم که، ببینید
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
وقفه، چه اشکالی داره؟ ما همینو داریم میگیم، چه اشکالی داره؟ برای اینکه وقف فقط وقف العین است
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ببینید، ببینید، اولا من مالک عین بودم صد در صد خود عین و صد در صد خود منافع بله؟ خبل خب، ایا من میتونم این عین را به شما بفروشم یک سال دیگه تحویل بدم که عین مال شما و منفعت مال من، میشد؟ تفکیک عین از منفعت میشه یا نه؟ خب میشه دیگه، میشه بعض العین بعض المنفعه، کل العین کل المنفعه، میشه تفکیک کرد یا نه؟ خب در اینجا هم همینطوره، در اینجا هم ما مکتب تفکیک میشیم در باب وقف، در باب وقف میگیم من کل این عین را از ملک تون خارج کردم اما انتفاعاتش مقداری بماند به عنوان اینکه منم فردی از افراد موقوف علیهم باشم، یعنی وقفتُ علی نفسه و علی غیری انتفاعات را اما ملک نه ملک من است و نه ملک شما
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ما همینو عرض میکنیم دیگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ما هم همینو عرض میکنیم به این معنا که مثلا درصدی از منافع این خانه در ملک من بماند که اون درصد را من از نظر منفعتی وقف نکردم بلکه عین را کلا وقف کردم چه اشکالی داره؟ گیری نداره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
به شرطی که جدا نشده باشه، جدا نشده اینجا اخه، مثال من زدم دیگه خانه رو میفروشی ولی میگی من تا یه ساله اجاره دادم، خانه را به اقا اجاره دادم ولی خانه رو از الان میفروشم، پولم مثلا میگیرم، خب اینجا منفعت تابعه نیست، منفعت اتوماتیکی تابعه این هست اگه جدا نشده باشد. مطلب بعدی ﴿و لو شرط عودهو کان حبسا﴾ ما بحث لفظی نداریم ما گفتیم وقف دو جوره، یک وقف دائم است و یک وقف موقت. حالا اگه وقف را دائم قبول کنیم از فقهای بزرگوار اینجا ﴿و لو شرط عودهو کان حبسا﴾ بنده این خانه رو وقف کردم برای فلان جریان به شرط اینکه سر سال برگرده، خب این حبسه، وقف که نیستش که، مثل بیع موقت مثلا. عرض میشود که خب در اینجا فرق نمیکند بنده که وقف میکنم و شرط عود میکنم چه بدانم معنی وقف دوام است و چه ندانم، عمده مطلب لُبِ قضیه هست، چه بدانم معنی وقف دوام است و چه ندانم اگر بدانم معنی وقف دوام است و شرط عود میکنم، شرط عود اون دوام رو از اول از بین میبرد، اگر ندانم معنی وقف دوام است از اول لفظ وقف گفتم ولاکن معنایی که عرض کردم چیه؟ حبسه مدت المعینه که اینو بحث کردیم قبلا. صفحه ی بعدی {06:00}اینم یه شرط، شما چیزی که وقف میکنید عین مملوکه باشد، مملوک گفتیم دو معنا دارد یا مملوک من باشد یا من اجازه دارم یا ولایت دارم که اینو وقف کنم، اونجا هم مَلَکه صِدق میکند چون ملکه ملک عین نیست ملک منفعت ملک تصرفات هم هست. اینجا میگه {06:28}مادامی که هست ازش استفاده میشه اما اگر این عینیست که یک سال ازش استفاده میشه بعد هیچ گونه استفاده نیست، این چه وقفیه؟ چون وقف عین که میکنید عین تملیک به کسی که نمیشه که، میشه؟ عین رو از ملک خود خارج کردید، تملیک به کسی نکردید، این عین از ملکیت کلا خارج شد اما منافع مربوط به کیه؟ به موقوف لهم، درسته؟ موقوف علیهم. حالا اگر منافع عین مادام العین نیست، یک مرتبه مادامی که عین هست منافع هست مطلبی نیستش که دوام داره، یک مرتبه نه این خانه ای که من وقف کردم این خانه یک سال دیگه مثل زمین صاف میشه کوه و دره میشه، این وقف نیستش که این حبسه، برای اینکه این منقطع الاخر خواهد بود. {07:23حالا ونو بحث میکنیم، بله یک مطب هست، اگه من یک چیزی رو وقف کردم که با انتفاع زائل شد، من این گوسفند را، این گوسفندان رو وقف کردم برای کشتن و خوردن، این وقف نیستش که! برای اینکه انتفاعش با کشتنه، کشتن عین رو از بین برد پس ابدیت نداره، اینو اگه لفظ وقف هم شما بیاری ولاکن این یا بگین حبسه یا بگین هبه هست اصلا، ما در لفظ که بحث نداریم که. بعدش ﴿و جوازُ تصرف واقف﴾ اگر شما بر کسی وقف کردید که این مهجوره، یا دیوانه است یا اینکه سفیحه، بالاخره مهجور هست از تصرف، در صورتی که {08:10}در صورتی که خود جنابعالی که صاحب این ملک هستید اگر خود جنابعالی که صاحب این ملک هستید حق تصرف ندارید، تصرف تون صحیح هست؟ خب نه، کذالک فرعه، اگه من خودم حق تصرف دارم اما ملکی را وقف میکنم برای کسانی یا کسانی، کسی یا کسانی که حق تصرف ندارن، این چه وقفیه!؟ شما نه ملک رو منتقل کردید، چون معنی وقف انتقال ملک نیست، و نه منفعت به دیگری رسید چون دیگری نمیتونه استفاده کنه، عینم مثله اینه که شما اگر یک ملکی را وقف کردید برای کسانی که از این ملک انتفاع ببرند و اصلا نفع ندارد، برای شما نفع داره، یک ملکیست که برای شخص من نفع داره ولی برای دیگران اصلا نفع ندارد، این وقف یعنی چه!؟ چون وقف یک بُعد اصلی دارد که توقف دادن این ملک است که از ملک من خارج شد و به ملک دیگری داخل نشد، و بُعد دوم انتفاع از این ملک است، پس باید هم نفع داشته باشد و هم با داشتن نفع طرفی که موقوف علیه هست جواز تشرف داشته باشد، اما اگه جائز نباشه تصرف کنه، این مهجوره مثلا یا اینکه دیوانه است یا فرض کنید اصلا نمیتونه بره تصرف کنه، یک باغی رو وقف کردم برای ال فلان، ال فلان اصلا نگاه نمیتونه این باغ رو بکنه، یک جوریست که اصلا هیچ وقت نمیتونه به این باغ برسه و استفاده کنه، خب در اینجا وقف اصلا معنا ندارد﴿و جوازُ تصرف واقف تصرفا مسکورا فی الوقف﴾ {09:52}بخشی از زمان ….. مثلا بنده وقف میکنم، اینکه وقف میکنم، اینکه وقف میکنم میتونه از اول تا اخر میتونه تصرف کنه، خب بحثی نداریم، یک مرتبه نه این ادم یک بخشی از زمان در وسط مهجور خواهد شد و من میدانم یا نمیدانم، من که واقف هستم یا میدانم که یک بخشی از زمان از حالا تا اخر که این وقف هست، یک بخشی از زمان اون مهجور از تصرفه چه من بدانم چه ندانم، وقف باطله؟ نه، برای اینکه وقف یعنی چه؟ ایا معنی وقف این هست که بنده وقف کنم چیزی رو برای کسانی که {10:40}خوابه چی؟ یا مسافرتیست؟ پس استثنائی دارد و این استثنائات منافاتی با استمرار وقف ندارد، مثل باب بیعه، مثل باب نکاحه، باب نکاح، اگر کسی خود را به ازدواج مردی داد زنی، یا زنی خود را به ازدواج مردی و در بین جنون امد بعد جنون از بین رفت، جنون ابطال میکند عقد رو؟ نه، مگه شرط کنه، شرط کند زن یا مرد که در ضمن جنونی نیاید، اگر جنونی بیاید {11:13} منفسخ است اگر وضعیت مطلوبه، یا من حق فسخ کردن دارم اگر تعدد مطلوبه، در وقف هم همینطوره، در وقف اگه از اول تا اخر یا از اول عرض میشود به طور کلی از اول تا اخر این مهجور هست خب نمیشه، اما اول مقداری مهجوره بعد از بین میره، اول مهجور نیست اخر نیست وسط مهجوره مطلبی نیست، این به دوام جریان وقف که مقتضای وقف هست این ضرری نداره.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چی؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
کدوم؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
در اونجائی که ولی خاص هست نه ولی عام، ولی خاص یعنی پدر این طفل، اگه پدر این طفل وقف رو قبول کرد فعلا درسته ولی طفل که بزرگ شد و قبول نکرد چی؟ بهم میخوره دیگه چون ولایت در زمان تکلیف ندارد که، قبل از تکلیفه، مثل باب نکاح دیگه، بر خلاف اونکه اقایون میفرمایند
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ولی خاص که مثلا چرا ولی خاص مثلا؟ روی چه حساب؟ پدرِ، پدر عام میفرمائید حاکم شرعی مثلا بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب پدر مجنون هم همینطوره، پدر مجنون قبول کرد بعد مجنون جنونش از بین رفت، قبول میکنه؟ چه لزومی داره؟ این ولایت فقط در زمان جنون داره بعد که ولایت ندارد که
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه، ابروش میره قبول نمیکنه، اگر بنده میخواد حوزه شهریه بده قبول نمیکنم، اگرم بمیرم {12:39}قبول نمیکنم، اگرم من معاذالله مهجور تصرف شدم بعد به حالت اول برگشتم قبول نمیکنم چرا؟ برای مرگ بهتر است برای من که شهریه بگیرم. ﴿و وجودهُ موقوف علیه و تعیین {12:50} و اهلیت للتملک﴾ ینو قبول نداریم، ایشون میگه که موقوف علیه الان باید باشه، چه لزومی داره؟ بنده این خانه رو وقف میکنم برای فرزندان شما، شما نه، اصلا شما داخل جریان نیستید، برای فرزندان شما وقف میکنم، مگه از حالا باید استفاده کنه؟ چه لزومی داره؟ بنده زمینی رو وقف میکنم برای زراعت، از حالا زراعت میشه؟ حالا زمستان مثلا زراعت میشه که، پس وجود موقوف له عند الوقت لازم نیست نه اهلیتش شرط است، نه جواز تصرفش شرط است، نه انتفاع بالفعل شرط است، نه وجود موقوف علیه، بلکه باید زمانی بیاید حتما که بتواند موقوف علیه از این وقف استفاده کنه و لذا ما اینجا اختلاف داریم با کل علما که این حرفو میزنن میگن اگر چنانچه موجود است موقوف علیه درست، اگر معدوم است نادرست اما اگر معدوم را به موجود ضمیمه کنند درسته، میگیم چرا؟ دیروز عرض کردیم، اگه به معدوم نمیشه وقف کرد نه اصالتا میشه و نه ضمنا، نمیشه گفتش که معدوم در اصالتش نمیشه در ضمنش میشه، اگر واقعا معدوم اهلیت ندارد که بر او وقف بشه استمراشم مثل اولشه دیگه چه فرقی میکنه دیگه، همون شرایطی که در اصل وقف در ابتدا و در موقوف علیهم موجود هست همون شرایط در موقوف علیهم معدوم هم باید باشه پس این حرف رو ما قبول نمیکنیم، ضمیمه کاری نمیکنه کمااینکه در باب بیع هم این حرفو میزنن اقایون، در باب بیع میگن که {14:29}باید معلوم باشه. مجهول نباشه اما اگر مجهولی را ضمیمه معدوم کردن بهم فروختن میگن درسته، میگیم نخیر، درست است در معلوم و نادرست است در مجهول، مجهول هیچوقت این مجهولیت رو از دست نمیده
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
الان مال رو از ملک خود بیرون میکنم، این مثال رو داریم میزنیم، بناست عده ای متولد گردند، الان این زن حامله است بناست متولد شه اینطور، ما این مال را بر ایشون وقف میکنیم، معنیش چیه؟ دو معنا دارد، یک معنا این است که از ملک من خارج شد، خب خارج شد، نمیتونم تصرف کنم، یک معنا تصرف موقوف علیه، موقوف علیه در زمان خودش میاد و تصرف میکنه اشکالش چیه؟ چه اشکالی داره؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مثال رو من جایی، ببینید نشد، اخه معدوم چیه؟ معدوم یعنی الان اهلیت تصرف نداره، نخیر حامله نیست، بعدا قطعا حامله خواهد شد، ببینید از ال فلان فرزندانی بعد از بیست سال میان مثلا، بعد از چند سال میان، الان حامله هم نیست، الان نه صلح کار میکنه نه رحم، بعد از چند سال افرادی میان، این وقف دارای دو بعد است بعضی وقت ها متصله بعضی وقت ها منفصله، در اینجا بعد منفصله چرا؟ من اول این مال را حق ندارم از ملک خود خارج کنم، چرا حق ندارم؟ اینو از ملک خود بعد از استفاده خود خارج میکنم، بعد داخل میکنم در ملک کسانی که بعدا میان، مثل اینکه بنده الان میفروشم به شما این فرش را که از یک سال دیگر ملک شما بشه، نمیشه؟ این بحثو قبلا کردیم ما، در نکاح هم همینطوره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اون رفت سر تنجیز ببینید شما دیروز نبودید مثل اینکه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
رفت سر تنجیز
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نخیر مالک نیستم، از ملکِ
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مالک؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مالک هیچکس، وقتی میگه وقف، وقتی من به شما وقف میکنم شما مالک نیستید که عزیزم، من که به شما که زنده ای وقف میکنم مگه شما مالک میشید؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
جهت مالکه دیگه، جهت مالکه مثل مسجد، مثل مزرعه ای که وقف میکنن برای اینکه فی سبیل الله داده بشه، کی مالکه؟ جهت مالکه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اینم جهت مالکه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عزیزم جهت مالکه، ببینید یا شرط مالکه، ببینید مالک این ملک هیچکس نیست، بلکه مالک منافعه، مالک منافع الان نیست بعدا
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عزیزم من وقف کردم برای کسانی که بعدا میان، بعدا قبول کردن بسم الله، نکردن هیچ
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
صبر کنید، در این مدت نه من مالک هستم نه اونها
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
صبرکنید، شده دیگه حالا، چرا نمیشه؟ چرا نمیشه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
شما بفرمائین، ما میفرمائیم شما هم بفرمائین
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
شده، چرا نمیشه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چرا نشه؟ اخه چرا نشه عزیزم؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چرا قاطی میکنین شما؟ قاطی میکنین شما. میگیم در صورتی که، مثلا فرض کنید که یک کسی که الان مردیست، کامله، حسابی، البته ما گفتیم همه جا که قبول شرط نیستش که، در اونی که جهت قبول شرط نیستش که، جهت
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عرض میکنم اگه باشه، اگه نباشه چی؟ اگه باشد قبول شرطه، اگه نباشد اون کسانی که نیستن الان، اقایون همشون میگن دیگه میگن اگر وقف کرد بر موجودین و نسل موجودین، موجودین قبول کردن، نسل موجودین نیستن که قبول کنن، اون چطور درسته؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عزیزم چی قابله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چی قابله؟ اخه کی
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عزیزم کی قابله؟ معدومین قابل ان یا موجودین، عزیزم موجودین بر معدومین ولایت ندارن که
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ببینید شما اینجا نیستید داریم حرف میزنیم ما
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چه اینجا نیستید حرف میزنید
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اینجا باشید شما، میگم وقتی که دو قابل دارد، یک قابل موجودینن یک قابل معدومین، معدومین نیستش که قبول کنند
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حالا باشه بعدا، باشه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
باشه حالا بعدا، چون دیگران، باشه بعدا
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
در جهت قبول، قبض چرا؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
قبول بله بعدا هم میگیره بله
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
به شرطی که بعدا قبول کنن قبول نکنن که هیچی، معلق میمونه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
این خارج معلقه، بر حسب اونچه که اقایون میفرماین میشه که اگه مصلحت باشه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میدونم، استفاده میکنن ولی استفاده میشد کرد یا نه باید بحث کرد دیگه استفاده میشد کرد یا نه، اگر این وقف درست باشه، اگر بگیم این ولی مجنون، یا ولی صغیر قبول کرده و قبول صغیر عند الکِبر و قبول مجنون عند العقد شرط نیست، اگه بگه از حالا وقفه ولی ما که اینو نمیگیم که، ما میگیم مادامی که این بزرگ نشده، مادامی که رفع جنون نشده این قبول نیومده هنوز، وقتی قبول نیومده وقف یعنی چه؟ قبول نیومده، وقف یعنی چه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
همینطور میشه دیگه، و لذا ما در ضِمِ موجودین و معدومین همین رو عرض میکنیم، اینی که میخواستم عرض کنم اینه توجه کنید، ما میگیم نه اینکه در وقف بر اشخاص قبول شرطه، اینو توجه کنین این تقریبا جواب شماست، قبول شرطه، خب موجودین قبول کردن، اما اونهایی که نیستن هنوز بعدا اگه قبول کردن بر اونها هم هست اگه قبول نکردن چی میشه؟ میشه حبس، میشه حبس دیگه برای اینکه معنی وقف، مقتضای وقف این هست که این تا هر وقتی که این هست این مورد استفاده هست حالا اگر این نسل موجود قبول کرد، نسل موجود همه مُردن، نسل بعدی همه اتفاق کردند که نه، چی میشه اینجا؟ اگر نسل بعدی و نسل های بعدی و همه و همه و همه قبول نکردن این حبس خواهد شد اما اگر نسل بعدی بعضی قبول کردن، بعضی نه، نسبت به بعضی که نه وقف نیست، نسبت به بعضی که اره هست، اگر همه ی این نسل دوم نفی کردن ولاکن نسل های بعدی میتونن قبول کنن یا نه؟ بله، این عین اون حجریست که در وسط قرار میگیره، جنون و حجری که در وسط قرار میگیره ایا این باطل میکنه این رو ؟ نه، مادامی که کسانی که مورد نظر واقف هستند می ایند و قبول میکنند وقف در اینجا تحقق پیدا میکنه، درسته؟ اما اگر به طور کلی منقطع الاخر شد، نسل دوم، نسل سوم یا هر نسلی، امدند و قبول کردن بسم الله ولی اگر نسل های بعدی قبول نکردند تا اخرِ، اخر قبول نکردند این حبس خواهد بود وقف نیست، چی میشه؟ برمیگرده به ورثه کی؟ واقف که مطلبش رو الان میگیم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه ولایتم ندارن، نسل دوم قبول نکردن بر خودشون ولایت دارن ولی نسل سوم قبول کردن، خب نفی نسل دوم ایا نفی نسل بعدی رو میکنه؟ نخیر، چه ربطی به اونها داره؟ هر کسی، چون این وقف برای کل سلسله ی نسله چون کل سلسله ی نسل هر وقت بیان قبول، اگه قبول نکردن مال اونا نیست، اونی که قبول کرد مال اون، اونی که قبول نکرد مال اون نیست، چه فرقی میکنه؟ خب عرض میشود {21:50}خب معلومه دیگه، اگر منفعت وقف مباح نباشد مثلا فرض کنید که وقف کرده است این نخلستان را یا {22:08}که انگورش رو شراب کنند، فقط وقف بر این مطلبه خب حرام است درست نیست، یا چیزی که وقف کرده حرامه، خود شراب ها رو مثلا فرض کنین، این نمیشه، این ﴿و لهو جعل النظر لانفسه﴾
معلومه، نظر در این وقف باید نازل داشته باشه یا نه؟ وقف برای اشخاص متسلسل یا وقف برای جهت، باید کسی باشد که این وقف رو عمل کند یا نه؟ خب اونکه عرض میشود که از سه حال خارج نیست، حال اول این هست که اقا من از ملک خود خارج کردم ولاکن خودم متولی وقفم، مادامی که زنده ام، طوریه؟ من خودم متولی وقفم این مالی را که مال من بود الان از ملک من خارج شده است، حالا که خارج شده است منافعش مربوط به موقوف علیهم، من ولایت رو بر خودم قرار میدم، طوریه؟ نه. دو،
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب، من حق ندارم در ملک خودم تصرف کنم؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه همش از بین نرفته، ولایتش که ببینید، گفتیم دو بعدیه دیگه، یک بعد عینه یک بعد انتفاعه، عین را از ملک خود خارج کردم انتفاع رو خارج نکردم، انتفاع رو خارج نکردم یعنی من ولایت بر انتفاع دارم منتها برای دیگران که موقوف علیهم ان، این بعد اول. بعد دوم، من اصلا ولایت نمیخوام، بنده وقف کردم این ملک را ولایت با فلانی باشه، اینم که میشه. حالا اگر دو {23:34}باشه میگم من ناظرینی برای این وقف معین میکنم یکیش خودمم بقیه هم فلان، فلان، فلان، این چه اشکالی دارد؟ پس میتواند برای خودش نظارت در وقف، نه مالکیت، مالکیت که نه مال واقف هست نه مال اونهاست، نظارت در وقف هم میتواند برای خودشم قرار بده.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ما دو، سه تا ایه داریم که هر یکیش کافیه، روایت هم نمیخواد
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله، بله، برای اینکه انسان در مال خودش الا در مورد من میتواند تصرف کنه، یکی از تصرفات در مال اینجوریه، عین را از ملک خود خارج کردن و نظارت بر خود قرار دادن، مال من هست یا نه؟ مال مردم نیست که بگم فضولی کردی که.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه جوابتونو دادم من، {24:24}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
از منافع …..
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
شما اینجا باشید، حالا {24:36}یعنی چه؟ اَطَلقَ دو معنا دارد، یه معنیش این هست که بنده این خانه رو وقف کردم و موقوف علیهم فلانی هستن، ولی بعد سوم لازمه، بعد سوم ناظر در وقف، یک مرتبه من ناظر در وقف نمیگم، اصلا نمیگم ناظر در وقف کی باشه، کی نباشه، ایشون میگه که اگر نگفت ناظر در وقف کی باشه کی نباشه، خودش مستثناست، محول میشود نظارت در وقف به دیگران، میگیم چرا؟ خودش که مقدمه که، خودش که مالک بوده و رو وقف کرده ایا خودش ملک که مال او بود احرا و احق دیگران بود یا نه؟ خب بله دیگه، خب حالا هم که وقف کرده کاری کرده عین را وقف کرده و منافع برای دیگران مخصوصا در اونجائی که خودشم جزو دیگران باشه، منافع مال دیگران و خودشم جزو دیگران باشه خب میگه اگه اطلاق داشت و قید نکرد ناظر منم یا دیگری، یا مشترک این فقط برای دیگرانه لِاَرباب {25:44}خودش احراق و احق هست …. قید کرده بود دیگران من نه، اگر قید کرده بود من و دیگران هر دو، اگر هیچ کدوم رو قید نکرده نه اول و نه دوم و نه سوم قید نکرده چرا لِاَرباب باشه خودش نباشه؟! خودش که اقرب خب من میتوانم ناظر باشم و من هم ناظرم یا در ذهنم بود یا نبود فرقی نمیکنه، چه در ذهنت بود چه نبود، چرا نظارت برای دیگران که موقوف علیهم نیستن هاااا، موقوف علیهم نمیگیم، نظارت برای نُذار وقف که موقوف علیهم نیستن، چرا اون اشخاصی که از موقوف علیهم و از من جدا هستن اونها نظارت {26:26}باشه ولاکن برای من که خودم وقف کردم نباشد! اینم قابل قبول نیست. ایشون میگه {26:33}قبول نکردیم ….. اینجا هم عرض داریم، وقف کرد این زراعت رو، این زمین رو بر بِر و خیرات، خب در خیرات وقف کرد این خیرات درجات دارن دیگه، مگه اینطور نیست؟ اگر خود من که زنده هستم مالی را میخوام انفاق فی سبیل الله کنم اونی که احق اولاست باید بدم یا اونی که مهم تره؟ اونی که از گرسنگی داره میمیره انفاق کنم یا اونی که نون شبو داره؟ اونی که داره از گرسنگی میمیره مقدم هست دیگه، در وقف هم که استمرار انتفاع از ملک من است خب همینجوره، اگه منه مسلمان به عنوان مسلمان و قربت الی الله وقف کرد این خانه را از برای سکونت ایا کسانی که اجاره هم نمیتونن بکنن یک چادر هم ندارن بزنن بشین اونا رو بزنم کنار، کسی که خونه دو اتاقه داره خونه ی من رو چهار تا اتاق بیاد بشینه، پس {27:36}مطلق نیست ﴿رعایت العقرب والحوج﴾، ﴿ العقرب والحوج﴾کسانی که نزدیکترن به من و محتاج ترند در بُعد شرعی اونها مقدم ان {27:50}ممکنه اقرب نباشه، عرض میشود احوج نباشه …. خدا راضی تر است که این مرد بزرگوار جایی داشته باشد که بتواند برای خدا بیشتر کار کنه، خب دیگران هستن، دیگران اجاره کنن برن توی مسجد بخوابن مثلا، حسینه، اون {28:08}﴿…. وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا﴾ این قیامی که در مال من دارم، قیام بهتر را در مال باید داشته باشم یا نخیر قیام بهتر رو بزارم کنار قیام {28:24}قیام بهتر دیگه، این در حال حیات من و در حالی که من حیات دارم و وقف کردم یا مُردم مال منتقل میشه در این صورت همون استمرار جریان حیاته، یعنی احوج {28:40}این مال باید که مصرف بشه. بِيَعٌ مال یهوده و کنائس مال نثاراست، عرض میشود که اینجا یک چیزی یادم اومد از یکی از مفسرین بزرگ سنی که شیعه ها هم بهش احترام قائلند علاقمند هستن به او فخردین راضی، که امام {29:10}معروفه میگه ﴿وَ لَوْ لا﴾ در این ایه ﴿وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثيراً﴾ اینجا میگه که ﴿وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ﴾ مال مسیحی هاست، بِيَعٌ مالِ نثاراست، صَلَواتٌ مال مسلمینه، اینجا مساجد داره بعدا یادتون رفت؟ بعد مساجد داره، یا جوره دیگه میگه، میگه صلوات جمع صِلوِه هست باز این مال عرض میشود که یهودیهاست اما حرف اول خیلی عجیبه که ایشون یادش نبوده است که بابا بعدا مساجد داره شما صَلَواتٌ یعنی مساجد میگیرین، خب نظیر هم داره عرض نمیکنم. ﴿ لو وقف علی البیع و الکنائس {29:58}به خلاف الکافر﴾ اگر کافر وقف کند، یهودی بر یهودیان، مسیحی بر مسیحیان میشه گفت باطله؟ ….. ولاکن اگر مُسلم بر بیع و کنائس بر عبادتگاه های عرض میشود که عبادتگاه های یهود و نثارا وقف کند …. باطله، چرا؟ چرا باطله؟ کلا میشه گفت باطله است؟ و کلا میشه گفت صحیحه؟ نخیر، اگر بگید که کلا صحیحه، خب معلوم است که بیع و کنائس این اباد بشن این برخلاف نظر اسلامیست، نظر اسلامی این هست که اسلام، مساجد اسلام {30:40}اسلامی اونچه بر خلاف …. اسلامیست اگه خراب نکنی نباید اباد کنی، اگه خراب نکنین نباید اباد کنین بنابراین نمیشود در بیع عرض میشود که کنائس به طور کلی بحث کرد، اما از این طرفشم اگر ما وقف کنیم در کنیسه در مقابل کمونیست ها در مقابل اینکه این مسیحی ها و این یهودی ها با ما نزدیک تر بشن و از کمونیست ها دورتر بشن برای مصلحت سلبی در اینجا ما وقف میکنیم در بیع و کنائس چطور میشه؟ {31:12}اشکال ندارد، این تالیف قلوب مگه نیست؟ …. یکی از موارد هشتگانه ذکات است مگه مال ذکات رو بهشون نباید داد؟ خب
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
این یک بُعدشه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اونو ما عرض کردیم یک بعدشه، اما اگه اصلا مسلمان نیست ولاکن مقداری قلبش نرم میشه اگه بهش کمک کنیم این چطوره؟ اونم {31:38} دیگه ، درسته ….
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
به دینش نه، نه، اگه راسخ
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اگه راسخ باشه بحث نیست نه، اگه چنانچه رسوخ نیست هیچ فرقی براشون نمیکنه فقط محبتی از مسلمان ها میبینند مقداری به اسلام گرایش پیدا میکنند یا از تحود و تنصرشون اون خشونتی علیه مسلمین دارند کم میکنند، از این جهت اسلامی عرض، اگر جهات اسلامی در کار بود یا به اسلام {32:05}میکنند یا از خشونتی که نسبت به مسلمین دارند کم میکنند، اذیت هایی که …. کمتر میشه …. وقف کنیم چطوره؟ اشکالش چیه به نظر اقایون؟ یک اشکال داره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حکومت نیست در اینجا
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
پس بنابراین {32:25}چیزه، این یک اشکالش هست، اشکالش این هست که این مطلبه مطلب کلی نیست یعنی وقف کردن بر یک فرض کنید که محل عبادت مسیحی ها یا نه سنی ها احیانا به مصلحت اسلام هست مگه اینطور نیست؟ کلا که نیست، پس وقف نیست حبس میشه کرد، اشکال بزرگ اینه که وقف بیع و کنائس حبش میشد کرد یعنی یک سال این به منفعت اون کنیسه برای اینکه فرض کنید که کمونیست ها رو چنین کنن یا اینکه تالیف قلوب بشه اما به طور کلی بخوایم تا مادامی که این زمین هست برای بیع و کنائس خب بعدا به ضرر اسلامه، بعدا به نفع اونهاست بنابراین وقف نمیشه بله وقف موقت که حبس است این درسته. عرض میشود که بعدش {33:15}اینجا هم همینطوره، در حَربی هم حبس میشه کرد حربی که حربش رو کم کنه خب حبس میشه کرد، انفاق هم میشه کرد ….. گرچه پدر باشد، مادر باشد، هر که باشه …. گر چه اجنوی باشد ما میگیم …. اشکالی که من کردم نمیدونیم که ما بر ضمه میخوایم وقف کنیم، بله بر کافر غیر ضمنی نمیتونین، بر مشرک نمیتونین، بر ضمنی میتونین، چرا؟ چون میگیم از {33:59}تالیف قلوبه دیگه، میگیم این کلیت نداره پس وقف نمیشه کرد حبس میشه کرد {34:06}خیل خب …..
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چرا، در بعد اسلامی صحیحه در بعد غیر اسلامی صحیح نیست، چون دو تا بعد داره دیگه، اگر غیر مسلم را کمک کنیم که غیر مسلم تر بشه، خب معلوم است، حتی مسلم، اگر بر مسلمی وقف کنیم که نفعی برای اسلام نداره و ضرر داره این وقف هم باطله، جوابتونو عرض کردم ما به شرط مصلحت اسلامی، به شرطی که اگه وقف کنیم بر این کافر یک مقداری چیزش کمتر میشه، اِعدائش، عداوتش کمتر میشه و به نفع اسلام هست و به طرف کمونیست ها نمیره، به طرف موحدین میره، از این جهت ما عرض کردیم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
شکی نیست، شکی نیست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اینجا خروع تخصصی داره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خروع تخصی داره عرض میکنم، خروع موضوعی داره، یعنی چرا بر غیر مسلم کمک کردن بده؟ چون کمک به ضد اسلامه، اینجا کمک به ضد اسلام نیست، کمک به نفع اسلامه این خروع تخصصی داره. عرض میشود که بعد {35:30}اگر مسلمانی که خب وقف کرد نگفت برا کی، وقف کرد برای اینکه مصرف بشود، فی سبیل الله مصرف بشه، ایشون میفرماید که ﴿ینصرف الی المسلمین﴾ حرف درست {35:48}به مسلمین داره اما اگر در یک بلادی هست که مسلمان هایی که خمارن، قمارن، چه هستن، چه هستن، چه هستن اینا به ضرر اسلام کار میکنن اما یک عده زدشتی هستن که زردشتی ها به حساب واقع اینها ولووو اهل کتاب نیستن اما موحدن، البته این خودش بحث داره، اگر چنانچه وقف بشود، شما میگین منصرف به مسلمه میگیم منصرف به کسانی که اصلَح ان برای استفاده از وقف از نظر اسلامی و الهی، ممکن است زدشتی باشه، به ضرر اسلام کار نمیکنه، به نفع هم کار میکنه و در بسیج و مسیج این حرفها هم میره، جنگ هم میکنه فلان ولی مسلمان او مسلمان نمیکنه چرا شما میگید که این منصرف به مسلمه؟ مگر این اینطور بگیم، بگیم ضابطه اولینه، قاعده ی اولیه این هست که خب به مسلم دیگه الا استثنائات مگر در جایی که غیر مسلم از مسلم انَفعِ ولاکن یک اشکال هست در اینجا اون اشکالی که قبلا عرض کردم که اگر وقف اگر که گفتش که﴿ وقفتُ﴾ برای محتاجین شما بگید که اینجا {36:55}به مسلم نداره بلکه به …. حتی غیرمسلمی که نفع برای اسلام داره میگیم این همیشگی که نیستش که پس حبس خواهد شد، حبس خواهد شد دیگه.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله ولاکن منه مسلم که وقف میکنم ایا مسلمون احق هست یا غیر مسلمون؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله بله به حسابه، مسلمون احق هست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله دیگه، بعد ﴿و ینصرف الکافر علی فقرا ملته﴾ اون مطلب دیگر {37:45}اگر وقف کرد برای مومنین، اینجا اختلاف با خدا دارند عده ای، خداوند لفظ مومن رو اطلاق میکنه برای کسی که {38:00}توش قید تشیع نیست بله البته شیعه مومن تره ولاکن حتی کسانی که عرق میخوردند، شراب میخوردند، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ﴾ پس مومن مقابل منافقه، و مقابل {38:18}…. مطلب دیگریه، به زبان مسلمانه در قلب منافقه اون هیچی، به زبان مسلمانه به قلب نرسیده اونم هیچی، ولاکن اگر از زبان به قلب رسیده چه همه ی قلب رو گرفته چه بعض قلب رو گرفته بالاخره باوری کرده است این باور پائین باشد، بالا باشد بالاخره باوری کرده است خدا و معاد را {38:44}دیگه شرط اینکه نماز شب بخونه نیست، شرط اینکه شیعه هم باشد نیست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خب
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مگر اینکه قرینه خاصه ای داشته باشیم از دنیا اینجاست ببینید لفظ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا ﴾ این سنی ها رو نمیگیره، سنی ها نماز نخونن، روزه نگیرن؟ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ﴾ ببینید منطق قران فرق داره با منطق، ما وقتی که میگن مومن یعنی شیعه اثنی عشری، خب قران که در کل ایات به عنوان ظابطی ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُواوُجُوهَكُمْ ﴾ یعنی فقط شیعه ها وضو بگیرن، سنی ها بی وضو نماز بخونن یا نماز نخونن، نه وضو بگیرن نه نماز بخونن، این فرق داره ببینید یک مرتبه یک کسی میگه وقف علی المومنین بر حسب همون اصطلاح خاص داره میگه بله قبوله، مراد از مومنین شیعه ها هستن، یک مرتبه نه به اصطلاح خاص نمیگه، میگه المومنین در منطق قران چه معنا میدهد؟ {39:50}خب سنی ها رو هم میگیره بله شیعه ارجح بر سنیست حرفی نداریم بعضی موقع ها سنی ارجح شیعه هست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نشد، الان ببینید نه باید نیست خبره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
خبره، خطاب به کیه؟ خطاب میکند به الَّذِينَ آمَنُوا ، الَّذِينَ آمَنُوا مخاطبا یعنی الَّذِينَ آمَنُوا شیعه مخاطبا یا سنی ها مخاطبا؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
از قضا بود، بود، نخیر خود عمر مگه سنی نبود، راس سنی ها بود دیگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نشد
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه، زمان خود پیغمبرم توطئه ی دو شِقی بود، در زمان خود رسول الله اکثرا اونوری بودن بله، اکثرا انوری بودن اقلا اینوری بودن، شیعه و سنی {40:40} عثمان نیستش که
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
کسانی که بله، کسانی که موافق با رسول الله صد در صد بودن شیعه، کسانی که در بعد خلافت نه خب سنی، حالا در لفظش {40:50} مطلبی نیستش که.
.
.
.
وسلام علیکم